خريد بک لينک
لوازم یدکی ال ۹۰
Hookah Shisha Tobacco
ماسک سه لایه
فلنج
بلیط شیراز تهران
Barabas Ropa de hombre
فایلهای علمی
تاريخ : 10 مهر 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : pop | بازدید : <-PostHit->
مبانی نظری و پیشینه پایان نامه روانشناسی درباره خودنظم دهی

مبانی نظری و پیشینه پایان نامه روانشناسی درباره خودنظم دهی

دانلود مبانی نظری و پیشینه پایان نامه روانشناسی درباره خودنظم دهی

مبانی نظری و پیشینه پایان نامه روانشناسی درباره خودنظم دهی
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل doc
حجم فایل 43 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 20

مبانی نظری و پیشینه پایان نامه روانشناسی درباره خودنظم دهی

 

در 20  صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع خودنظم دهی

یادگیری خودنظم بخش

یادگیری خود نظم بخش نوعی فرایند ساختاری فعال است که از طریق آن یادگیرندگان اهدافی را برای یادگیری شان تعیین می کنند سپس می کوشند تا شناخت، انگیزش، و رفتارشان را نظارت، تنظیم و کنترل کنند (پنتریج، 2000؛ به نقل از شانک[1]، 2005). این فرایند مستلزم فراگیرانی است که به طور مستقل یادگیری شان را طراحی، نظارت و ارزیابی می کنند. بسیاری از پژوهش های اولیه در مورد خود نظم بخشی ماهیت درمانی دارند که طی آنها پژوهشگران به آزمودنی هایشان آموزش می دادند تا رفتارهایی از قبیل پرخاشگری، اعتیاد و سایر مشکلات رفتاری خود را تغییر دهند (شانک، 2005). با این حال پژوهشگرزان اکنون اصول خودنظم بخشی را برای مطالعه تحصیلی و دیگر شکل های یادگیری از قبیل مهارت های اجتماعی و حرکتی به کار می برند (بوکارتس، پنتریچ و زیدنر،2000؛ زیمرمن و شانک، 2001؛ به نقل از شانک، 2005).

تعاریف و مدل های گوناگونی از یادگیری خود نظم بخش وجود دارد که در آنها سعی شده است که نحوه خود نظم بخشی دانش آموزان در فرایند یادگیری تبیین شود. به طور کلی در این دیدگاه ها بر نقش فعال دانش آموز در فرایند یادگیری تاکید می شود. براساس این نظریه ها، یادگیری چیزی نیست که توسط دیگران برای دانش آموز اتفاق می افتد بلکه آن چیزی است که توسط خود دانش آموز صورت می گیرد. ویژگی های خاصی که اغلب به یادگیرندگان خود نظم بخش نسبت داده می شود مرتبط با باورهای انگیزشی یا نگرش ها، استفاده از راهبردهای شناختی و توانایی فراشناختی شان است. به عبارت دیگر، یادگیرندگان خود نظم بخش دانش آموزانی هستند که از لحاظ انگیزشی، شناختی، فراشناختی و رفتاری برای پیشرفت تحصیلی خود به فعالیت می پردازد. از لحاظ انگیزشی، تصور می شود که یادگیرندگان خود نظم بخش مجموعه ای از باورها و نگرش های انطباقی دارند که تمایل آنان را برای درگیرشدن و پایداری در تکلیف تحصیلی شکل می دهند. برای مثال، دانش آموزان خود نظم بخش گرایش به خود بسندگی دارند، بر افزایش سطح تسلط شان تمرکز دارند و موضوعات درسی را ارزشمند، جالب و مفید می دانند (شانک و ارتمر، 2000؛ ویگ فلد، 1994؛ به نقل از ولترز[2]، 2003). از لحاظ شناختی، یادگیرندگان خودنظم بخش خزانه ای غنی از راهبردهای شناختی دارند و می توانند آنها را با آمادگی و مهارت برای انجام تکالیف مختلف تحصیلی ره کار برند. برای مثال، این دانش آموزان در راهبردهای شناختی یادگیری از قبیل مرور کردن، بسط دادن و سازمان دهی کردن ماهر هستند (الکساندر، گراهام و هاریس، 1998؛ وینشتاین و می یر، 1986؛ به نقل از ولترز، 2003). این دانش آموزان از لحاظ فراشناختی، اندوخته ای بزرگ از دانش فراشناختی درباره راهبردهای یادگیری (به طور خاص) و درباره فرآیند یادگیری (به طور عام) دارند (زیمرمن، 1986؛ بورکواسکی، کار، ریلینگر و پرسلی، 1990؛ پنتریج، ولترز و بکستر، 2000؛ به  نقل از ولترز، 2003). آنان قادر به نظارت بر یادگیری و تولید بازخورد درونی درباره پردازش شناختی شان هستند (باتلر و وین، 1995؛ به نقل از ولترز، 2003). همچنین آنان از لحاظ اصلاح رفتارهای یادگیری شان در پاسخ به تغییر مطالبات موقعیتی یا مقتضیات تکلیف ماهر هستند (زیمرمان[3]، 1998).

