خريد بک لينک
لوازم یدکی ال ۹۰
Hookah Shisha Tobacco
ماسک سه لایه
فلنج
بلیط شیراز تهران
Barabas Ropa de hombre
فایلهای علمی
تاريخ : 10 مهر 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : pop | بازدید : <-PostHit->
مبانی نظری و پیشینه پژوهش خانواده دارای نوجوان

مبانی نظری و پیشینه پژوهش خانواده دارای نوجوان

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش خانواده دارای نوجوان

مبانی نظری و پیشینه پژوهش خانواده دارای نوجوان
مبانی نظری نوجوان
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل docx
حجم فایل 82 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 60

مبانی نظری و پیشینه پژوهش خانواده دارای نوجوان

در  60 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت docx

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت docx 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

1-  خانواده دارای نوجوان

خانواده یک نظام طبیعی و اجتماعی است که افراد خواسته یا ناخواسته به آن وابسته اند و اولین کانونی است که فرد در آن احساس امنیت می کند و مورد پذیرش و حمایت قرار می گیرد . ساخت و فضای روانی خانواده ، که ترکیب کلی و مجموعه روابط بین اعضای آن می باشد هر کدام به گونه ای خاص عملکرد و رفتار فرد را در جهت رویارویی با مسائل و موانع وفشارهای روانی ، اضطراب ها ، ترس ها و سایر محرک های ناخوشایند تحت تاثیر قرار می دهند . بروز تحولات فرهنگی – اجتماعی – اقتصادی چشم گیر در کشور موجب شده که در سالهای اخیر ارتباطات کمتری بین فرزندان نوجوان و والدینشان نسبت به دو دهه قبل برقرار شود . برقراری تماس های کلامی و غیرکلامی بین والدین و فرزندان خود می تواند مانع جدی و عامل بازدارنده مهمی برای رشد بهنجاری در رفتارهای روان شناختی فرزندان باشد ( کاوسیان و کدیور ، 1374 ) .

پژوهشگران در مطالعات خود در زمینه خانواده به انواعی گوناگونی از آن اشاره کرده اند :

1-خانواده منسجم و صمیمی : در این خانواده ها انسجام و دوستی و تعامل بسیار خوبی وجود دارد و فرزندان در آن رشد می کنند و آسیب کمتری می بینند .

2-خانواده پاسخگو : در این گونه خانواده ها والدین و اعضای آن نسبت به رفتار  و اعمالی که انجام می شود پاسخگو هستند و احساس مسؤلیت می کنند .

3-خانواده بی تفاوت : خانواده های بی تفاوت ، نسبت به همدیگر چندان احساس مسؤلیت نمی کنند و نسبت به همدیگر خنثی و اهل تعامل نیستند .

4-خانواده مستبد : در خانواده های مستبد ، رفتار استبدادی و زورگویانه و امر و نهی های شدید و آمرانه حاکم است و منطق و استدلال وجود ندارد .

5-خانواده آشفته : در خانواده های آشفته نظم و آرامش وجود ندارد . آشفتگی این خانواده ها از والدین به فرزندان منتقل می شود ( عیسی مراد ، 1389 ) .

براساس پژوهش های انجام شده در الگوهای خانواده های ایرانی 7 مدل خانواده شناسایی و تقسیم بندی شده است که عبارتند از :

1-الگوی خانواده پذیرا و پویا ؛ که بهترین مدل از خانواده های موفق و متعادل است . چرا که منطق و احساس در آن وجود دارد .

2-الگوی وابسته ؛ وابستگی در این مدل بسیار بالا است و از پذیرش دیگران امتناع می کنند .

3-الگوی سلطه گری ؛ حاکمیت امر و نهی و دستوری عمل کردن در خانواده رایج است .

4-الگوی مقابله ای ؛ افراد با همدیگر مرتب در مقابله و انتقامجویی هستند .

5-الگوی کناره گیر ؛ افراد نقش کناره گیری خود را پذیرفنه و رابطه ی بین آن ها خشک و بی روح است .

6-الگوی نامنسجم ؛ در روابط خانوادگی هیچ گونه انسجام و هماهنگی وجود ندارد بلکه تضاد و تعارض حاکم است .

7-الگوی زیستی ؛ پایین ترین الگوی خانوادگی است که افراد خانواده در پست ترین نوع زیست زندگی می کنند، حتی گاهی به معامله افراد و خانواده مانند فروش فرزند هم اقدام می کنند، (احمدی، 1384).

همچنین پژوهشگران خانواده ها را از نظر انواع تیپ های گوناگون مورد مطالعه قرار داده اند ، که نتایج به دست آمده از این مطالعات طبقه بندی زیر را در بر می گیرد . 

1-خانواده متلاشی : خانواده ای با ویژگی های گسیخته ، بی ثبات ، طلاق و جدایی ، درون تنی – غیبت ها و ناموفق است .

2-خانواده متزلزل : خانواده ای با ویژگی های نابسامان ، بدون آرامش ، بدون منزلت ، ناامید ، انتقاد به هم است .

3-خانواده متعادل : خانواده ای با ویژگی های وجود عاطفه و عقل ، رویکرد مثبت ، مدیریت ، امنیت ، جذابیت و تقسیم کار است .

4-خانواده متعالی : خانواده ای با ویژگی های متکامل و بالنده ، شکوفا ، هویت بالا ، توجه به آینده ، زندگی معنادار ، حاکمیت معانی اخلاقی است ( محمودیان ، 1383 ) .

مطالعه در زمینه خانواده اهدافی را برای پژوهشگران به دنبال دارد ، تا خانواده ها را به سمت رشد و تعالی همراه با سلامت روانی و اجتماعی سوق دهند . در این زمینه می توان به اهداف زیر اشاره نمود : 1-تحقق جامعه سالم . 2-تداوم نسل . 3-تامین نیازهای اصلی . 4-تربیت اجتماعی نسل .  5-حراست از ایمان . 6-جمال اجتماعی . 7-رشد و بالندگی ( عیسی مراد ، 1389 ) .

...

 

3- نوجوانی

به گفته آرنت[1] ( 1999 ) اگر چه دوره نوجوانی ، دوره ی بحران و تنش نامیده می شود ، نوجوانان عملاً با چندین چالش مواجه می شوند : 1-تعارض با والدین 2-قطع خلق 3-رفتارهای توأم با خطر کردن . پژوهش ها تقریباً نشان داده است که افزایش نگرانی نوجوانان به خلق منفی والدین مربوط می گردد ( کل[2] ، لاچلان[3] ، مارتین[4] ، تروگلیو[5] و سروزینسکی[6] ، 1998 ، اسپروجت-متز[7] و اسپروجت-متز ، 1997 ، به نقل از لوگسن[8] ، دوگاس[9] و بوکووسکی[10] ، 2003 ) . به گفته آرنت ( 1999 ) نوجوانان نسبت به کودکان و بزرگسالان به احتمال بیشتر در رفتارهای خطردار درگیر می شوند . در طی این رفتارهای خطردار ، احتمال مواجه شدن با پیامدهای بالقوه تهدیدآمیز افزایش می یابد و تداوم این پیامدهای نامعلوم ، احتمالاً منجر به افزایش نگرانی می گردد . این عوامل نشان می دهد نوجوان دوره ای را می گذراند که در آن عوامل شناختی و موقعیتی باعث ایجاد و حفظ نگرانی می گردند ( لوگسن ، دوگاس و بوکووسکی ، 2003 ) . از دیدگاه روان شناسان شخصیت مانند اریکسون ، نوجوان از 12 تا 19 سالگی در وضعیت احراز هویت در مقابل سرگشتگی قرار دارد . در این دوره ، معنای خود از محدوده ی والدین به دنیای دوستی گسترش پیدا می کند و این امر به نوبه خود بر تعامل والدین – نوجوان تاثیر می گذارد . نوجوان باید به چند پرسش فلسفی – شناختی – اجتماعی از قبیل « من کیستم ؟ » و « من چگونه آدمی هستم ؟ » پاسخ دهد . همچنین او سعی می کند تا هویت خود را در تکالیف اساسی روان شناختی نظیر رفتارهای روانی – جنسی ، مذهبی و شغلی ، ارزیابی کند و پاسخ به این پرسش ها نیز بر نوع تعامل والدین – فرزند تاثیر می گذارد . می توان گفت که کیفیت تعامل والدین – فرزند ، در نوجوانی ، میانسالی و حتی دوره های بعد بسیار تحت تاثیر این موضع قرار خواهد گرفت . از دیدگاه شناخت گرایی ، نوجوانان به واسطه ی ظرفیت های شناختی جدید خود به تدریج این توانایی را می یابند تا در مورد زندگی ، ارزش ها و آینده فکر کنند . در این دوره نوجوانان درصددند تا والدین آرمانی خود را بیابند و از این رو انتقاد کردن از آن ها را آغاز می کنند . رشد خود در نوجوان همبستگی مثبتی با رفتارهای او و رشد خود در والدینش دارد ( هاور[11] و همکاران ، 1984 ؛ به نقل از علیزاده ، 1380 ) .

هرلبات[12] و همکاران ( 1997 ) اظهار می دارند که بر اساس نظریه اریکسون ، عزت نفس نوجوانان با مهارت های پژوهشی والدین رابطه دارد و احراز هویت ، در این زمینه نقش اصلی را دارد ( علیزاده ، 1380 ) .

علی رغم اهمیت زیاد وجود همتا در دوره نوجوانی ، خانواده بافتی بحرانی برای یک نوجوان باقی می گذارد . خانواده ممکن است به عنوان یک عامل حمایت کننده یا خطردار برای بچه ها خدمت کند . در واقع خانواده از طریق فراهم آوردن فضایی برای بررسی نقش ها و ارزش های جدید ، نقش کلیدی در شکل دهی هویت و فردیت نوجوانان بازی می کند . نوجوانان همزمان با این که خود پیروی و استقلال را جستجو می کنند خواستار حفظ صمیمیت و ارتباط با خانواده هایشان هستند . اسچیکندانز[13] و همکاران ( 1994 ) ، سروف[14] و همکاران ( 1996 ) ، نوک[15] و همکاران ( 1999 ) و پتیلا[16] ( 1999 ) دریافتند ، صمیمیت نوجوان با پدر و مادر مهمترین پیش بینی کننده سازگاری روان شناختی آنان است . بر اساس یافته های پویکولانن[17] و کانروا[18] ( 1995 ) که توسط یافته های بعدی حمایت شد ، افزایش غیبت پدر از خانه با نشانگان جسمانی پسران نوجوان ارتباط دارد ، در حالی که افزایش نزاع بین والدین با نشانگان جسمی بین نوجوانان دختر در ارتباط است . مشخص شده است ، حمایت والدینی اثر مهمی بر سلامت نوجوانان دارد . برخی از مطالعه ها از قبیل آلن[19] و همکاران ( 1994 ) و نوم[20] و همکاران ( 1999 ) نشان می دهند ، خودپیروی و عدم وابستگی در خانواده نوجوان با نتایج مثبتی چون عزت نفس پیوند دارد ( جورنن[21] ، 2005 ) .


[1]-Arnet

[2]-Cele

[3]-Lachlan

[4]-Martin

[5]-Trugilo

[6]-Seroczynski

[7]-Spruijt-Metz

[8]-Laugosen

[9]-Dugas

[10]-Bukowski

[11]-Haver

[12]-Herlbut

[13]-Schikendanz

[14]-Sroufe

[15]-Noack

[16]-Pietila

[17]-Poikolainen

[18]-Kanreva

[19]-Allen

[20]-Noume

[21]-Jornen

...

 

8-ادبیات پژوهشی

8-1- یافته های پژوهشی داخلی

مشکبید حقیقی ( 1386 ) در پژوهشی با عنوان بررسی اثر آموزش زندگی خانوادگی در کاهش تنیدگی والدینی مادران دارای کودک ADHD نشان داده است که با آموزش زندگی خانوادگی مادران دارای کودکان ADHD می توان احساس های منفی صلاحیت نقش ، انزوای اجتماعی ، روابط با همسر ، دلبستگی و سلامت کاهش داد .

نتایج پژوهش صالحی ( 1385 ) باعنواناثربخشیآموزشوالدینبارویکردآدلری[1]برسبکهایمقابلهایمادرانکودکاندارایاختلالسلوك ،حاکیازاثربخشیآموزشوالدینبارویکردآدلریبرسبکهایمقابلهایمادرانکودکاندارایاختلالسلوكبودوکاهشنشانههای اختلالسلوكبا95درصداطمینانتأییدشدهاست.

همسانی والدین در تربیت به توجه اجتماعی مربوط می شد . هنگامی که پدران همسانی در تربیت نشان می دادند ، دخترها عزت نفس بالاتری داشتند این ارتباط معنی دار در خرده مقیاس برای پسران بدست نیامد . کج خلقی و کناره گیری مادر با عزت نفس دختر ارتباط منفی داشت و کج خلقی والدینی و کناره گیری با عزت نفس پسران ارتباط مثبت داشت ( حجازی و سیف ، 1379 ) .

در برخی مطالعه ها نشان داده شده که سبک والدینی قدرت طلبانه به طور مثبت به عزت نفس کودکان از همه سنین و سبک دیکتاتورانه به طور منفی به عزت نفس کودکان مربوط می شود . در همین زمینه پژوهش اسماعیلی ( 1380 ) نشان داد ، میانگین نمره عزت نفس دانش آموزان دارای پدران دموکرات بیشتر از دانش آموزانی بود که دارای پدران دیکتاتور یا سهل گیر بودند . پژوهشی با نام بررسی اثر آموزش درس مهارت های زندگی در تعامل با شیوه های فرزندپروری بر عزت نفس دانش آموزان اردبیل توسط محمد اسماعیلی انجام شد و نتایج نشان داد که شیوه تربیتی 87.5 درصد از پدران مورد مطالعه ، شیوه ی تربیتی دموکراتیک ، 5 درصد دیکتاتورانه و 7.5 درصد سهل گیر بوده است ( اسماعیلی ، 1380 ؛ نقل از حسین پور ، 1381 ) .

پژوهش های فطین حور (1375) نشان داد مادران کودکان مبتلا به اختلال های رفتاری در استفاده ازشیوه فرزندپروری مستبدانه تفاوت معناداری با مادران کودکان بهنجار دارند. مادران کودکان دارای اختلال رفتاری شیوه ی مستبدانه بکار می برند.

 


[1]- Adler

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش خانواده دارای نوجوان






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
مبانی نظری و پیشینه پژوهش خانواده دارای نوجوان ,

تاريخ : 10 مهر 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : pop | بازدید : <-PostHit->
مبانی و پیشینه نظری استرس

مبانی و پیشینه نظری استرس

دانلود مبانی و پیشینه نظری استرس

مبانی و پیشینه نظری استرس
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل docx
حجم فایل 155 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 65

مبانی و پیشینه نظری استرس

در  65 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت docx

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت docx 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

مقدمه

افراد جامعه کنونی بیش از پیش نسبت به تنیدگی و پیامدهای آن هوشیار شده اند، بزرگسالان، نوجوانان و حتی کودکان از آلودگی محیط زیست ، امکان وقوع یک جنگ هسته ای، به پایان رسیدن منابع طبیعی، خطر آزمایش های هسته ای، وجود افزوده های غذایی و مواد سرطان زا و... سخن می گویند و تمامی این مسایل بخشی از زندگی روزمره را تشکیل میدهند. والدین و فرزندان می دانند که هسته خانوادگی دگرگون شده ، زندگی عصر ما چنان است که در اغلب خانواده ها پدر و مادر باید هر دو کار کنند تا بتوانند هزینه های روز افزون را تامین نمایند، طلاق افزایش یافته، ازدواج مجدد نیز امری ناممکن نیست. افزون بر این ،رسانه های گروهی افراد را به مشاهده صحنه های جنگ ، خشونت ، تخریب، شقاوت و بی رحمی ،مرگ و کشتار عادت داده اند. (دادستان،1387)

استرس پدیده نو ظهور نمی باشد. بلکه از زمانهای بسیار دور نیز وجود داشته است و تنها تفاوت آن در تنوع، استمرار و منابع استرس زا میباشد. فشارهای عصبی نیاکان مارا قادر می ساخت تا مقابل تهدیدات محیط خود را مسلح کنند و راههای گریز از این فشارها عمدتاً به دو صورت بود "مبارزه یا فرار" و از این طریق  به حیات خود ادامه می دادند. آنان در شناخت توانایی خود با دشمنان از تغییراتی که در سیستم فیزیولوژیکی بدنشان اتفاق می افتاد بهره می جستند. بدین ترتیب در واقع آنها با استرس زندگی نمی کردند. بلکه استرس در حاشیه زندگی آنان بود (زهرا کار،1385) بنابراین باید گفت که فشار روانی برای بشریت یک پدیده جدید محسوب نمی شود.