پنتریچ (2000؛ به نقل از پاستینین و پال کینین[4]، 2001) نوعی چارچوب مفهومی برای مطالعه یادگیری خود نظم بخش ارائه کرده است که به اندیشه ها و مطالعات مربوط به آن انسجام می بخشد. مطابق این چارچوب، یادگیری خود نظم بخش دارای چهار مرحله یا فاز است. این مراحل بیانگر فرایندهای تعیین هدف، نظارت، کنترل و تنظیم و هم چنین فرایندهای تاملی است که بسیاری از مدل های دیگر خود نظم بخشی نیز در آنها مشترک اند.


[1] Schunk, D. H

[2] Wolters, C. A

[3] Zimmerman, B. J

[4] Puustinen, M., & pulkkinen, L.

خودنظم بخشی در انگیزش

انگیزش به عنوان تعیین کننده ای قاطع از یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در قرارگاه های تحصیلی تلقی می شود (گراهام و واینر، 1996؛ پنتریچ و شانک، 2002؛ به نقل از ولترز و همکاران، 2003). با این حال، فقدان انگیزش مسئله ای است که دانش آموزان در تمام سطوح سنی آن را تجربه می کنند. در محیط های تحصیلی عواملی از قبیل سر و صدا و عوامل بر هم زننده تمرکز حواس، مواد درسی یا تکالیفی که از سوی دانش آموز خسته کننده، دوباره کاری، دشوار، یا بی اهمیت تلقی می شوند، از عوامل موثر در کاهش انگیزش تلقی می شوند. علاوه براین، چالش حاصل از انجام تکالیف درسی در بیرون از مدرسه و در محیط خانه می توانند شناخت شان را تنظیم کنند، انگیزش و عاطفه شان در خصوص تکالیف تحصیلی را نیز می توانند تنظیم کنند. تنظیم انگیزش به عنوان فعالیت هایی توصیف می شود که افراد از طریق آنها به طور عمدی اقدام می کنند تا تمایل شان را برای شروع یا تکمیل یک تکلیف به کار اندازند، حفظ کنند یا افزایش دهند و فعالیت یا هدف خاصی را به انجام برسانند (ولترز، 2003). به عبارت دیگر، تنظیم انگیزش در برگیرنده افکار، اقدامات یا رفتارهایی است که دانش آموزان به طور عمدی سعی می کنند از طریق آنها بر جنبه های مختلف انگیزش خودشان در مورد یک فعالیت معین تاثیر بگذارند. به عقیده ولترز (2003) تاثیر باورهای انگیزشی بر عملکرد و رفتار فرد، فرآیندی انگیزشی تلقی می شود؛ در حالی که اگر این فرایندها با قدی آگاهی و اداره عمدی از سوی فرد همراه شوند به عنوان فرایند تنظیم انگیزشی تلقی می شوند. بوکرت (1992؛ به نقل از ولترز، 2003) معتقد است که نظریه های انگیزش بر کنترل انتزاعی دانش آموزان تاکید می ورزند. کنترل انتزاعی به معنای این است که باورها، ادراک ها و نگرش های فرد بر اعمال و اقدامات وی تاثیر می گذارند. در مقابل تنظیم انگیزش بر کنترل فعال تاکید دارد که به معنای کنترل فعالانه دانش آموزان بر فرآیندهای انگیزشی اثر گذار بر اعمال شان است. با این حال ولترز (2003) خاطر نشان می کند که تمایز بین انگیزش و تنظیم انگیزشی جنبه تئوریکی دارد و این دو در عمل رابطه ای متقابل و پیچیده احتمالاً خطی یا انحنایی) دارند. این رابطه در صورتی دو جانبه و خطی است که در آن انگیزش دانش آموزان بر استفاده آنان از راهبردهای تنظیم انگیزش اثر گذار باشد و در عین حال استفاده از راهبردهای تنظیم انگیزش نیز بر انگیزش جاری آنان موثر باشد. از سوی دیگر رابطه انگیزش و تنظیم انگیزشش در صورتی انحنایی است که این رابطه در میان دانش آموزان دارای سطح متوسط انگیزش اولیه قوی تر و برای دانش آموزان دارای سوح خیلی بالا یا خیلی پایین انگیزش، ضعیف تر باشد.

پیامد دادن به خود

پیامد دادن به خود راهبردی است که داشن آموزان طی آن انگیزش خود شان را از طریق تدارک پیامدهایی برای رفتارشان، تنظیم می کنند (ولترز، 2003). این راهبرد در برگیرنده شناسایی و اداره تقویت ها و تنبیه های بیرونی برای رسیدن به اهداف خاصی در ارتباط با انجام دادن تکلیف است. برای مثال، این که دانش آموزان هنگام مطالعه به خود می گوید: «در صورتی که خواندن این فصل را به پایان برسانم برای خودم بستنی می خرم»، از راهبرد پیامد دان به خود استفاده کرده است. این فرایند در برخی از پژوهش ها«تقویت خود» نیز نامیده شده است. با این حال، دانش آموزان می توانند از پاداش ها یا تنبیه های عینی و هم چنین اظهارت کلامی (مثلاً تحسین خود) به عنوان پیامدهایی برای رفتارشان استفاده کنند. جکسون و ملودی (1983، 1985؛ به نقل از ولترز، 2003) پی بردند، دانش آموزانی که برای خودشان پاداش هایی تدارک می بینند، نسبت به دانش آموزانی که برای خودشان تنبیه هایی تدارک می بینند یا دانش آموزانی که پیامد دادن به خود را ندارند، مساول ریاضی بیشتری را حل می کنند.