انسان در چند سال گذشته به ویژه در قرن بیستم، شاهد تغییر و تحولات موثر بوده است این تحولات باعث گردیده تا انسان با مسایل و مصائب نیز به طوراختصاصی برخورد کند صنعتی شدن جوامع بشری تغییر سریع و فزاینده در ارزشهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و عدم توانایی در پیش بینی آینده مجموعه عوامل موثر در به وجود آوردن فشار روانی می باشد.(سلطانی، 1381)

به طور کلی اصطلاح فشار عصبی یا استرس از کلمه لاتین استرینگر[1] مشتق شده است که به معنای در آغوش گرفتن، فشردن و باز فشردن است. رفتارهایی که می توانند با احساسات متضاد همراه باشند. فشرده شدن یا زیر فشار قرار گرفتن به اختناق منتهی می شود و احساس درماندگی و اضطرابی را به وجود می آورد که قلب و روح را در برمی گیرد.بدین ترتیب درماندگی و استیصال[2] اصطلاح دیگری است که از استرینگر مشتق شده است و بیانگر احساس رها شدگی، انزوا، ناتوانی و جز آن است که در یک موقعیت حاد (نیاز، خطر،رنج) در فرد ایجاد می شود(دادستان،1387)

در فیزیک استرس عبارت از فشار یا نیرویی است که بر ارگانیزم وارد می شود. خروارها سنگ که بر روی زمین سنگینی میکند، اتومبیلی که با اتومبیل دیگر تصادف میکند و پلاستیکی که کشیده میشود همه از نوع استرس فیزیکی به حساب می آیند. فشارهای روانی یا استرسها نیز سنگینی می کنند،فشار می دهند و میکشند و ممکن است این احساس به ما دست دهد که در اثر سنگینی یک تصمیم گیری خرد می شویم. به علت گرفتاریهای زندگی تحت فشار هستیم یا در اثر تنش، استخوان هایمان قرچ و قروچ می کنند.از نظر واژه شناسی، استرس کلمه یونانی است که در قرن هفدهم میلادی بسیار متداول بود که به معنی سختی[3]، دشواری[4] و محنت به کار رفته است. در اواخر قرن هجدهم معنی آن به نیرو و زور و تلاش تغییر یافته و منظور از آن در وهله نخست نیروهای ذهنی و جسمی فرد یا افراد بود(قراچه داغی و شریعت زاده،1373).

 


[1].Stringere

[2].Distress

[3].Hardship

[4].Straits

...

مدل سه گانه استرس (فشار روانی)

الف: استرس به عنوان محرک

این مدل فرض میکند استرس چیزی است که در محیط رخ داده و خواسته ای را برای فرد مطرح میکند، مانند استرس کار، زندگی پر از موقعیت هایی است که خواسته هایی را برای ما مطرح میکنند، دور شدن از خانه، درگیری با فشارهای اقتصادی،مشکلات مربوط به امتحانات و کار و برخی از خواست های بیرونی که فرد با آن مواجه می شوند و عوامل استرس زا اشاره دارد، در این چشم انداز تحقیقات به دنبال یافتن منابع استرس در محیط بیرون می باشند (احمدوند،1382).

ب: استرس به عنوان پاسخ

الگوی پاسخ به تجربیات فرد اشاره دارد، به عنوان مثال می گوییم فردی از استرس در رنج است،زمانی که این رویکرد را مورد استفاده قرار می دهیم،از طریق مشاهده نشانه های مثل تحریک پذیری،کاهش انرژی، بی خوابی،مشکلات هاضمه و مانند آن به تجربه ای به نام استرس اشاره می کنیم. این استنباط ممکن است در مورد دیگران یا خودمان باشد.این رویکرد اطلاعات زیادی درباره پیامدهای استرس در قالب های شناختی و فیزیکی ارائه نموده است، در واقع یافتن بیماری فیزیکی یا روان شناختی که مرتبط با فرآیند استرس نباشد. دشوار است و این امر با توجه به رویکرد (زیستی – روانی – اجتماعی[1]) تعجب برانگیز نمی باشد(احمدوند،1382)

نظریه پرداز اصلی این دیدگاه هانس سلیه است، او در اواخر 1390 مقاله ای منتشر ساخت که باعث تحول درک دانشمندان از استرس گردید، دکتر سلیه ابتدا آگاهانه از بکار بردن واژه استرس برای بیان حالتی که تحقیق او کشف نموده بود امتناع می کرد، اما متعاقباً نظرش را تغییر داد.

مهمترین جنبه حائز اهمیت دیدگاه سلیه این بود که وی کاربرد سنتی را ملغی ساخت او به تصویر استرس بر خلاف نمایاندن آن به عنوان عامل یا نیرو و به عنوان نتیجه ای که در اثر حضور عامل یا نیروی دیگری درون یک موجود زنده ایجاد می شود توجه داشت.( گریفین، مورهد،1986)

درک سلیه از استرس در ارتباط با علم فیزیولوژی است که ریشه در مراحل تکاملی وابسته به علم زیست شناسی موجودات زنده دارد.

الگوی زیست شناسی سلیه مبنای رویکردهای دیگری به مسئله استرس قرار گرفته است(بلورچی، 1367، ص217).

از نظر استرس پاسخ غیر اختصاصی بدن نسبت به نیازهایی است که در آن به وجود آمده است. برای درک این تعریف نخست باید مفهوم غیر اختصاصی روشن شود.

هر نیازی در بدن حالت بیگانه و خاص خود را دارد که مختص آن نیاز است. مثلاً هنگامی که معرض سرما قرار می گیرد. بدنمان می سوزد که گرمای بیشتری تولید شود، رگهای خونی منقبض می شوند که گرمای کمتری از دست برود. هنگامی که در معرض گرما قرار می گیرد از دست دادن آب به صورت دقیق تعریق در سطح پوست تاثیر خنک کننده ای دارد.

عمر دارو یا هورمونی اثرات خاص خود را دارد . داروهای تولید ادرار، آن را افزایش می دهند. هورمون آدرنالین نبض را تند و فشار خون را افزایش میدهد و همزمان قند خون را بالا می برد. در حالی که انسولین قندخون را کاهش می دهد با این وجود بدون در نظر گرفتن تغییرات ایجاد شده تمام این عوامل یک چیز مشترک دارند.

آنها نیاز و سازگاری همجوار مجدد را افزایش می دهند. این نیاز غیر اختصاصی است و صرف نظر از این که مشکل چیست انطباق با آن ضروری است. به عبارت دیگر عواملی که بر ما تحمیل می شوند علاوه بر اعمال اختصاصی شان،  ایجاد یک نیاز غیر اختصاصی برای انجام کنش های سازگاری و ایجاد دیواره وضعیت بهنجار را در بر دارند که این مسئله مستقل از فعالیت های اختصاصی آنهاست نیاز اختصاصی برای فعالیت، ماهیت و اساس استرس است.

تصور این که مسائل متفاوتی مانند سرما، گرما ، داروها، هورمون ها ، غم و شادی می تواند واکنش یکسان در بدن ایجاد نماید مشکل است و مدتها طول می کشید تا وجود چنین واکنش های کلیشه ای در پزشکی پذیرفته شود(قریب ، 1371،).


[1].Bio- Dsycho - Social approach

...

تفاوت های جنسی در پاسخ به استرس

تقریباً یک قرن پیش، اعتقاد بر این بوده است که مردم آنچه را که والتر کانن، روانشناس  دانشگاه هاروارد، واکنش " جنگ" در برابر استرس می داند ، تجربه  می کنند. والتر کانن معتقد بود که وقتی انسان با حیوان وحشی یا رقیب رو به رو می شود، بدن خود را برای جنگ یا گریز آماده می کند. اگر چه دانش زیست شناختی آن زمان  به اجازه بررسی دقیق این موضوع را نداد. اکنون می دانیم که واکنش جنگ یا گریز عبارت از تغییراتی است که مغز (ادراک ها، انتقال دهنده های عصبی)، دستگاه درون ریز(هورمون ها) و بخش سمپاتیک دستگاه عصبی خودکار (افزایش ضربان ، تنفس  سریع، تنش ماهیچه ها) در بدن به وجود می آورد، این تغییرات مارا در زمان مقتضی، همچون شیاطین برای جنگ یا گریز آماده می کنند.

تایلور و همکارانش، با بررسی ادبیات مربوط به استرس در UCLA (2000)، نشان می دهند که زنان، هنگامی که تحت استرس هستند، به جای جنگ یا گریز معمولاً به کودکان ، ارتباط با خانواده یا دوستان  گرایش نشان می دهند. بررسی تایلور را دانشجویی تهیه کرد که بی تکلیف اظهار داشت ، در مطالعه استرس تقریباً تمام موشها ماده بودند. بررسی تایلور نشان داد که قبل از 1995، وقتی ادارات فدرال خواستار برابری بیشتر زنان در بررسی های اقتصادی شدند، صرفاً 17 درصد آزمودنی ها زن بودند. در تحقیقات، تفاوت حجم نمونه بین زنان و مردان باعث می شود تا پژوهشگران به این سوال که آیا زنان همانند مردان به استرس واکنش نشان می دهند، بی توجه باشند.

تایلور و همکارانش (2000)، با بررسی های بیشتری که در ادبیات مربوط به استرس انجام می دهند در می یابند  که زنان و مردان، در مقابل استرس، واکنش های متفاوت با ثباتی نشان می دهند.

واکنش های زنان در مقابل استرس را می توان واکنش گرایش و دوستی نامید. این واکنش بیشتر سر پرستی و نیاز به حمایت اجتماعی را شامل می شود تا جنگ و گریز . وقتی زنان با تهدید، واقعه ناگوار یا حتی یک روز نا خوشایند در محیط کار مواجه میشوند، این واکنش آنها در مقابل استرس اغلب به صورت گریه برای کودکانشان و با برقراری ارتباط و حمایت اجتماعی، به ویژه با سایر زنان ، جلوه گر می شود. مردان بعد از یک روز نا خوشایند در محیط کار به احتمال زیاد از خانواده دور می شوند یا جر و بحث راه می اندازند.

روان شناسان تحولی اظهار می دارند که واکنش گرایش و دوستی ممکن است در زنهای انسان باشد زیرا به بقای زنانی که گرایش به فرزند دارند، کمک می کند. زنانی که جنگ را انتخاب می کنند اغلب می میرند یا حد اقل از فرزندشان جدا می شوند.

تفاوتهای جنسی در رفتار معمولاً با تفاوت های جنسی در هورمون اکسی توسین غده هیپوفیز اشاره می کنند. اکسی توسین با رفتارهای مادرانه، نظیر پذیر و در آغوش گرفتن فرزند، در میان تعداد زیادی  از جانواران ارتباط دارد( تایلور و همکاران،2000). اکسی توسین، که به هنگام استرس ترشح می شود، روی موش ها و انسان اثر آرام بخش دارد. این کار باعث می شود تا آنها ترس کمتری داشته باشند و اجتماعی تر شوند.

در مردان نیز، وقتی تحت استرس هستند، داکسی توسین ترشح می شود ، تاثیر تفاوت های جنسی در اثر هورمون های جنسی استروژن و تستوسترون  می باشد. از سوی دیگر هورمون تستوسترون در مردان بیشتر از زنان است و آثار اکسی توسین را کاهش می دهد و این کار افزایش  حس اعتماد به نفس و بروز پرخاشگری را موجب می شود(سالیوان،2000) ممکن است مردان به دلیل توازن ژنتیک هورمون ها در بدن، وقتی تحت استرس قرار می گیرند، بیشتر از زنان رفتار های پرخاشگرانه نشان می دهند به دلیل چنین تفاوت هایی است که  عمر زنان بیشتر از مردان است.

مردان در برابر تجربه های استرس آمیز که با اختلالهایی همراه است، از جمله فشار خون بالا، رفتار پرخاشگرانه، سوء مصرف الکل یا دارو بیشتر از زنان واکنش نشان می دهند(می،2000). « از آنجا که رویکرد گرایش و دوستی در مواردی می توانند از زنان در برابر استرس محافظت کند الگوی زیستی- روانی- اجتماعی این بینش را به ما می دهد که چرا متوسط عمر زنان، هفت و نیم سال بیشتر از متوسط عمر مردان است.»

همه  روان شناسان با تبیین زیست – شناختی موافق نیستند. روان شناس ایگل (2000)، اظهار می دارد که، در واکنش به استرس، ممکن است تفاوت های فرهنگی باشد.

«فکر می کنم شواهد کافی در اختیار داریم که بگوییم زنان حس پذیرش بیشتری دارند. آیا حس پذیرش جنبه زیست شناختی دارد یا به این دلیل است که زنان، برای رشد خود، مسئولیت پذیری و آمادگی بیشتری دارند؟ سوالی که در ذهن همه روان شناسان وجود دارد؟»

منابع فارسی

1.  اتکینسون، ریتال،. ال هیلگارد، ارنست،ر.(1384). زمینه روان شناسی. جلد دوم. (ترجمه م. براهنی و همکاران.) تهران: انتشارات رشد

2.  احمدوند،م.(1381). بهداشت روانی،تهران: انتشارات دانشگاه پیام نور

3.  احمدی، گ. (1390). بررسی عوامل استرس زا ،راهبردهای مقابله ای با سلامت عمومی زنان همسران معتاد و غیر معتاد  شهرستان کرمانشاه. پایان نامه کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات

...

دانلود مبانی و پیشینه نظری استرس






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
مبانی و پیشینه نظری استرس ,

تاريخ : 10 مهر 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : pop | بازدید : <-PostHit->
مبانی نظری و پیشینه پژوهش قصه درمانی کودکان

مبانی نظری و پیشینه پژوهش قصه درمانی کودکان

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش قصه درمانی کودکان

مبانی نظری و پیشینه پژوهش قصه درمانی کودکان
فصل دوم کاربرد بالینی قصه کودکان
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل docx
حجم فایل 60 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 66

مبانی نظری و پیشینه پژوهش قصه درمانی کودکان

در  66 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت docx

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت docx 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

قصه ، جایگاه و کابردهای بالینی آن

اهداف ادبیات کودکان

ادبیات همواره به شکافتن عمق فکر و احساس و زندگی انسان و بیان تضادهای آن می پردازد و از دید ارزشهای پایدار انسانی به مسائل می نگرد و هرگز آموزش مستقیم را هدف قرار نداده است . ادبیات از طریق واقعیت ها و حقایقی که از عمق اثر تراوش می کند خود آموزنده بوده و سعی نداشته برای هر مسئله راه حلی را عنوان کند و مدعی ارائه طریق نبوده، بلکه با اصالت خود خواننده را به تفکر، تعمق و جستجو وا داشته و نیروهای درونی او را به حرکت در می آورد . با تازگی خود، چه در محتوی و چه در قالب دید و شناخت خواننده را گسترش می دهد (قزل ایاغ ، 1389 ) .

 

2-3-2-روند رشد ادبیات کودکان در جهان

روند رشد ادبیات کودکان در جهان ، به برداشت ها و تفسیرهایی که در هر عصر و دوره ای از کودکان می شده است ، بستگی مستقیم دارد . چهار مرحله مشخص در این روند دیده می شود . عصر ادبیات شفاهی ، که در آن دوران کودکی، تعریف شده و مشخص نبوده است . (قزل ایاغ ، 1389 ).

لذا کودکان در هر آنچه بزرگسالانشان به آن دسترسی داشته از طریق شفاهی سهیم می شده اند . لالائیها ، اسطوره های قصه های پریان ، حکایت ها و داستانهای حماسی و پهلوانی از آن جمله اند . در قرون وسطی با وجود خط و کتابت و سواد به دلیل محدودیت کلیسا ، تربیت مدرسه ای کودکان که در رم پایه ریزی شده بود گسترش نیافت ، لذا کودکان نتوانستند از اندک کتابهای موجود بهره بگیرند . در قرن شانزدهم تا هجدهم با گسترش آزاد اندیشی و اهمیت یافتن دوران کودکی به تدریج کودکان در دایره توجه قرار گرفتند و کارگردآوری ادبیات شفاهی و مکتوب کردن آنها برای کودکان ، ادبیات کودکان را وارد دومین مرحله حیات خود کرد . در این دوران به دلیل گسترش صنعت چاپ ، کتابهای خاص کودکان شکل گرفت ، که محتوای آنها برگرفته از همان ادبیات شفاهی بود . در قرن هجدهم تحت تأثیر اندیشه های روسو نگرش به کودکی کاملاً تغییر یافت و کودکی دوران کاملاً مستقلی شناخته شد و این که باید کودک را تحت تعلیم قرار داد و او را به طبیعت انسانی اش رساند . در آغاز قرن نوزدهم ، هانس کریستین اندرسون [1] دانمارکی اولین کسی بود که شروع به نوشتن برای کودکان کرد و ادبیات کودکان را وارد مرحله سوم ، که خلق اثار با توجه به الگوهای ادبی کهن بود کرد . بعد از آن در قرن نوزدهم و بیستم نویسندگانی در جهان ظهور پیدا کردند که تمام توان خود را در خدمت خلق ادبی قرار دادند . قرن بیستم اوج شکوفایی ادبی ، و کیفیت هنری آثار مخصوص کودکان شد . در پایان این قرن ، با گسترش فناوریهای جدید و انقلاب الکترونیکی ، ادبیات کودکان در برابر جاذبه ها و ترفندهای نور ، صدا و رنگ ، در شرایط متزلزلی قرار گرفت . علی رغم آن کارشناسان این حوزه با پینشهاد راهکارهایی امیدوارند کتاب کودک با نوعی تجدید سازمان واقع بینانه و پذیرش این اصل که دیگر کتاب تنها رسانه نیست و خواندن در کنار دیدن و شنیدن مطرح می شود بتواند به حیات خود ادامه دهد و رسالت خود را که ایجاد نوعی تفاهم در بین کودکان جهان است به دوش بکشد (قزل ایاغ ، 1389 )

 

2-3-3-قصه و اهمیت آن

قصه یا داستان ، سخن یا نوشته ای است که در آن گوینده یا نویسنده فکر و هدفی را در قالب رویدادهای واقعی یا خیالی ، که برای شخصیت های گوناگون پیش می آید ، بیان می کند و کنجکاوی شنونده و یا خواننده را بر می انگیزد تا از دنباله ی رویدادها و نتیجه آنها آگاه شود (میرهادی ، 1371)

اریکسون در تعریف داستان از یک روش سنتی پیروی می کرد . تا جایی که به یاد داریم از داستان برای انتقال ارزشهای فرهنگی و اخلاقی استفاده شده است یک قرص تلخ را با مایع شیرین راحت تر می توان بلعید . توصیه های صریح فراموش می شوند ، اما وقتی همین توصیه ها در قالب یک داستان جالب و سرگرم کننده ارائه می شود گیرایی آنها چند برابر می شود (اریکسون ترجمه ، قراچه داغی ، 1386 ) .

 


[1]-Hans  Anderson

...

 

2-3-4-نقش قصه در رشد عاطفی ، اجتماعی و شناختی کودک

بسیاری از نیازهای عاطفی کودکان از طریق شنیدن داستانها ارضا می گردد . آنها تحت تأثیر قصه ها یاد می گیرند که چگونه عواطف و احساسات خود را ابراز کنند و چگونه از عواطف دیگران بهره مند گردند (غنی ، 1376 )

از ویژگی های قصه ، کارکرد ،" آشکارسازی" غیر مستقیم نیازها و انگیزه های پنهان مخاطب است . اغلب انسان ها از برملا شدن انگیزه های ناهشیار خود اجتناب می کنند . این سرکوب و واپس زنی یک مکانیسم غیر ارادی و ناهشیار است که غالبا به شیوه ها و اشکال مختلف در رفتار و احساسات آدمی خود نمایی می کند . شنیدن قصه ها و حکایت ها ، امکان آن را فراهم می آورد تا مخاطب از طریق مکانیزم های مختلف دفاعی ، نظیر فرافکنی ، درون فکنی ، همانند سازی ، جبران و والایش بتواند هم انگیزه ها و نیازهای سرکوب شده خویش را بشناسد و هم آنها را به شکل متعالی تر والایش و پالایش کند (کریمی ، 1388 ) .

قصه گویی می تواند نقش اساسی در رشد شعور اجتماعی و نیز تقویت سواد کودکان داشته باشد. ایجاد روحیه دوستی در کودک از نتایج بسیار مهم داستان پردازی است که او را به فرهنگ خودی پایبند می کند . کشش ها و جاذبه های عناصر شکل دهنده قصه با خواسته ها و نیازهای روحی و روانی کودکان رابطه دارد(زاپیس ترجمه پرنیانی ، 1386).

کودک با ذهن و فکر گسترده ای که دارد مضامین مختلف اجتماعی و اخلاقی را از لا به لای حوادث و الفاظ می یابد و با بینش فیلسوفانه خود کیفیت و مضامین را استدلال کرده و به تدریج وارد رفتار خود می کند (شعاری نژاد 1378 ) .

تأثیرات عاطفی و قابلیت های درونی هر فرد در میزان همانند سازی با قهرمان یا ضد قهرمان نقش مهمی ایفا می کند به عبارت بهتر ، پذیرش و همسان سازی یا درون فکنی خصلت های قهرمان داستان ، صرفاً از خوب یا بد بودن وی بر نمی آید بلکه تحولات عمیق درونی سرنوشت قضیه را روشن می سازد(یاسائی ، 1382 ).

در واقع قصه گویی یکی از مناسب ترین فنون برای درونی سازی تغییر است . بدون اینکه لازم باشد کودک بینش یا فهم خود را در مورد چگونگی وقوع تغییرات به زبان بیاورد (پروت[1] و براون [2] ، ترجمه فرهی ، 1387 )

با مروری بر تحول شناختی از دیدگاه پیاژه [3] می توان تأثیر داستان را بر تحول روانی کودک به خوبی بیان کرد . پیاژه با مطالعه تغییراتی که در عملکرد تفکر کودک به وجود می آید از رشد شناختی مفهومی پویا ارائه می دهد و این مفهوم بر کنش متقابل کودک و محیط استوار است . کودک در تعامل با محیط مجموعه ای از ساختارهای شناختی تشکیل میدهد و این ساختارها به او اجازه می­دهد با محیط سازگار شود . به عبارت دیگر کودک براساس طرحواره های ساخته شده اطلاعات رسیده از محیط را کشف می کند . هر تجربه جدید بر طرحواره های موجود وی اثر می گذارد و آنها را اصلاح و تغییر می دهد (منصور، 1392).

 


[1] -Prott

[2] Brown

[3] -Piajet

...

2-3-18-پیشینه پژوهش

اسپین [1] ، کراسکو [2] ، ون دن بروک  [3] ، باکر [4] جرستن [5] (2007) در پژوهشی بیان داشتند که تاریخ به عنوان قصه در ماهیت و کیفیت فهم تاریخی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ، تأثیر به سزایی دارد .

ولتر[6] ، دیلالو[7]، آپلک [8] (2006) در پژوهشی نشان دادند که ترکیب قصه درمانی بامداخله­های ترمیمی یادگیری ، یک شیوه مؤثر برای پرداختن به عوامل همایند مانند عزت  نفس پایین در نوجوانان و بزرگسالان با نقص های یادگیری زبان می باشد .

تاپلیس [9] و هادوین [10] (2006) طرح ABAB  را برای سنجش اثر بخش قصه های اجتماعی در مداخله ای برای پنج کودک مدرسه ای به کار بردند.

این کودکان در زمان ناهار قادر به پیروی از مقررات سالن غذاخوری نبودند . نتایج نشان داد که، رفتارهای هدف (به موقع رفتن ، سرمیز نشستن و . .  ) در سه نفر از پنج آزمودنی افزایش یافته است.

در مطالعه دیگری ، سانسوستی [11]و پاول –اسمیت[12] (2006) قصه های اجتماعی را برای آموزش مهارت های اجتماعی به کودکان مبتلا به نشانگر آسپرگر به کار گرفته و گزارش کردند که این مداخله رفتار اجتماعی دو نفر از سه کودک را ، به نحو مطلوبی تحت تأثیر قرار داده است .

اثر بخشی قصه های اجتماعی بر افزایش طول مدت حضور کودکان مبتلابه اوتیسم در یک فعالیت اجتماعی (تعامل با همسالان ) توسط دلانو [13] و اسنل [14] (2006) مورد بررسی قرار گرفت .مطالعه آن ها بیان می کند که استفاده از قصه های اجتماعی بدون آموزش سنتی این مهارت ها ، مهارت های اجتماعی این کودکان را بهبود بخشیده است .

کروزیر[15] و تینکانی [16] (2005) نیز از قصه های اجتماعی برای کاهش رفتارهای مخرب در کودکان مبتلا به اتیسم استفاده کردند . مشاهدات و اندازه گیری های آن ها دو هفته بعد از پایان جلسات درمانی ، اثر بخشی ((قصه های اجتماعی )) را در کاهش رفتارهای مخرب کودکان تحت مطالعه نشان می دهد .

اشنایدر و داب (2005) تأثیر روش قصه گویی را بر محتوای قصه های کودکان در بازگویی، بررسی کردند . آنها قصه های ساده ای را به گروهی از کودکان مهد و کودکان پایه دوم به سه روش شفاهی ، تصویری و ترکیبی ارایه کردند . نتایج نشان داد کودکان مهد در روش ترکیبی بیشتر از روش تصویری یادآوری داشتند ، در حالی که کودکان پایه دوم در روش های شفاهی و ترکیبی بیشتر از روش تصویری یاداوری داشتند .

بنا به نظر دنینگ [17](2004 ) از قصه گویی حتی می توان در سازمان ها نیز استفاده کرد . مدیران با استفاده از قصه های مناسب می توانند ، مفاهیم انتزاعی را در چهارچوب سازمان یافته و معنی دار به کارکنان ارایه کنند .هرچند در این خصوص مسأله مهم انتخاب راهبردهای داستانی مناسب با شرایط هر سازمان است . مدیری که در این زمینه مهارت داشته باشد می تواند با استفاده از حکایت های شفاف ، سطح ارتباطات کیفی بین مدیریت و کارکنان را ارتقا دهد .


[1] -Espin

[2] -Cerasco

[3] -Van . Den . Broke

[4] -Baker

[5] -Gersten

[6] -Wolter

[7] -Dilolloa

[8] -Apelk

[9] -Toplis

[10] -Hadwin

[11] -Sansosti

[12] -Powel -Smith

[13] -Delano

[14] -Snell

[15] -Crozier

[16] -Tincani

[17] -Denning

...

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش قصه درمانی کودکان






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
مبانی نظری و پیشینه پژوهش قصه درمانی کودکان ,

تاريخ : 10 مهر 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : pop | بازدید : <-PostHit->
مبانی نظری و پیشینه پژوهش روش عقلانی عاطفی رفتاری REBT

مبانی نظری و پیشینه پژوهش روش عقلانی عاطفی رفتاری REBT

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش روش عقلانی عاطفی رفتاری REBT

مبانی نظری و پیشینه پژوهش روش عقلانی عاطفی رفتاری REBT
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل docx
حجم فایل 76 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 64

مبانی نظری و پیشینه پژوهش روش عقلانی عاطفی رفتاری REBT

در 64 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت docx

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:  WORD و قابل ویرایش با فرمت docx

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 

مفهوم روش عقلانی- عاطفی- رفتاری REBT)

رویکرد عقلانی- عاطفی- رفتاری:

روش منطقی- عاطفی- رفتاری(REBT) یک تئوری شخصیت و شیوه ای برای مشاوره و روان درمانی است که به وسیله آلبرت الیسدر سال 1955 تأسیس شد. بر طبق این نظریه، اگر نتیجه یا عارضه و رفتاری[1] با بار عاطفی فوق العاده ای که دارد به دنبال حادثه محرکی[2]بیاید، چنین به نظر می رسد که آن حادثه محرک، باعث این نتیجه شده است. در صورتی که واقعاً چنین نیست، عوارض و نتایج عاطفی عمدتاً به وسیله سیستم عقیدتی[3](B) ایجاد می شود. بنابراین وقتی عارضه نامطلوبی مانند اضطراب برای مراجع اتفاق می افتد به سرعت می توان ردپای آن را در عقاید غیر منطقی او جست و جو کرد. در این صورت اگر این عقاید غیر منطقی با برخوردی منطقی، مورد بحث و بررسی(D)[4] قرار گیرد و تصحیح گردد عوارض آشفتگی و اضطراب از بین می رود و از اتفاق افتادن مجدد آن جلوگیری می شود(احمدی، 1387). این تئوری با رفتارگرایان سنتی، که معتقد بودند محرک[5](S) باعث پاسخ[6](R) می شود، مخالف است و اعتقاد دارد که نظر و برداشت آدمی بین محرک و پاسخ، قرار می گیرد و فرد از محرک تعبیر خاصی می کند. بنابراین پاسخ هایی که انسان می دهد، به شدت تحت تأثیر نظریات و عقاید او قرار دارد و رابطه به صورت(A-B-C) در می آید. در این رابطه (A) عوامل تحریک کننده یا رویدادی فعال کننده است که می تواند پیامدهای رفتاری و عاطفی داشته باشد در این مدل الیس این پیامد ها را معلول A نمی داند بلکه آن ها را معلول B می داند(شیرافکن،1385)، (B)همان عقاید و نظریات است که شامل نظام باورهای فرد در مورد آن رویداد می باشد. در صورتی که باور فرد در مورد A منفی باشد، آن گاه پیامدهای رفتاری و عاطفی وی نیز منفی خواهد بود و (C) همان عواقب و پاسخ هاست که شامل پیامدهای رفتاری و عاطفی است. نقش درمانگر در جلسه درمان مباحثه(D) در مورد عقاید و باورهای نامعقول(IB[7] ) می باشد. درمانگر در این رویکرد از فنون شناختی، عاطفی و رفتاری نیز استفاده می کند(شیرافکن، 1385). تئوری REBT معتقد است که فرد، از نظر زیستی، استعداد فوق العاده ای برای انتخاب و استفاده درست از زندگی دارد و نیز مستعد برای ناهماهنگی و تلقین پذیری است.انسان دارای توان مشاهده کردن و تعقل است و در ذهن خود می تواند تجربیات خویش را سازمان دهد و بر محدودیت ها غلبه کند. هم چنین او میل باطنی و سهل الوصولی نسبت به انکار واقعیت و استفاده غلط از عقل خود دارد و به صورت غیر قابل قبولی افکار موهومی را در ذهن خود می آفریند و سلامت و شادابی خود را از بین می برد. فرد با قبول نکردن واقعیت، و جذب شدن در افکار غیر منطقی و موهوم به عوارض عاطفی نسبتاً شدیدی دچار می شود که آن را" اختلال عاطفی" می نامند(احمدی، 1386). به بیان ساده تر اگر محرک زیان آوری در زندگی فرد، در نقطه A (واقعه محرک) اتفاق بیفتد، معمولاً او این نقطه را به صورت عینی می بیند و به صورت منطقی[8](RB) نتیجه می گیرد که این واقعه تأسف آور است و آرزو می کند که این واقعه برطرف شود و در نقطه(C  ) یعنی عواقب و نتایج به درستی احساس اندوه، تأسف و رنجیدگی می کند. این احساس اندوه و رنجیدگی به او کمک می کند تا برای رو به رویی با آن واقعه محرک و زیان آور کاری بکند. علی رغم آن واقعه ناخوشایند از توان منطقی خود استفاده می کند و افکاری از قبیل، " از آن واقعه ناراحتم و چه می توانم برای تغییر آن انجام دهم " و احساساتی مانند اندوه و رنجیدگی خواهد داشت. سپس به تنظیم مجدد موقعیت می پردازد و راه مقابله با آن را می یابد و خود را با آن سازگار می کند(احمدی، 1386). ...

 


[1]- Consequence=C

[2]- Activating events=A

[3]- Beliefs=B

[4]- Dispute=D

[5]- Stimulus=S

[6]- Response=R

[7]- Irrational beliefs=IB

[8]- Rational beliefs=RB

...

 

2-2-2-2 دیدگاه الیس درباره ماهیت انسان:

          رفتاردرمانی عقلانی- هیجانی- رفتاری فرض را براین اساس قرار می دهد که انسان ها یک تمایل بیولوژیکی برای تفکر به شیوه غیر عقلانی و مخرب و در عین حال عقلانی و سالم دارند. بنابراین، حتی اگر آن ها یک گرایش ذاتی به سمت رشد و خودشکوفایی داشته باشند، همین انسان بودن می تواند به آسانی رشدشان را به وسیله غیرواقعی بودن، غیرمنطقی بودن یا انواع دیگری از تفکرات بدبینانه متوقف کند( درایدن[1]،2009؛ درایدن و الیس،2001؛ الیس؛ ورنون[2]، 2003). الیس و درایدن(1997)، نوشتند حتی افرادی که با عقلانی ترین شیوه تربیت شده اند نشانه هایی از تفکرات غیرعقلانی مهم را بروز می دهند و اغلب تفکرات غیرعقلانی جدیدی را بعد از این که تفکر قبلی را کنار گذاشتند انتخاب می کنند. با این وجود تئوریREBT، به طور واضحی تأکید می کند بر خلاف گرایش انسان ها به تفکر غیر عقلانی، آن ها این توانایی را دارند که افکار، احساسات و رفتارهای رشد دهنده را در خود به وجود آورند و برای بهتر شدن حالشان، انگیزه لازم را برای تغییر این افکار داشته باشند(الیس، 2001؛ درایدن، 2009؛ ورنون، 2003). ...

 


[1]- Dryden

[2]- Vernon

...

2-2-2-7  درمان عقلانی- عاطفی- رفتاری:

         درمان عقلانی- عاطفی- رفتاری یکی از مشهورترین و متداول ترین درمان شناختی است. این درمان فکر و به تبع آن رفتار و هیجان های انسان را اصلاح می کند. الیس می گوید: " من کشف کردم که مردم تا حد زیادی با فکر خود، احساسات و اعمالشان را به منصه ظهور می رسانند. این موضوع را در متون برخی از فلاسفه یونان باستان خواندم و بین سال های 1942 تا 1955 آن را در تمام مراجعانم مشاهده کردم. من فهمیدم وقتی مراجعانم تفکر واقع بینانه، منطقی و آمیخته با ترجیح را دنبال می کردند، هیجان ها و رفتارهای مناسب و خودیار در آن ها پدید می آمد و وقتی تفکر غیرواقع بینانه، غیرمنطقی و جزمی می اندیشیدند، احساسات و اعمال نامناسبی در آن ها ظاهر می شد که مغایر منافع آن ها بود. در چند سالی که مشغول روانکاوی بودم نیز این را می دیدم. وقتی این قضیه برای من مسجل شد، روانکاوی را کنار گذاشتم و در سال 1955 درمان عقلانی- عاطفی- رفتاری را اجرا کردم و تعلیم دادم"(الیس، آبرامس و دنگلجی[1]،2005).

"الیس رویکردی را بنیان گذاشت که به نظر خودش بهتر و آسان تر از روانکاوی، تغییر درمان بخش ایجاد می کرد. رویکرد وی رویکردی شناختی است که جنبه های رفتاری و هیجانی مهمی دارد"(شارف،1996).

REBT به طور گسترده ای یک درمان رفتاری- شناختی[2] محسوب می شود، نه تنها به خاطر این که بنیان گذار آن آلبرت الیس در مورد آن این گونه می اندیشد، بلکه بیش تر به دلیل آن که کارکرد کلی درمان های رفتاری- شناختی[3] به طور مؤثری در آن دیده می شود. در حقیقت الیس دوران فعالیت خود را به عنوان یک درمانگر رفتاری شناختی آغاز نمود. او شدیداً به تفکر نادرست افراد علاقه مند بود و قادر بود تا الگو ها یا دسته بندی های مشخص در تفکر غیر منطقی مراجعه کنندگان را بیابد. REBT به مدت چند دهه براساس این الگو ها کار می کرد و هزاران درمانگر برای تشخیص دسته بندی های مختلف عقاید کارآمدتر آموزش می دیدند. سایر اشکال درمان رفتاری تدریجاً در دهه 1960 زیاد شدند. اگر چه هر کدام از آن ها تا حدی بر جنبه های مختلف رفتار و تفکر مراجعه کنندگان تأکید می کردند،REBT به طور فزاینده ای خود را از سایر درمان های مشابه متمایز نمود. یک تفاوت عمده REBT و سایر درمان های رفتاری- شناختی، نوع عقاید ناکارآمد می باشد که پزشکان بر آن تمرکز نمودند؛ اگر چه سایر اشکال تفکر غیر عادی هم چنان مهم و جهت تغییر ارزشمند محسوب می شد تا این الزام ها را بیابند و آن ها را با اولویت هایی که به عنوان راه حلی درست مشاهده شده جایگزین سازند. درمان های شناختی- رفتاری با REBT شروع شد و سپس توسط درمان شناختی بک و درمان شناختی- رفتاری مایکنبام[4] دنبال شد(صفایی، 1386). ...


[1]- Abrams & Dengelegi

[2]- Cognitive Behavior Therapy(CBT)

[3]- Cognitive Behavior Therapy(CBT)

[4]- Meichen baum, D.

...

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش روش عقلانی عاطفی رفتاری REBT






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
مبانی نظری و پیشینه پژوهش روش عقلانی عاطفی رفتاری REBT ,

تاريخ : 10 مهر 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : pop | بازدید : <-PostHit->
مبانی نظری و پیشینه پژوهش خانواده و رضایت زناشویی

مبانی نظری و پیشینه پژوهش خانواده و رضایت زناشویی

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش خانواده و رضایت زناشویی

مبانی نظری و پیشینه پژوهش خانواده و رضایت زناشویی
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل docx
حجم فایل 73 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 70

مبانی نظری و پیشینه پژوهش خانواده و رضایت زناشویی

در 70 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت docx

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی

و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:  WORD و قابل ویرایش با فرمت docx

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

تعریف ازدواج

تشكیل خانواده و ازدواج واقعه اجتماعی مهمی است كه پایندگی گروهها و زندگی نسل های متوالی به آن بستگی دارد. ازدواج ارتباطی است كه دارای تمامیت بی نظیر و گسترده ای می باشد، ارتباطی كه دارای ابعاد زیستی، عاطفی، روانی، اقتصادی و اجتماعی است. به عبارت دیگر همزیستی زوجین در درون خانواده، موجب چنان ارتباط عمیق و همه جانبه ای می شود كه بی هیچ شك و شبهه ای قابل مقایسه با هیچ یك از دیگر ارتباطات انسان نمی باشد، به نحوی كه قرار داد ناشی از آن دارای نوعی تقدس شده است. بطور كلی ازدواج را می توان عملی دانست كه موجب پیوند دو جنس مخالف بر پایه روابط پایای جنس می شود و با انعقاد قراردادی اجتماعی مشروعیت پیدا می كند .بی تردید یكی از مهمترین تصمیم هایی كه در طول زندگی خود می گیریم، انتخاب شریك زندگی است. ازدواج به عنوان مهمترین و عالی ترین رسم اجتماعی برای دست یابی به نیازهای عاطفی و امنیتی افراد بزرگسال و به عنوان حفظ بقا نسل بشریت از دیر باز همواره مورد تاكید بوده است. ازدواج را می توان یكی از مهمترین تصمیم گیری ها در زندگی هرد فرد دانست و رضایت مندی از ازدواج یكی از اصلی ترین عوامل تعیین كننده ی كیفیت زندگی و سلامت روانی هر فرد می باشد .(هالفورد[1]،1999. ترجمه، تبریزی و همکاران ،1384).

2-37 رضایت زناشویی

رضایت زناشویی پیوندی دوستانه همراه با تفاهم و درك یكدیگر و تعامل منطقی میان نیازهای مادی و معنوی همسران است. رضایت زناشویی بنیادی ترین ستون سلامت روانی در خانواده است كه از عامل های گوناگون مانند وضع مالی، سن ازدواج، وضع كاری و ... اثر می پذیرد  (سینهاو مكرجی[2]، 1990)

رضایت زناشویی یك حالت روحی است كه مزایا و هزینه های ادراك شده فرد را از ازدواج با یك شخص خاص منعكس می كند. هرچه شخص در ازدواج خود با شریك زندگیش احساس كند كه هزینه های زیادی پرداخت كرده است، به طور كلی از آن شخص و ازدواج با او رضایت كمتری خواهد داشت. برعكس هرچه بیشتر فكر كند در ازدواج با شریك زندگی خود مزایای بیشتری بدست آورده است از او و زندگی مشتركشان رضایت بیشتری خواهد داشت. ( الیس و همکاران[3]،1994.ترجمه .صالحی و یزدی،1375)

تعریف  مختلفی برای رضایت زناشویی وجود دارد كه یكی از بهترین تعاریف توسط هاكینز انجام گرفته است وی رضایت زناشویی را این چنین تعریف می كند: احساسات عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده توسط زن یا شوهر زمانی كه همه جنبه های ازدواجشان را در نظر می گیرند، رضایت یك متغییر نگرش است وبنابراین یك خصوصیت فردی زن و شوهر محسوب می شود. طبق تعریف فوق، رضایت زناشویی در واقع نگرشی مثبت و لذت بخش است كه زن و شوهر از جنبه های مختلف روابط زناشویی دارند.(الیس و همکاران ،1994.ترجمه .صالحی و یزدی،1375 )

2-38 چارچوب نظری پژوهش در زمینه رضایت زناشویی

درمورد رضایت زناشویی، محققان این رشته، نظریه های مختلفی دارند، هركدام از این نظریه ها به ازدواج و زندگی مشترك از یك بعد نگاه می كنند. برخی به دوام ازدواج واینكه تداوم زندگی مشترك در همسران به چه شكل درمی آید، برخی به ازدواج به عنوان یك مدل اقتصادی می نگرند كه چناچه پاداش در ازدواج بیشتر از هزینه های آن باشد، رضایت بیشتری در زندگی وجود خواهد داشت. بعضی هم مراحل مختلف یك زندگی  مشترك را از ابتدا تا انتها بررسی می كنند، اینكه زندگی در هر دوره دستخوش چه تغییراتی می گردد، و دسته ای از این نظریه پردازان هم به باورها و عقایدی كه زوجین در زندگی مشترك دارند، می پردازند.

2-38-1 نظریه عقلانی هیجانی الیس :

 نظریه عقلانی هیجانی معتقد است که اختلال زناشویی به طور مستقیم به اعمال طرف دیگر یا به رفتار همسر مربوط نمی شود بلکه بیشتر به خاطر نظر و عقیده ای است که زن و شوهر در این رفتار دارند، بنابراین این نظریه در رابطه، به افراد توجه دارد. یعنی به جای اینکه تنها تعاملات یا تنها سیستمی که زن و شوهر در آن هستند موردنظر باشد این رویکرد افراد را مورد اصلی در اختلال می داند، احساسات و رفتارهای آشفته ای که در روابط وجود دارد صرفاً معلول رفتار غلط یکی از طرفین یا هر دو آنهاست. به عبارت دیگر این نظریه پیوسته به احساسات و  اعمال زن و شوهر توجه دارد اما به طور اخص، به تفکر هر یک از آنها می پردازد. این تفکر است که درحد وسیعی منجر به خشم و دیگر هیجانات و تعاملات آشفته می شود.


[1]Halford

[2]Sinha& Ma

[3]Ellis At Al

...

2-39  خانواده و اهمیت آن

خانواده گروه كوچكی متشكل از افرادی است كه از طریق پیوند زناشویی یا خونی با یكدیگر در ارتباط متقابل هستند و در كنار یكدیگر در واحد خاصی زندگی می كنند و دارای تجارب و فرهنگ خاصی هستند، دارای امیال و اهداف مشابه بوده و مهر و علاقه آنان را به یكدیگر پیوند داده است. خانواده سنتی از زن وشوهر و فرزندان تشكیل شده است. و بستگان خانواده زن و مرد، در موقعیت های خاص در شرایط كمكی متقابل همراه با شادی شعف و احساس تعلق خاطر و یا اندوه و نگران، با آنان ارتباط برقرار می كنند (نوابی نژاد، 1386) .

2-40 جایگاه خانواده:

خانواده طنینی به قدمت آدمی دارد. از منظر جامعه شناسی و تاریخ، اولین نهاد بشری، ابتدایی ترین و كوچكترین جامعه، خانواده می باشد، این نهاد همیشه توجه متفكرین، پژوهشگران، متخصصین علوم انسانی را از دیدگاه های متفاوت جهت شناخت بهتر و دقیق تر، به خود جلب كرده است چون خانواده به عنوان اولین آموزشگاه بشری بر اساس نوع رابطه با همسر و فرزندان بیشترین تاثیر را اولاً بر چگونگی شخصیت روانی، اجتماعی و فرهنگی فرزندان دارد. (پیاژه، 1991) ثانیاً به صورت غیر مستقیم جامعه را متاثر از نوع روابط و فرهنگ خود می كند (منادی، 1385) .

در نتیجه خانواده های سالم در سلامت فرزندان و سپس سلامت جامعه، نقش مهمی دارند لذا توجه به سلامت و چگونگی فضای درون خانواده كه عواملی نظیر رضایت زوجین از زندگی تبلور می یابد، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار خواهد بود. به دنبال رضایت از زندگی اختلافات زناشویی كمتر شده و طلاق نیز در جامعه كمتر رخ می دهد. كم شدن طلاق در صورت وجود كانون گرم خانوادگی سلامت افراد جامعه بیشتر تحسین خواهد شد. خانواده از منظر دیگر خود تحت تاثیر جامعه خواهد بود ( منادی، 1385 ).

2-41 تعیین نقش های خانواده

فریمن[1] (1977) هریك از نقش هارا در سه سطح تقسیم بندی می كند. نقش های فردی، نقش های زیر مجموعه ای و نقش خانوادگی كه توسط كل خانواده انجام می گیرد و در اتباط متقابل با محیط و جامعه بزرگتر است. علاوه بر این سیستمی از هنجارها و ارزشها به عنوان بخشی از ساختار خانواده در درون خانواده رشد می كنند. این هنجارها و ارزش ها مشتق شده از تجارب قبل از زناشویی زن و مرد به ویژه در ارتباط با خانواده های اصلی آن است. این هنجارها و ارزشها، مبنای مجموعه ی جدیدی از اصول در زندگی آنان خواهد بود. به این ترتیب تمامی  ارزش های اجتماعی زندگی خانوادگی و فردی، در تعریف رفتار در خانواده مصداق دارد ( نوابی نژاد، 1386 ) .

2-42 خانواده و جامعه پذیری :

یكی از محیط های بنیادی در امرجامعه پذیری خانواده می باشد در واقع هم پدر و هم مادر از عوامل رشد و اجتماعی شده كودك هستند. نقش هایی كه این دو باید ایفا كنند، متفاوت است. اما در عین حال مكمل یكدیگر نیز هستند. تاكلوت بارسنز در مطالعه نقش های اصلی خانواده هسته ای بر این واقعیت تاكید می كند كه شخصیت انسان مادرزادی نیست، باید در فرآیند اجتماعی شدن ساخته شود. این ها كارخانه هایی هستند كه شخصیت انسان را تولید می كنند. ( منادی، 1385 ). عمل ارتباط، باعث برقراری كنش متقابل بین افراد جامعه می شود. كنش متقابل، مانند حالتها یا عمل های اعضاء یك جفت كه به یكدیگر وابسته هستند تعریف می شود. ( برادشاو[2]، 1982.ترجمه .قرچه داغی،1372) . در نتیجه، زمانی ارتباط بین دو نفر برقرار می شود كه كنش متقابل بوجود بیاید. یعنی پیام د هنده پیام را بدهد، كانال خوبی محتوای پیام را انتقال  دهد و پیام گیرنده پیام را دریافت كند. یعنی، پس خوراندی از پیام گیر به پیام دهنده وجود داشته باشد. در نتیجه اعتماد بین دو طرف كنش متقابل برقرار نمی شود و گفتگو به وجود نمی آید. برای مثال در حوزه خانواده، اینكه فقط مرد سخن بگوید و زن و فرزند فقط شنونده باشند و یا فقط زن صبحت كرده و مرد و فرزندان شنونده باشند، كنش متقابل برقرار نشده است و گفتگویی وجود ندارد بلكه فقط گفت تنها وجود دارد. گفت تنها نیز امكان رد شدن محتوای پام را تضمین نمی كند. این عمل نه فقط در سطح خانواده، بلكه در سطح كلان در نهادهای اجتماعی نیز صحت دارد و شاهد هرروز آن هستیم. یعنی در این حالت، نه مرد نه زن نمی توانند خواسته های خود را در نزد همسر خود عمل كنند و به فرهنگ هم درآیند و به یكدیگر نزدیك شوند. نه والدین امكان باز تولید فرهنگ خود را در فرزندان خواهند داشت نه جامعه موفق به جامعه پذیر كردن نسل جوان جامعه به فرهنگ رایج جامعه خواهد شد ( منادی، 1385 ) .

...


[1]Fariman

[2]Beradshave

...

2-62 رویكردهای زوج درمانی برای بهتر شدن روابط زناشویی:

زوج درمانی خود نظم بخشی: این رویكرد كاربرد نظریه خود كنترلی رفتاری مشكلات در ارتباط است. تاكید این رویكرد بر این است كه به زوجین آشفته كمك كند تا صلاحیت های بیشتری را برای تغییر الگوهای مشكل آفرین رفتاری، شناختی، عاطفی به دست آورده و به وسیله این كار رابطه خود را تقویت كنند. در این رویكرد تلاش برای ارائه یك چهارچوب یكپارچه نظری است. روش های مورد استفادهدراین رویكرد بر مبنای مشكلات ارتباطی تدوین شده اند یعنی هدف تغییر الگوهای رفتاری – شناختی – عاطفی است كه با مشكلات ارتباطی در پیوند است. (هالفورد ،1999. ترجمه، تبریزی و همکاران ،1384). .

زوج درمانی ارتباطی :این رویكرد با هدف افزایش توانایی زوجین برای گفتگویی مشاركتی و تعیین انواع راهبردهای مؤثر ارتباطی كه زوجین را به شناخت و حل مشكلات برساند و همچنین مشاركت دادن زوجین با یكدیگر برای حل مشكلات انجام می شود. فرض اساسی این رویكردها این است كه ارتباط بهتر میان زوجین و تعاملات صمیمانه را گسترش داده و موجب كاهش تعارضات میان آنها شود (پیتا[1]،2001) .

زوج درمانی فمینیستی :اساس این رویكرد بان می كند كه وجود تفاوت ها در قدرت موجب تفاوت در رشد شخصی و اجتماعی افراد می شود بنابراین مسائل مراجعان بیشتر ناشی از پیامها  محدودیت های بیرونی است تا درونی. اهداف این رویكرد آگاهی دادن در زمینه فرآیند های اجتماعی، نقش جنسیتی، تشخیص پیامد ها یا عقاید درونی شده، گسترش و رشد زنجیره تكاملی از رفتارهای آزادانه انتخاب شده یا غیر تحمیلی، ایجاد تعامل وابستگی و استقلال در روابط و پژوهش طیف وسیعی از مهارت های زندگی، می باشد .زوج درمانی فمینیستی وجود تعارضات را ناشی از عدم آگاهی زوجین نسبت به نقش و انتظاراتی می داند که از الگوهای پیشین نشأت می گیرد بنابراین هدف درمانگرانتقال این انتظارات به حوزه آگاهی زوجین است.زوج درمانی فمینیستی مانندیك مترجم زبان میان زوجین قرار می گیرد و به آنها كمك می كند كه تا دنیای ذهنی یكدیگر،‌نقش جنسی اجتماعی شده، انتظارات مربوط به ارتباط و زبان یكدیگر را درك كنند  (نانت[2]، 2005) .

زوج درمانی راه حل مدار: این رویكرد یكی از پرطرفدارترین رویكرد كنونی است كه علت اصلی آن تاكید بر نگرش غیر آسیب شناسی به افراد، محدودیت های جلسات درمانی به ماهیت كاربردی عملی و سهولت یادگیری و فنون آن است. سرچشمه این رویكرد مدل درمانی كوتاه مدت موسسه تحقیقات ذهنی است .این رویكرد از تمركز بر مشكلات اجتناب كرده و منحصراً بر راه حل ها تاكید می كند واین راه حل ها ممكن است نشانه هایی از تجارب قبلی فرد داشته باشد و یا اینكه در تجارب آینده او تحقق یابند ( چانگ[3]، 2005) .

2-63 پیشینه تحقیق:

باتوجه به موضوع مورد تحقیق در این قسمت به تحقیقاتی که در زمینه  اثرآموزش مهارتهای خودآگاهی و حل مساله بر افزایش رضایت زناشویی کار  شده، در دو بخش داخلی و خارجی به چکیده ای از آنها اشاره می شود.

2-64 تحقیقات داخلی :

احمدی و همکاران (2010) در مطالعه ای  بر روی مهارتهای حل مسئله خانوادگی و رضایت زناشوی تعدادی از زنان که نارضایتی زناشویی داشتند، به این نتیجه رسیدند که مداخله حل مسئله به صورت معنی داری نارضایتی زناشویی را کاهش داد و بهبود قابل توجهی در ابعاد مهارتهای ارتباطی، حل تعارضات، وژگی های شخصیتی، روابط جنسی و ارتباط یا خانواده و دوستان به وجود می آورد. ...

...


[1]Pitta

[2]Nunnt

[3]Chang

...

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش خانواده و رضایت زناشویی






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
مبانی نظری و پیشینه پژوهش خانواده و رضایت زناشویی ,

تاريخ : 10 مهر 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : pop | بازدید : <-PostHit->
مبانی نظری و پیشینه پژوهش کتاب الکترونیک

مبانی نظری و پیشینه پژوهش کتاب الکترونیک

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش کتاب الکترونیک

مبانی نظری و پیشینه پژوهش کتاب الکترونیک
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل docx
حجم فایل 265 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 72

مبانی نظری و پیشینه پژوهش کتاب الکترونیک

در 72 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت docx

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی

و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:  WORD و قابل ویرایش با فرمت docx

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

کتاب الکترونیک چیست؟

اختراع رایانه و فناوری اطلاعات و ارتباطات، انقلابی در تاریخ علم به وجود آورده که با رواج هرچه بیشتر رایانه در جزئی ترین مسائل روزمره، دنیای ما با سرعت هر چه بیشتر به دنیای الکترونیک و دیجیتال تبدیل می شود. کتاب و نشر آن هم از این راه بازنمانده است و ظهور کتاب و نشر الکترونیکی به گونه ای که در دهه اخیر شاهد آن بوده ایم صنعت چاپ و نشر الکترونیکی را دستخوش تحولی عظیم کرده است.

ای بوک (e-book) یا کتاب الکترونیکی[1]، پدیده ای کاملا تازه در این بین است و می رود تا نظام آموزش و اطلاع رسانی را با دگرگونی هایی اساسی مواجه سازد. بنابر تعریف دایره المعارف ویکی پدیا[2]کتاب الکترونیکی نسخه الکترونیک یا دیجیتال یک کتاب است؛ گرچه کتاب های الکترونیکی صرفا نسخه های الکترونیکی محتوای کتب چاپ شده یا [3]p- bookنیستند بلکه می توانند علاوه برمتن، صوت و سایر امکانات مالتی مدیا[4] را نیز شامل شوند هم چنین می توانند در قالب فایل های قابل استفاده توسط رایانه هم چون word text، PDF، HTML و فایل های اجرایی EXE درآیند. البته دو نوع از این فرمت ها بیشتر از بقیه معروف هستند. یکی فرمت PDF مربوط به شرکت Adobe Reader و دیگری فرمت LTI که شرکت مایکروسافت روی آن کار می کند. فایل هایی که با فرمت LTI عرضه می شوند می بایست توسط نرم افزاری به نام Microsoft Reader خوانده شوند، ولی این فرمت هنوز نتوانسته مقبولیت چندانی کسب کند.(نیکنام، 1381)

در صنعت کتاب های الکترونیک یک بحث بزرگ فزاینده وجود دارد و آن این است که به چه چیزی می توان کتاب الکترونیک گفت. در این زمینه چند دیدگاه وجود دارد. (شکرخواه،1385)

دیدگاه اول:

کسانی که از یک دستگاه باتری دار - هم حجم و هم اندازه کتاب – برای خواندن کتاب الکترونیک استفاده می کنند، بر این باورند که کتاب هایی الکترونیک هستند که به وسیله این دستگاه خوانده می شوند و بقیه کتاب ها را نمی توان کتاب الکترونیک نامید.

نظر گروه اول درباره این که کتاب الکترونیک چیست، این است :"کتابی الکترونیکی است که بتوان آن را به وسیله دستگاه کتابخوان مطالعه کرد؛ دستگاهی که ابعاد آن به اندازه یک کتاب معمولی است، از باتری استفاده می کند و باتری آن قابل شارژ است. این دستگاه با هر بار شارژ حدود 20 تا 40 ساعت کار می کند، بنابراین می توان یک کتاب الکترونیک را با دستگاه کتابخوان، بدون این که درحین مطالعه احتیاج به شارژ دستگاه باشد، مطالعه کرد. باید اضافه کرد، که این دستگاه ها به رایانه متصل نمی شوند و صرفا برای خواندن کتاب های الکترونیک به کار می روند. این دستگاه کوچک برای دانشجویان جذاب است، چون دقیقا به اندازه یک کتاب با قطع رقعی است، از نظر حمل و نقل هیچ مشکلی ایجاد نمی کند و حتی حمل آن راحت تر از رایانه های موسوم به "نوت بوک[5]" و "لپ تاپ[6]" است. کتاب هایی که به وسیله این نوع دستگاه ها خوانده می شوند، کاملا شبیه کتاب دیده می شوند و حتی حروف آن ها به گونه ای است که به نظر می رسد با مرکب چاپ شده اند.

...


[1]Electronic book

[2]Wikipedia

[3]Printed book

[4]Multimedia

[5]Note Book

[6]Lap Tope

...

تاریخچه کتاب الکترونیکی

سابقه کتاب الکترونیکی به اعتقاد هارولد هنکه به سال 1945 میلادی بازمی گردد. در این سال وانی وار بوش مشاور علمی ریاست جمهوری پیشنهاد کتاب الکترونیکی را تحت عنوان می مکس مطرح می کند (وایلداستورم، به نقل ازکافی امامی، 1383).

وچ در سال 1999 اظهار داشت که آنچه ما آن را پدیده نو کتاب الکترونیکی می نامیم، تداوم ایده های بوش و کای است و آن ها نیز به نوبه خود تداوم پروژه گوتنبرگ در زمینه چاپ هستند. در پروژه بوش در سال 1945 دستگاهی تهیه شد که برخی پژوهشگران آن را اولین کتاب الکترونیکی می دانند. این دستگاه حاوی میکروفیلم و یک بازخوان و صفحه هایی برای خواندن مطالب بود. در هنگام نیاز کاربر می توانست کتاب، عکس، صفحه ها و سایر اموری را که روی کاغذ انجام می داد، آرشیو و نمایه کند و سپس آن را روزآمد سازد. البته به عقیده هنکه دستگاه بوش بیشتر به یک سیستم مدیریت مدرک نزدیک بود تا به یک کتاب الکترونیکی.

ولی برخی دیگر از کارشناسان، شروع حیات کتاب های الکترونیکی را در دهه 1960 در آزمایشگاه می دانند. در سال 1971 به واسطه پروژه گوتنبرگ که متون کلاسیک را بدون حفظ قانون حق مولف، به کتاب های الکترونیکی تبدیل می کرد رسما حیات کتاب های الکترونیکی آغاز شد. در همین سال پروژه مشابهی با نام کتابخانه عمومی اینترنت در دانشگاه کلمبیا انجام گرفت. قابلیت حمل و نقل الکترونیکی یکی از خصیصه های دهه 1980 است که با پیدایش صفحات نمایش دستی روی دستگاه های کامپیوتری مانند مقابله کننده دیکته کلمات، فرهنگ لغت و گنجواژه ها تحقق یافت. در اوایل دهه 1990 بعضی از این دستگاه ها دایره المعارف ها را نیز شامل شدند؛ عیب اصلی این دستگاه ها این بود که نمی شد برای استفاده از آثار مختلف از آن ها استفاده کرد. در سال 1991 شرکت سونی برای اولین بار دستگاه کتاب الکترونیک خوان را در ایالات متحده عرضه کرد که ابعاد آن 421*1611*683 اینچی بود و وزن آن کمتر از دو پوند و قادر بود محتویات یک سی دی رام هشت سانتی متری را که ظرفیت ذخیره صد هزارصفحه متن چاپی را داشت، نشان دهد. هنگام عرضه این دستگاه به بازار تعداد زیادی از این قبیل لوح ها وجود داشت که از آن جمله می توان به لوحی اشاره کرد که حاوی محتویات دایره المعارف 26 جلدی کامپتون بود و لوحی که حاوی فرهنگ الکترونیکی American Heritage و گنجواژه های الکترونیکی روجتز بود؛ آثار مرجعی نظیر این ها نخستین کتب الکترونیکی بودند. دستگاه تولیدی شرکت سونی کاربردی آسان نداشت ولی با در دست داشتن آن استفاده کننده می توانست به طرق مختلف به جستجوی اطلاعات بپردازد، مثلا به دنبال یک موضوع با استفاده از کلمات، یا به دنبال یک موضوع وسیع تر از طریق سیاهه ای از کلمات و یا به دنبال یک مقاله از طریق واژه های کلیدی موجود در عنوان مقاله و یا از طریق ارجاعات متقابل، در اواخر سال 1991 شرکت اپل یک کامپیوتر شخصی به نام پاور بوک[1] را به بازار عرضه کرد که کیفیت بالاتری از دستگاه سونی داشت. ...


[1]Power book

...

نتایج تحقیقات انجام شده

وانگ و وانگ (2013) در تحقیقی تحت عنوان "تاثیرات طراحی تعاملی کتاب الکترونیکی بر یادگیری زبان دانش آموزان کلاس چهارم" بدین نتیجه دست یافتند که یافته ها یک تاثیر تعاملی معکوس را نشان می دهند؛ بدین معنی که گروهی که از سطوح پایین تعامل برخودار بودند در نوشتن کاراکترهای چینی به طور قابل ملاحظه ای بهتر عمل کردند که این ممکن است به دلیل ظرفیت شناختی زبان آموزان جوان و توانایی پردازش بیش از حد محدود به یادگیری با فرا رسانه ها باشد.

کرات و همکاران (2013) در تحقیقی تحت عنوان "کتاب الکترونیک تسهیل کنندگانی برای دستیابی به واژگان" بدین نتیجه رسیدند که کتب الکترونیک را می توان به طور موثر در سطوح مختلف به منظور تسهیل دستیابی به معنای واژگان مورد استفاده قرار داد.

سگال و درودی، کرات و کلین (2013) در تحقیقی تحت عنوان "کدام یک بهتر می توانند به کودکان با وضعیت اقتصادی - اجتماعی پایین در خواندن کمک کند؟ کتب الکترونیک یا کتب چاپی، وساطت یا عدم وساطت بزرگسالان" بدین نتیجه رسیدند که خواندن کتب الکترونیکی به همراه وساطت بزرگسالان پیشرفت بیشتری را برای کودکان با وضعیت اقتصادی اجتماعی پایین به ارمغان می آورد.

روزلینا و همکاران (2013) در تحقیقی تحت عنوان "تاثیر کتب الکترونیکی بر سبک های یادگیری دانش آموزان در مالزی" بدین نتیجه دست یافتند که کتب الکترونیکی عمدتا در مدارس استفاده می شوند اما از این کتب نهایت استفاده برده نمی شود و به طور کامل در مدارس مورد استفاده قرار نمی گیرند و هم چنین سبک یادگیری دانش آموزان هنگامی که تمایل بیشتری به انجام مشق شب خود با کمک گرفتن از کتب الکترونیکی هستند بیشتر دستخوش تغییر قرار می گیرد. اگرچه ارتباطات سنتی کانال های ارتباطی هنوز هم بین خانواده ها باقی مانده است اما استفاده از کانال های ارتباطی جدید بین دوستان نیز رایج شده است. ...

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش کتاب الکترونیک






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
مبانی نظری و پیشینه پژوهش کتاب الکترونیک ,

تاريخ : 10 مهر 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : pop | بازدید : <-PostHit->
مبانی نظری مهارتهای خودآگاهی و حل مساله در روابط زناشویی

مبانی نظری و پیشینه پژوهش مهارتهای خودآگاهی و حل مساله در روابط زناشویی

دانلود مبانی نظری مهارتهای خودآگاهی و حل مساله در روابط زناشویی

مبانی نظری مهارتهای خودآگاهی و حل مساله در روابط زناشویی
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل docx
حجم فایل 105 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 72

مبانی نظری مهارتهای خودآگاهی و حل مساله در روابط زناشویی

در 72 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت docx

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی

و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:  WORD و قابل ویرایش با فرمت docx

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

مهارتهای خودآگاهی و حل مساله در روابط زناشویی

یافته های علمی گواه آن است كه بهداشت روانی از جمله مهمترین نیازهای انسان امروزی است كه برای تامین آن لازم است فرد دقیقاً خود را بشناسد، بتواند دیگران را درك كرده و روابط موثری با آنها ایجاد نماید .هیجانهای منفی و استرس های روزمره خود را شناسایی كرده و آنها را تحت كنترل در آورد، به شیوه ای موثر مشكلات خود را حل كرده و تصمیم های مناسبی را اتخاذ كند و دیگر اینكه كلیشه ای فكر نكرده و اطلاعات را بدون پردازش نپذیرد. لازمه ی برآورده شدن نیازهای اساسی فوق تسلط بر مهارتهای زندگی است. برخی از این مهارتها عبارتند از: مهارتهای خود آگاهی ، مهارتهای ارتباطی، مهارتهای تصمیم گیری و حل مساله، مهارت مقابله با هیجان های منفی، مهارت مقابله با استرس، مهارت تفكر خلاق، مهارت تفكر نقادانه مهارت قاطعیت ،مهارت اعتماد به نفس.(ناصری ،1387)

فرد ماهر به كسی گفته می شود كه توانایی انجام یك كار را به شكل درست داشته باشد. برای اینكه بتوان گفت كسی در كاری دارای مهارت است لازم است كه دو عامل زمان و خطا نیز در نظر گرفته شود. بدین ترتیب به كسی راننده ماهر گفته می شود كه  هم برای رسیدن به مقصد، حداقل زمان را صرف كند و هم در حین رانندگی دارای كمترین خطا باشد. بدیهی است برای اینكه فردی بخواهد در هر زمینه ای به مهارت دست یابد نیاز دارد هم به دانش چگونگی آن عمل آگاهی داشته باشد و هم با تمرین های متوالی آن دانش را به رفتار و عمل تبدیل كند. دانش انجام یك كار را می توان از طریق مختلف كسب كرد ( ناصری، 1387).

در زندگی ما انسانها، واقعیت های متعددی وجود دارد كه چه بخواهیم و چه نخواهیم با آنها مواجه خواهیم شد .زندگی مملو از مشكلاتی است كه باید حل شوند و تصمیم هایی كه باید گرفته شوند بنابراین مهم است كه ما در مواجهه با موقعیت های مساله برانگیز یا تصمیم بر انگیز دارای روش و شیوه باشیم. ...

...

 

2-3 مهارت خود آگاهی و اجزا آن:

توانای شناخت خود و آگاهی از خصوصیات، نیازها، نقاط ضعف و قوت، خواسته ها، ترس ها، احساسات، ارزش و هویت خود می باشد. رشد خود آگاهی به فرد كمك می كند روابط اجتماعی و روابط بین فردی مؤثر و همدلانه برقرار كند. از جمله مشكلات روانی – اجتماعی مرتبط با خود آگاهی ضعیف می توان به افسردگی احساس حقارت، اعتماد به نفس پایین، مشكلات ارتباطی، احساس تنهایی، ‌سوء مصرف مواد و ... اشاره كرد (سازمان بهداشت جهانی،2000، ترجمه فتی و همكاران، 1386) .

2-3-1  شناخت ویژگی های جسمانی و بدنی :

شناخت ویژگی های ظاهری خود، لازمه خودآگاهی است. می توان با تكیه بر نقاط مثبت خود و احساس رضایت حاصل از آن در جهت برطرف نمودن نقاط ضعف خویش اقدام كرد ( فتحی، 1385)

2-3-2  شناخت توانایی ها و مهارت های خود:

الف) شناخت نقاط قوت: ازجمله ویژگی ها و نقاط مثبت خود، شناخت توانمندی های خود، شناخت پیشرفتها و موفقیت های خود است .

ب) شناخت نقاط ضعف: این شناختها و پذیرش آنها و همچنین درونی ساختن این باور كه هركس می تواند اشتباه كند و از اشتباهات خود درس بگیرد كاملاً ضروری و شرط لازم برای پیشرفت است وقتی انسان خودش را با همه نقاط قوت و ضعف بپذیرد آن وقت می تواند با تكیه بر این خودآگاهی با موفقیت و اعتماد حركت كند ( فتحی، 1385 ) . ...

...

 

2-9  چهارچوب نظری

حل مسأله، یک استراتژی آموزشی می باشد ک در یک یادگیری گروهی به کار برده می شود. محققان بسیاری، این استراتژی را به شیوه های متفاوت تعریف کرده اند که در زیر به چند مورد از مفاهیم حل مسأله از دیدگاه های مختلف می پردازیم.

(آلتن[1]، 2003)، حل مسأله را پاسخی می­داند که فرد به موقعیتهای سخت و مهم که نیازمند تفکر انتقالی است.

(هیرنل[2]، 2000، به نقل از آلتن، 2003)، حل مسأله را مهارتی پایه و اساسی برای شناسایی یک مسئله می داند وی، حل مسأله را یک فرایند سیستماتیک می داند که برروی تحلیل موقعیت دشوار تمرکز می کند و معمولاً شامل مرحله تصمیم گیری است.

یک رویکرد سیستماتیک در حل مسأله به فرد در شناخت بهتر خود و نشان دادن عکس العمل مناسب به موقعیت های دشوار کمک می کند.

(دزوریلاونزو، 1999) مسئله گشایی را فرایندی می داند که به وسیله آن فرد می کوشد یک راه حل مناسب برای یک مشکل پیدا کند. آنها مسئله گشایی را، یک فرآیند خود محور می دانند که شامل استراتژیهایی برای غلبه بر مسئله است. این فرآیند شامل سه جزء است: 1- مسأله یا مشکل 2- یک راه حل  3- فرایند مسأله گشایی.

اكثر تحقیقات انجام شده در مورد حل مساله اجتماعی و بطور كلی ادبیات پژوهشی موجود، مبتنی بر مدل حل مساله اجتماعی ای است كه ابتدا توسط دی زوریلا و گلد فرید (1971) توصیف شده است و بعداً توسط دی زوریلاونزو (1999،1982) به اصطلاحاتی گسترش یافته اند. این مدل فرض می كند كه پیامدهای حل مساله در جهان واقعی به طور گسترده از طریق دو فرآیند نسبتاً مستقل از هم تبیین می شود:

 الف ) جهت گیری مساله  ب ) مهارت حل مساله .

جهت گیری مساله قسمت انگیزشی فرآیند حل مساله است، در حالیكه مهارت حل مساله فرآیندی است كه در آن شخص سعی می كند یك راه حل مؤثر سازگار با یك مساله ( مستقل ) ویژه را از طریق كاربرد منطق راهبردها و تكلیف های حل مساله بیابد. جهت گیری مساله شامل یك بعد توجهی برای تشخیص مشكلات است، زمانی كه طی زندگی روزمره رخ می دهند، همچنین مجموعه ای از طرحواره های شناختی – هیجانی نسبتاً پایدار كه توصیف می كند چگونه یك شخص به نوعی در مشكلات زندگی و علاوه بر آن در مورد توانایی كلی خود در مورد حل مساله، فكر و احساس می كند. جهت گیری مساله مؤلف هیجانی فرآیند حل مساله است )كه مربوط به عمل یك سری از طرحواره های سازنده می باشد )  و به یك آگاهی و ادراك عمومی شخص از مسایل روزمره باز می گردد .این طرحواره ها می توانند اجرای حل مساله را در موقعیت های بخصوص تسهیل كرده یا بازداری كنند. از سوی دیگر مناسب بودن راه حل، جستجو برای یافتن راه حل از طریق كاربرد تكنیكهای اختصاصی حل مساله است كه در جهت افزایش احتمالی یافتن بهترین راه حل یا پاسخ مقابله ای در یك موقعیت ویژه، طراحی می شوند.(دی زوریلا، 1992 ) .


[1]Altun

[2]Hirnel

...

دانلود مبانی نظری مهارتهای خودآگاهی و حل مساله در روابط زناشویی






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
مبانی نظری مهارتهای خودآگاهی و حل مساله در روابط زناشویی ,

تاريخ : 10 مهر 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : pop | بازدید : <-PostHit->
مبانی نظری اعتبار و هنجاریابی آزمون روانشناسی

مبانی نظری اعتبار و هنجاریابی آزمون روانشناسی

دانلود مبانی نظری اعتبار و هنجاریابی آزمون روانشناسی

مبانی نظری اعتبار و هنجاریابی آزمون روانشناسی
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل docx
حجم فایل 334 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 67

مبانی نظری اعتبار و هنجاریابی آزمون روانشناسی

در 67 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت docx

توضیحات: فصل دوم پایان نامه (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :  فارسی و انگلیسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت docx

قسمتهایی از متن مبانی نظری و پیشینه

 

مبانی نظری اعتبار و هنجاریابی آزمون

    هر رشته­ی علمی با یک سری نظریه­ها مواجه است که زیربنا و بنیاد آن رشته را تشکیل می­دهد و شالوده­ی دستاورد­ها و یافته­های علمی آن شاخه از علوم محسوب می­شود. از زمان پیدایش علم روان سنجی تغییرات بنیادی زیادی در نظریه های آن صورت گرفته است و این سیر تحولی به گونه مستمر ادامه داشته است.­­­این نظریه­ها دارای انواع و مدل­هایی هستند و هر کدام معطوف به بعد خاصی از اندازه­گیری می­باشند. یک نظریه یا مدل اندازه­گیری خوب در یک آزمون سنجش توانایی با مشخص کردن رابطه ی بین سوالات آزمون و سطح توانایی، چارچوب مرجعی جهت طراحی آزمون مناسب و حل مشکلات عملی مربوط به آن فراهم می­سازد. بدیهی است که از یک نظریه و مدل مناسب، انتظار می­رود که بتواند دقت قابل­قبولی در اندازه­گیری پدیده مورد نظر داشته باشد.

     نظریه­های آماری نمرات اندازه­گیری به تدریج در طول صد سال اخیر توسعه یافته­اند. در سال 1904، چارلز اسپیرمن[1] مبنای نظری اساسی برای الگوی نمره واقعی ارائه داد. در چند دهه پس از آن، تحولات بسیاری شکل گرفت. گالیکسن[2](1950)، تمام این تحولات را در یک سیستم واحد منسجم خلاصه کرد. این سیستم متشکل از قضایا و معادلات آماری به عنوان نظریه کلاسیک اندازه­گیری شناخته شده است. فردریک لرد[3](1952) و جرج راش[4](1960)آنچه را که در حال حاضر به عنوان نظریه پرسش – پاسخ شناخته می­شود را به طور مستقل گسترش دادند. در سال 1963، لی کرونباخ[5](کرونباخ، راجاراتنام[6] و گلیسر[7]، 1963) نظریه تعمیم­پذیری را تثبیت کرد (سوئن و لی،2007 ). برنان[8](b2010) متذکر می­شود که تفاوت­های میان مدل­ها بنیادی و مهم هستند، اما هریک از این مدل­ها قابل دفاع و سودمند هستند، و هیچ­یک از آنها جایگزینی برای دیگری نیست. همچنین از اینکه بیشتر تحقیقات فعلی در اندازه­گیری آموزشی به تفاوت­های میان این مدل­ها، مخصوصاً تفاوت های میان مفروضاتشان توجهی نمی­کنند، اظهار تأسف می­کند. بنا به مطالب ذکر شده و در راستای موضوع پژوهش، در این بخش تلاش می­شود که به معرفی سه نظریه مذکور و شرح مفاهیم، مفروضات، محدودیت­ها و تقابل­های آنها پرداخته شود.

 


[1].Charles spearman

[2].Gulliksen

3. Frederic Lord

4.Georg Rasch

5.Cronbach

6. Rajaratnam

7.Gleser

8. Brennan

...

انواع تصمیم و واریانس­های خطا

    در یک وضعیت اندازه­گیری، نوع تفسیر نمره (هنجار در مقابل ملاک­مرجع) تعیین می کند که کدام تصمیم (نسبی یا مطلق) مناسب است و واریانس خطا به طور متفاوتی برای هر نوع از تصمیم تعریف      می شود. یک تصمیم مطلق[1] است اگر تصمیم درباره افراد مبنی بر نمراتشان در ارتباط با یک ملاک باشد. به بیانی دیگر، تصمیم مطلق بر روی سطح عملکرد افراد بدون توجه به رتبه­ی آنها متمرکز است و در ارتباط با ثبات جایگاه نسبی افراد و هم ثبات نمرات واقعی است. واریانس خطا برای تصمیم مطلق را با علامت  نشان می­دهند و آنرا واریانس خطای مطلق[2] می نامند که شامل همه مؤلفه­های واریانس مدل به جز هدف اندازه­گیری است. این نوع واریانس بیانگر تفاوت میان نمره مشاهده شده و نمره جهان فرد است. یک تصمیم نسبی[3] است اگر تصمیم درباره افراد مبتنی بر جایگاهشان در ارتباط با دیگران باشد. این نوع تصمیم بر روی تفسیر نمره هنجار­مرجع متمرکز است. یعنی نمرات اندازه­گیری برای متمایز کردن   آزمودنی­ها به کار می­روند. اعتبار اندازه­گیری در این حالت مربوط به ثبات جایگاه نسبی افراد است نه در مورد ثبات نمرات واقعی. واریانس خطا برای تصمیم نسبی را با علامتنشان می دهند و آن را واریانس خطای نسبی[4] می­نامند. این نوع واریانس شامل همه ی مؤلفه­های واریانس تعاملی است که هدف اندازه­گیری را در بر می­گیرد. واریانس خطای نسبی به صورت تفاوت میان نمره انحرافی مشاهده شده شخص[5] و نمره انحرافی جهان[6] او تعریف می­شود. این نوع واریانس مشابه واریانس خطا در CTT است. ریشه دوم واریانس­های خطا (نسبی و مطلق)، برآوردی از خطای استاندارد اندازه­گیری (نسبی و مطلق) است که می­توان از آن در جهت ساخت فواصل اطمینان حول نمره جهان فرد استفاده کرد.

     در کل واریانس خطای نسبی کمتر از واریانس خطای مطلق است زیرا شامل مؤلفه­های واریانس کمتری است. این نشان می­دهد که تفسیر­های نسبی در مورد نمرات افراد نسبت به تفسیرهای مطلق کمتر مستعد خطا هستند. در شکل زیر، تفاوت میان خطای مطلق و خطای نسبی طرح P×Iنشان داده شده است. قسمت­های هاشور خورده، سهم واریانس خطا تحت سطوح مختلف است. ...


[1].absolute decision

[2].absolute error variance

[3].relative decision

[4].relative error variance

[5].person’s observed deviation score

[6].universe deviation score

...

نظریه تعمیم­ پذیری در مقابل نظریه کلاسیک آزمون

     برنان (b2010) از شباهت­های دو نظریه­ی تعمیم­پذیری و کلاسیک آزمون به موارد زیر اشاره می­کند؛ هر دو نظریه نمره واقعی (یا جهان) را به عنوان یک ارزش مورد انتظار از نمرات مشاهده شده تعریف می­کنند. هر دو نظریه به وضوح خطاهای اندازه­گیری تصادفی را شامل می­شوند و مفاهیم اعتبار( یا تعمیم­پذیری) در هر دو نظریهبه خوبی تعریف شده است.

      این دو نظریه به رغم شباهت­هایی که دارند، تفاوت­های بسیار مهمی نیز دارند که در زیر به شرح مواردی از آن پرداخته می­شود.

-       چارچوب مفهومی : GT نسبت به CTT چارچوب مفهومی قدرتمند­تری دارد که منجر به برطرف کردن

تعدادی از تناقضات آشکار در چند بحث CTT از اعتبار شده است. دو ویژگی مهم GT که به حل تناقضات

کمک می­کند عبارتند از: تمایز گذاشتن GT میان رویه­های اندازه­گیری ثابت و تصادفی و همچنین قابلیت این نظریه در پرداختن به طرح­های مختلف مطالعه D( برنان، b2010).

-       مفروضات زیربنایی آماری: در CTT مفروضات آزمون­های موازی و آزمون­های اساساً تائو معادل،

اغلب غیرقابل دفاع هستند. در حالیکه GTفرض می­کند که آزمون­ها تصادفی موازی هستند و محتوای آزمون یک نمونه تصادفی از حیطه یا جهان تعریف شده در نظر گرفته می­شود. برنان (b2010) بیان می­کند که هر دو نوع موازی بودن ایده آل هستند و هیچگاه احتمال اینکه کاملاً واقعیت داشته باشد، نیست. اگر چه یکی یا دیگری ممکن است در زمینه­ای خاص مناسب­تر باشد.

-       مدلسازی نمرات مشاهده شده: در CTTنمره ی مشاهده شده یک فرد در آزمون مبتنی بر نمره واقعی

شخص در آزمون و خطای اندازه­گیری است. در GT هر نمره مشاهده شده معرف یک نمونه از تمام نمرات ممکن فرض می­شود و در قالب یک یا چند مؤلفه واریانس بیان می­شود. نمره مشاهده شده در یک آزمون از رویه­های مختلف مورد استفاده در آزمون تأثیر می­پذیرد و با توجه به رویه­های مورد استفاده در آزمون معرف عملکرد فرد در همان رویه­هاست.

-       منابع چندگانه­ ی خطای اندازه­ گیری: همان­طور که سوئن و لی (2007) مطرح کرده­اند؛ در وضعیت­های

اندازه­گیری پیچیده که با منابع چندگانه­ای از خطای اندازه­گیری (رویه­ها) روبه­رو است، نمره­ی مشاهده شده نتیجه­ی نمره­ی واقعی باضافه­ی اثرات و تعاملات این منابع چندگانه خطاهای اندازه­گیری است. روش معمول CTT در چنین وضعیت­های اندازه­گیری برای برآورد اعتبار این است که از روش­های مختلفی (همچون بازآزمایی، بین ارزیابان، همسانی درونی،... ) استفاده می­کند. روش­های مختلف، ضرایب اعتبار مختلفی را به دنبال دارند که این نیز به نوبه­ی خود منجر به خطاهای استاندارد اندازه­گیری متفاوتی می­شود.  مسئله­ای که اینجا پیش می­آید این است که در چنین وضعیتی دقیق­ترین برآورد ضریب اعتبار کدام است؟ و به منظور ساخت فاصله­های اطمینان حول نمرات مشاهده، کدام خطای استاندارد اندازه­گیری را باید به کار برد؟ متأسفانه CTT قادر به پاسخ­گویی به این سوالات نیست. در حالیکه در GT می­توان منابع چندگانه خطا را همزمان در ترکیب­های متفاوتی از تصادفی یا ثابت در نظر گرفت. با تشخیص اینکه آیا یک رویه تصادفی یا ثابت باشد امکان برآورد اعتبار و خطای استاندارد ناشی از منابع معین خطا در GT وجود دارد. به بیانی دیگر، GT سهم هر منبع خطا (رویه) را در واریانس نمرات آزمون تعیین می­کند و فرصت محاسبه­ی برآوردهای متفاوتی از اعتبار را می­دهد که بستگی به این دارد کدام منبع خطا برای هر استفاده ی خاص از آزمون مهم در نظر گرفته می­شود. فن و سان (2013) بیان می­کنند که در چنین وضعیت­های اندازه­گیری، CTT قادر به برآورد اعتبار نیست زیرا شیوه­های سنتی اعتبار تنها برای یک رویه طراحی شده­اند. از این رو CTT نمی­تواند به بررسی منابع چندگانه خطای اندازه­گیری بپردازد. سوئن و لی[1](2007) نیز اذعان داشتند، این گونه نیست که CTT وجود منابع چندگانه خطاهای اندازه­گیری را انکار کند، بلکه حقیقت این است که این نظریه نمی­تواند از لحاظ مفهومی و آماری آن را در خود جای دهد در حالیکه، GT نه تنها می­تواند از نظر مفهومی تصور داشتن انواع مختلفی از ضریب اعتبار را در خود لحاظ کند، بلکه می­تواند یک مکانیسم عملی برای انجام آن نیز داشته باشد. ...

...


[1]. Suen & Lei

دانلود مبانی نظری اعتبار و هنجاریابی آزمون روانشناسی






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
مبانی نظری اعتبار و هنجاریابی آزمون روانشناسی ,

دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل docx
حجم فایل 153 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 65

 مبانی نظری انواع هوش (هوش عقلانی، هوش هیجانی، هوش معنوی، هوش بدنی)

در 65 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت docx

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت docx 

قسمتهایی از متن مبانی نظری و پشینه

مفاهیم هوش            

هوش

     پس از گذشت سال ها از سلطه بهره هوشی(IQ)، برجوانب مختلف زندگی، اکنون از اهمیت آن به عنوان تنها عامل موفقیت کاسته شده است. هر چند که مفهوم هوش ممکن است در نزد افراد مختلف معانی متفاوتی داشته باشد، با این حال وقتی صحبت از هوش به میان می آید، بلافاصله نوعی توانایی ذهنی درباره انسان تداعی می شود. اگر چه در میان تعدادی از دانش آموزان، تفاوت های فراوانی یافت می شود، اما وقتی صحبت از موفقیت بعضی از آنان و عدم پیشرفت تعدادی دیگر به میان می آید، مهم ترین چیزی که به ذهن می رسد تفاوت هوشی آنان است حال آن که در گذشته این تفاوت تماماً به بهره هوشی نسبت داده می شد و فردی موفّق قلمداد می گردید که دارای بهره هوشی بالایی می بود. اکنون بهره هوشی بالا به تنهایی ارزش قلمداد نمی شود؛ چرا که تنها 20 % از موفقیت را در بر می گیرد حال آن که 80/. از موفقیت به هوش هیجانی و هوش معنوی نسبت داده شده است. بنابراین، امروزه روانشناسان توجه ویژه ای به این قابلیت و نقش آن در زندگی نموده اند و هر روز اهمیت و نقش آن به عنوان عاملی تأثیر گذار بر موفقییت در جوانب مختلف زندگی افزوده می شود (گلمن 1998).

امروزه همگی ما بر این باوریم که میزان توانایی ذهنی فرد یعنی آن چه که ما به عنوان هوش می شناسیم و مقدار آن را توسط تست های هوش می سنجیم. البته باید توجه داشت که هیچ تضمینی برای موفقیت و خوشبختی فرد وجود ندارد. تا چند سال اخیر روانشناسان پاسخ روشنی برای این سئوال که چه عاملی می تواند تاحد زیادی موفقیت و خوشبختی فرد را پیش بینی کند، نداشتند. پس از تحقیقات زیاد معلوم شد که توانایی احساسی فرد، نه تنها مهم تر از توانایی ذهنی او است، بلکه نقش بسزایی نیز در موفقیت، کار، روابط با دیگران و حتی سلامت جسمی فرد دارد )گلمن، 1998).

تعریف هوش

     در تعریف واژه هوش اتفاق نظر میان روانشناسان وجود ندارد. تعریف دقیق هوش بسیار دشوار و اغلب مورد نزاع متخصصان است. امروزه، روانشناسان معتقدند که هوش، مجموعه توانایی های یک فرد محسوب می شود که توسط آن، فرد چیزی را می فهمد و به طور منطقی می اندیشد و رفتار می کند. با این حال عناصری از هوش وجود دارد که مورد توافق غالب پژوهشگران است. گیج و برلاینر ( 1992 ) ، این عناصر را به سه دسته زیر تقسیم نموده اند:

1- توانایی پرداختن به امور انتزاعی: افراد با هوش با امور انتزاعی (اندیشه ها، نمادها و مفاهیم) سر و کار دارند تا ابزارهای مکانیکی، فعالیت های حسی و عینی).

2- توانایی حل کردن مسایل: توانایی پرداختن به موقعیت های جدید، نه فقط دادن پاسخ های از قبل آموخته شده به موقعیت های آشنا.

3- توانایی یادگیری: به ویژه توانایی یادگیری انتزاعیات از جمله انتزاعیات موجود در کلمات و سایر نمادهاو نیز توانایی استفاده از آن ها (سیف، 1380).

به عبارتی هوش را می توان توانایی شخص برای تفکر و عملکرد منطقی و معقول تعریف کرد. در اکثر آزمون های هوش، پس از پانزده سالگی پیشرفتی در میزان هوش مشاهده نمی شود، اما سنی که رشد هوش متوقف می گردد بستگی به نوع آزمون مورد استفاده دارد. در اوایل دوران بزرگسالی هوش ثابت به نظرمی رسد، اما نزول حقیقی دارد که نخستین بار در حدود سی و پنج سالگی کشف می گردد و پس از آن کاهش می یابد ولی به طور مستمر مشاهده می شود (پورافکاری، 1380).

برای تعریف هوش کوشش های زیادی به عمل آمده است. یکی از قدیمی ترین تعریف ها توسط بینه و سیمون ( 1916 ) ، به این صورت مطرح شده است: قضاوت و به عبارت دیگر، عقل سلیم، شعور عملی، ابتکار، استعداد انطباق خود با موقعیت های مختلف، به خوبی قضاوت کردن، به خوبی درك کردن، به خوبی استدلال کردن؛ این ها فعالیت های اساسی هوش به شمار می روند.

در زندگی روزمره اغلب با افرادی برخورد می کنیم که با وجود یکسان بودن در هوش شناختی، در موفقیت، کار، تحصیل، محیط خانواده و قدرت رهبری با یکدیگر تفاوت دارند. محققان نشان داده اند که بهره هوشی به تنهایی نمی تواند تضمین کافی برای کسب سلامتی، تحصیل، و رضایت فرد باشد بلکه عامل مؤثر دیگری تحت عنوان هوش هیجانی می بایست مورد توجه و بررسی قرار گیرد.

انواع هوش

    مسأله هوش به عنوان یک ویژگی اساسی که تفاوت فردی را در بین انسان ها موجب می شود از ابتدای تاریخ مکتوب زندگی انسان مورد توجه بوده است. اما از آغاز مطالعه هوش غالبا بر جنبه های شناختی آن نظیر حافظه، حل مسأله و تفکر تأکید شده، در حالی که امروزه نه تنها جنبه های غیر شناختی هوش یعنی توانایی عاطفی، هیجانی، شخصی و اجتماعی مورد توجه قرار می گیرد بلکه در پیش بینی توانایی فرد برای موفقیت و سازگاری در زندگی نیز مورد اهمیت واقع شده است(ونگ و لاو،2003).

 در حوزه روانشناسی و علوم رفتاری معمولاً باور بر این است که هوش موجودیتی منفرد است که به ارث می رسد و انسان ها مانند لوح سفیدی هستند که هر چیزی را در صورتی که به شیوه ای مناسب ارایه شود، می توان به آن ها آموزش داد. تحقیقات اخیر نشان می دهد که عکس این مسأله صادق است و هوش های چندگانه وجود دارد که کاملاً از یکدیگر مستقل هستند. در میان تحقیقاتی که انواع مختلف هوش را کشف کرده اند، هوارد گاردنر (1993)، پیشقدم کار بر روی هوش های چندگانه بود . ...

...

2-3. بررسی پیشینه ی مطالعاتی:

2-3-1. پژوهش های انجام شده پیرامون رابطه بین مؤلفه ها در خارج از کشور

        ·در تحقیق باقری، اکبری زاده و حاتمی. (2011)، به این نتیجه دست یافتند که استفاده از هوش معنوی افراد را قادر می سازد برای حل مشکلات و مسائل با دیدی معنوی اقدام کنند و به حقیقت سریع تر برسند و احساس شادکامی کنند، خلاق تر و خودکارامدتر شوند و می توانند در حل مشکلاتشان تصمیمات بهتری بگیرند.

        ·برگر و کارابینک(2010)، در تحقیق خود به این نتیجه رسیدند که بین خودتنظیمی، راهبردهای یادگیری و انگیزش، رابطه معنی داری وجود دارد. به این معنا  که کاربرد موفقیت آمیز راهبردهای خودتنظیمی مثل تکرار و سازماندهی، منجر به بالا رفتن باورهای خودکارامدی می شود و بنابراین درگیری دانش آموزان در یادگیری دروس افزایش  می یابد.

        ·  بنا به نظر اکسان(2009)، بهبود مهارت های خودتنظیمی باعث درگیری انگیزشی دانش آموزان می شود. این مهارت ها به یادگیرندگان کمک می کند که انتخاب مناسبی داشته باشند و اضطراب کمتری را متحمل شوند. بنابراین، یادگیرندگان نیاز دارند که بدانند آن ها چه طور یاد بگیرند و یادگیری چه طور تحقق می یابد. 

        ·  آزیدیو(2009)، راهبرد های خودتنظیمی در دانش آموزان را به دانشجویان دانشگاه گسترش داد. نتایج این تحقیق نشان داد که افزایش استفاده از راهبرد های خودتنظیمی می تواند افزایش درگیری شناختی و انگیزشی و حل مسئله را در پی داشته باشد و می تواند منجر به موفقیت و پیشرفت در اهداف یادگیری شود.

        ·استفاده از راهبردهای یادگیری خود -تنظیمی ، از جمله عوامل تعیین كننده در موفقیت تحصیلی محسوب می شود و با بررسی آن می توان عملكرد تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی نمود. پیش بینی عملكرد تحصیلی، یكی از موضوع های محوری مورد علاقة روان شناسی تربیتی است (فارنهام ، چامورو - پریمیوزیك  و مك دوگ2003 ؛ بوساتو  و همكاران، ۲۰۰۰).

        ·  به اعتقاد زمیرمن و همكاران(1996)، راهبردهای یادگیری  خودتنظیمی، روش های مشخصی هستند كه هدف آن ها دستیابی به دانش و مهارت می باشد. این راهبردها، دیدگاه نسبتاً جدیدی برای یادگیری و پیشرفت تحصیلی هستند؛ زیرا به این نكته توجه نموده اند كه چگونه دانش آموزان شخصاً فرآیند یادگیری خود را فعال كرده؛ تغییر می دهند و تنظیم می نمایند.

        ·برخی پزوهشگران تمرکز خود را بر یادگیری خودتنظیمی قرار داده و سعی کرده اند روابط بین یادگیری خودتنظیمی، مؤلفه های انگیزشی و پیشرفت تحصیلی را تبیین کنند. برای مثال هانسفورد (1995)، رابطه ی بین مفهوم خود، مرکز کنترل ادراک شده، یادگیری خودتنظیمی و پیشرفت تحصیلی را در دانشجویان رشته های تکنولوژی آموزشی و روان شناسی تربیتی در دانشگاه تکنولوژی تگزاس مورد مطالعه قرار داد. نتایج نشان داد که ارتباط کم تا متوسطی بین مفهوم خود، مرکز کنترل ادراک شده، یادگیری خودتنظیمی و پیشرفت تحصیلی وجود دارد.  

        ·  نتایج پژوهش پینتریچ و دی گروت(1990)، نشان داد که خودتنظیمی، خودکارامدی و اضطراب بهترین پیش بین های عملکرد تحصیلی هستند. در نظریه پینتریچ دانشجویانی که از راهبردهای خودتنظیمی بیشتری استفاده می كنند، همزمان با تدریس معلم یا هنگام مطالعه، سعی می كنند با معنی داركردن اطلاعات، ایجاد ارتباط منطقی با اطلاعات قبل، مهار چگونگی این فرایند و ایجاد محیط یادگیری مناسب، مطالب را یاد بگیرند و عملكرد تحصیلی خود را بالا ببرند(فاطهی، 2010). ...

...

دانلود مبانی و پیشینه نظری انواع هوش (هوش عقلانی، هوش هیجانی، هوش معنوی، هوش بدنی)






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
مبانی و پیشینه نظری انواع هوش (هوش عقلانی، هوش هیجانی، هوش معنوی، هوش بدنی) ,

تاريخ : 10 مهر 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : pop | بازدید : <-PostHit->
مبانی نظری هوش فرهنگی در سازمان

مبانی نظری و پیشینه پژوهش هوش فرهنگی در سازمان

دانلود مبانی نظری هوش فرهنگی در سازمان

مبانی نظری و پیشینه پژوهش هوش فرهنگی در سازمان
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل docx
حجم فایل 115 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 76

مبانی نظری و پیشینه پژوهش هوش فرهنگی در سازمان (فصل دو)

در 76 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت docx

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت docx 

قسمتهایی از متن مبانی نظری و پیشینه

هوش فرهنگی

مقدمه

رشد روزافزون تعاملات و مبادلات بین‌المللی، توجه بسیاری از صاحب نظران مدیریت و کسب‌ و کار را به شناسایی و تقویت قابلیت هایی که به حضور اثربخش در محیط های بسیار پیچیده و پویای جهانی بینجامد، معطوف کرده است.(عباسعلی زاده و نائیجی ، 1386، ص 20)

 از طرفی توانایی تطبیق مستمر با افرادی از فرهنگ‌های مختلف و توانایی اداره ارتباطات بین فرهنگی حائز اهمیت است. محیط کار جهانی، نیاز به افرادی دارد که به فرهنگ‌های مختلف آشنا باشند و بتوانند با افراد سایر فرهنگ‌ها ارتباط مناسب برقرار کنند. برای این منظور، افراد نیاز به هوش فرهنگی دارند. توانایی فرد برای تطبیق با ارزش‌ها، سنت‌ها و آداب و رسوم متفاوت از آنچه به آنها عادت کرده است و کارکردن در یک محیط متفاوت فرهنگی، معرف هوش فرهنگی است.(جان نثار احمدی و فیاضی ، 1385، ص41)

در این بخش ابتدا مفاهیم فرهنگ و هوش تشریح و سپس مباحث مربوط به هوش فرهنگی بیان می گردد.

فرهنگ

هزاران تحقیق سازمانی وجود دارد که هرکدام با کاربرد مجموعه خاصی از متغیر ها به توضیح و پیش بینی رفتار سازمانی پرداخته اند. مرور ادبیات تحقیقی آشکار می سازد که فرهنگ تاثیر بسیار زیادی بر روی رفتار در بسیاری از محیط های سازمانی اعمال می کند و بنابراین قابلیت و ارزش مورد توجه قرارگرفتن در رفتار سازمانی را دارد.

قدم اول در پاسخگویی به چالش ها و مقتضیات فرهنگ ، درک آن هم از نظر مفهومی و هم از نظر عملی می باشد. بنابراین قبل از مفهوم سازی و به تصویر کشیدن هوش فرهنگی ، ما ابتدا معنی فرهنگ و ارتباط آن را با رشته رفتار و توسعه سازمانی بررسی می کنیم.(pp 12-13 ، 2007 ، Moody)

    واژه فرهنگ، در دامنه گسترده ای از علوم اجتماعی(مانند مردم شناسی، جامعه شناسی و روان شناسی) استفاده می شود و بنابراین معانی مختلفی در رشته های مختلفی دارد. بیشتر نویسندگان موافق هستند که فرهنگ یک اصطلاح پیچیده است و مشکل است که در قالب کلمات تعریف شود.(Groeschl & Doherty,2000,p13)

فرهنگ بر طبق نظر Lu و دیگران (2001) زبان ، عادات تفکر ، الگوهای روابط اجتماعی و بین فردی ، ایده آل های مذهبی را توصیف کی کند. راههای توصیف رفتار ، هنجارهای هدایتی و ارشادی که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.(Acevedo, 2008 , p112)

فرهنگ اشاره به الگوهای یکپارچه و منسجم از رفتار انسانی دارد که شامل زبان ، افکار ، روابط ، اقدامات ، آداب ، عقاید ، ارزشها و نهادهایی که گروههای اجتماعی ، نژادی ، قومی و مذهبی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.(Allen et al, 2008 , p1205)

به طور کلی فرهنگ بعنوان اهداف ، ارزش ها ، نگرش ها و اعتقادات مشترک در میان گروهی از افراد تعریف می شود. مردم شناس فرهنگیEdward Tihall ، فرهنگ را بعنوان «زبان بی صدا و خاموش[1]» قلمداد کرد.

هافستد[2] ، فرهنگ را بعنوان " نرم افزار مغز[3] " توصیف کرد. فرهنگ آموخته می شود ، درونی می گردد و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. فرهنگ دقیقاً ورای شناخت آگاهانه است که مشخص می نماید چگونه ما با دیگران ارتباط برقرار کنیم(یک مکانیزم کنترلی غیر محسوس[4] که در ذهن های ما عمل می کند).(p 13 ، 2007 ، Moody)

فرهنگ از چند مولفه و عنصر تشکیل می شود که بعضی از آنها ضمنی و بعضی دیگر صریح و آشکار هستند. اکثر اوقات این عناصر به وسیله واژه هایی مانند رفتار، ارزشها ، هنجارها و مفروضات اساسی توضیح داده می شوند. برای ساده سازی این طبقه بندی از جلوه های فرهنگی ، بسیاری از نویسندگان از لایه های یک پیاز بعنوان یک استعاره استفاده می کنند.(Doherty& Groeshl, 2000, p14)

لایه های بیرونی تر ، محصولات و مصنوعات آشکار و روشن یک فرهنگ را ارائه می کند، لایه های میانی هنجارها و ارزشها را مشخص می سازد و در مرکز و هسته ، مفروضات اساسی در مورد هستی وجود دارد.(Crowne, 2008 , p393)

فرهنگ پدیده ای آموختنی است ، در سایه تجربه های جدید تکامل می یابد و اگر کسی بتواند پویایی های فرآیند یادگیری را درک کند، این پدیده می تواند تغییر کند. ...

...


[1]-The silentLanguage

[2]-Hofstede

[3]-Software of the mind

[4]-Invisiblecontrol mechanism

....

 

2-16- هوش فرهنگی

اینکه گفته می شود جهانی شدن[1] به ما خیلی نزدیک است، بدیهی می باشد. فعالیت در یک محیط جهانی بین المللی و بین فرهنگی یک واقعیت عادی و معمولی برای بیشتر سازمان های بزرگ معاصر می باشد. حتی کسب و کارهای کوچک یا متوسط نیز، احتمالاً تجربه جهانی شدن را از طریق تعامل با شرکای جهانی[2] که ممکن است متعلق به یک یا بیشتر از چهار گروه کلیدی زیر باشند، را دارند:

1-  مشتریان

2-  رقبا

3-  عرضه کنندگان

4-  کارمندان (Alon & Higgins , 2005 , p 501)

بنابراین یکی از مهم ترین چالش هایی که مدیران و کارکنان در محیط بین المللی با آن روبرو هستند این است که مطمئن شوند آنها بطور کامل دیدگاه ها و عقاید بازیگران مقابل بین المللی را درک کنند. (Earley,2002,p 272)

این امر مستلزم اینست که مدیران و کارکنان در همه سطوح سازمان به صورتی موثر در شرایط چند فرهنگی دائم التغییر و موقعیت های متفاوت، عمل نمایند.(Griffer&Perlis , 2007 , p 28)

پیش بینی و توضیح اثربخشی تعاملات بین فرهنگی، یک سابقه و پیشینه قوی در رشته ها و شاخه های مختلف از جمله در ارتباطاب بین فرهنگی[3] ، روان شناسی بین فرهنگی[4] و مدیریت بین الملل[5]دارد. مطالعات زیادی به این ایده اشاره کرده اند که بعضی افراد شاید ویژگی هایی داشته باشند که به آنها اجازه می دهد در ماموریت های برون مرزی یا خیلی کلی تر در تعاملات میان فرهنگی[6]کاراتر و موثرتر باشند.

مفهوم هوش فرهنگی که در ادبیات تجارت بین المللی ارائه شده است ، یک طرح و ایده می باشد که زمانش فرا رسیده است مفاهیمی که این ایده را منعکس می کنند مانند عادات فکری جهانی (ذهنیت جهانی ) یا شایستگی بین فرهنگی ، برای مدتهای طولانی وجود داشته اند.(Thomas,2006 ,pp 78-79)

هوش فرهنگی به عنوان ساختاری برای بیان این سوال مشترک در بین تعداد زیادی از مدیران منابع انسانی بین المللی ایجاد شده است: چرا بعضی از افراد که گاهی اوقات به نظر می رسد فاقد مهارت های اجتماعی در فرهنگ خودشان هستند، به آسانی و با سرعت و به صورتی کامل با فرهنگ های جدید منطبق می شوند، در صورتیکه دیگر افراد ، حتی آنهاییکه مهارت های بین فردی بالایی در داخل فرهنگ های خودشان دارند اینگونه نیستند؟ در پاسخ به نیاز درک تفاوت های فردی در تطبیق پذیری فرهنگی[7]EarleY و Ang(2003)، هوش فرهنگی را به عنوان یک ویژگی و خصیصه فردی چند بعدی و نوید بخش ارائه کردند.(Imai, 2007 ,p 11)

هوش فرهنگی مفاهیم مختلفی دارد که می تواند به عنوان تکمیل کننده یکدیگر دیده شوند.(Brislin&Macab , 2006 , p 40)

Offerman و Phan (2002) ، هوش فرهنگی را به عنوان یک «هوش در محیط[8]» یا توانایی عملکرد موثر در یک محیط متفاوت ، که مفروضات ، ارزش ها و سنت های تربیتی یک نفر ، به طور کامل با آنهایی که فرد باید با آنها کار کند مشترک نیست ، تعریف کردند..(p18 ، 2007 ، Moody)

هوش فرهنگی قابلیت و توانایی یک نفر برای عملکرد موثر در موقعیت هایی است که از نظر فرهنگی متفاوت می باشد. هوش فرهنگی بینش هایی را درباره توانایی و قابلیت های افراد برای از عهده موقعیت های چند فرهنگی برآمدن ، درگیر شدن در تعاملات بین فرهنگی و عملکرد در گروههای کاری متفاوت از نظر فرهنگی ، فراهم می کند.(Lugo , 2007 , p 21) ...

...


[1]-Globalization

[2]-Global Partners

[3]-Cross-cultural communications

[4]-Cross-culturalpsychology

[5]-International management

[6]-Cross-cultural interactions

[7]-Cultural adaptation

[8]-Ambient intelligence

...

هوش فرهنگی شناختی

هوش فرهنگی شناختی اشاره به دانش اکتسابی در مورد یک فرهنگ خاص دارد.(Imai , 2007 , p 12)

 برطبق چهارچوب مفهومی سه بعدی از هوش فرهنگی ، اولین مولفه مهم ، شناخت است.Earley  و دیگران(2006) ، به مولفه شناختی هوش فرهنگی به عنوان تفکر استراتژیک فرهنگی اشاره کردند. این جزء و مولفه شامل تفکر به صورت استراتژیک و سوق الجیشی ، در یک فرهنگ جدید می باشد و همچنین شامل بکارگیری مهارتهای تفکر عمومی می باشد که یک شخص برای درک اینکه افراد چگونه و چرا به طرز مشخصی عمل می کنند ، وقتی که فرد با یک فرهنگ جدید و نا آشنا مواجه می شود استفاده می کند. (Deam , 2007 , p 42)

هوش فرهنگی شناختی ، شناخت هنجارها ، آداب و رسوم در فرهنگ های مختلف را منعکس می نماید که از طریق آموزش و تجارب شخصی به دست می آید. این مولفه شامل شناخت سیستم های اقتصادی ، قانونی و اجتماعی فرهنگ ها و خرده فرهنگ های مختلف می باشد و شامل چارچوب های بنیادی[1] و مرجع ارزش های فرهنگی می باشد. افراد باهوش فرهنگی بالا، شباهت ها و تفاوت ها را در فرهنگ ها درک می کنند.(Ang at al , 2007 , p 6)

جنبه های شناختی ، اشاره به مهارتهای مورد نیاز برای به تصویر کشیدن یک فرهنگ جدید دارد و شامل ایجاد الگوهایی از علایم و نشانه های فرهنگی[2]و جمع آوری اطلاعات درباره یک دنیای جدید می باشد.(p 17 ، 2007 ، Moody)

مولفه شناختی به منزله سر[3] هوش فرهنگی می باشد. جزئیات مولفه های شناختی هوش فرهنگی نوعاً با آزمونهای رسمی سنجیده نمی شود، اما نوع تفکر و زبانی که برای دستیابی به آن لازم می باشند، شبیه همان انواع تفکر و زبانی است که برای آزمونهای سنتی هوش کمی (IQ) مورد نیاز است. این اطلاعات شناختی می توانند از کتابها یا افرادی که به عنوان کارگزاران فرهنگی[4]خدمت می کنند به دست بیایند.(westby , 2007 , p 10)

هوش فرهنگی شناختی برای هوش فرهنگی با اهمیت و ارزشمند می باشد چرا که افراد می توانند یک درک و شناخت بهتر از سیستم هایی که الگوهای خاص تعامل اجتماعی در داخل یک فرهنگ را شکل می دهند به دست بیاورند.(Imai , 2007 , p 12) ...

...


[1]-Basic framework

[2]-Cultural cues

[3]-Head

[4]-Culturalbrokers

دانلود مبانی نظری هوش فرهنگی در سازمان






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
مبانی نظری هوش فرهنگی در سازمان ,