 

دانلود مبانی نظری و پیشینه پایان نامه روانشناسی درباره خودنظم دهی






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
مبانی نظری و پیشینه پایان نامه روانشناسی درباره خودنظم دهی ,

تاريخ : 10 مهر 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : pop | بازدید : <-PostHit->
مبانی نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع CBT به شیوه داتلیو

مبانی نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع CBT به شیوه داتلیو

دانلود مبانی نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع CBT به شیوه داتلیو

مبانی نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع CBT به شیوه داتلیو 
مبانی نظری پژوهش
پیشینه پژوهش
فصل دوم پایان نامه
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل doc
حجم فایل 36 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 40

مبانی نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع CBT به شیوه داتلیو

در 40 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع CBT به شیوه داتلیو

 

 

2-1 CBT به شیوه داتلیو 

2-1-1 مروری بر درمان شناختی -رفتاری معاصر با زوج ها و خانواده ها

درمان شناختی- رفتاری برای زوج ها و خانواده ها، امروزه اصلی مهم در درمان است. کاربرد CBT برای مشکلات روابط خصوصی، تقریبا پنجاه سال قبل در نوشته های آلبرت الیس آمده است که نقش برجسته شناخت را در مسایل زناشویی نشان می دهد. الیس و هارپر و همکارانش معتقد بودند که ناکارامدی ارتباط زمانی اتفاق می افتد که افراد 1)  بر عقاید غیر واقعی یا نامشخص خود در رابطه با طرفین پافشاری کنند. 2) ارزیابی های منفی دارند وقتی فرد و رابطه مطابق با انتظارات غیر واقعی آنها عمل نمی کند، زمانی که فرایندهای منفی شناخت صورت می گیرند: فرد عواطف منفی را تجربه می کند (عصبانیت، ناامیدی و اوقات تلخی) و شیوه های رفتاری منفی در رابطه خود در پیش می گیرد(داتیلیو، 2010؛ ترجمه خواجه، سجادیان و بهرامی، 1391).

در‌ دهه‌های‌ 1960 و 1970، رفتار درمانگران برای پرداخـتن بـه رفتارهای‌ مشکل‌دار بزرگسالان و کودکان از اصول نظریه یادگیری استفاده‌ کردند. بسیاری از اصول و روش‌های رفتاری که در درمان انفرادی‌ از آنها استفاده می‌شد، بعدها برای‌ زوج‌های‌ ناراضی‌ و پس از آن‌ برای خانواده‌ها‌ به‌ کار‌ گرفته شد. به عنوان مثال، استوارت‌[1] (1969)، لیبرمن‌[2] (1970) و وایس‌[3]، هوپس‌[4]و پاتـرسون[5] (1973) برای‌ تسهیل تعامل‌های ارضاکننده زوج‌های مشکل‌دار و خانواده‌ها‌ از نظریه‌ تبادل‌ اجتماعی و اصول یادگیری عامل استفاده کردند (به نقل از داتیلیو و بیرشک،a 1385). این‌ کار باعث‌ شد‌ که تحقیقات بعدی زوج درمانگران به سمت شناسایی‌ اهمیت مداخله عـوامل شـناختی و الگـوهای تعاملی رفتار سوق داده‌ شود. قبل از ارایـه‌ نـظریه‌های‌ اصـلی‌ خانواده درمانی، اینگونه مطرح‌ شده بود که شناختارها را می‌توان به عنوان‌ بخش فرعی درمان در الگوی رفتاری مورد استفاده قرار داد (مارگولین‌[6]و وایس، 1978)، اما در دهه 1980 عـوامل شـناختی در کـانون اصلی‌ توجه‌ منابع‌ پژوهشی‌ و درمانی زوج‌ها قرار گرفتند و مـستقیم‌تر و سـاختارمندتر از آنچه در‌ سایر‌ رویکردهای نظری زوج درمانی‌ وجود داشت، وارد درمان شدند (باکوم[7]‌1987؛ داتیلتو،1989؛به نقل از داتیلیو و بیرشک،a 1385). با مطرح شدن تحریف‌های شناختی و ادراکات نادرست در درمان زوج‌ها، توجه درمـانگران بـه اسـتنباطها و باورهای طرفین نسبت به هم‌ معطوف‌ گشت‌ و استفاده احتمالی از ایـن باورها برای پیدا کردن راهی برای رهایی از بن‌بست‌های‌ رابطه‌ای، مورد توجه‌ قرار‌ گرفت. ارزیابی شناختی و روش‌های مداخله‌ای، از درمان انـفرادی بـه عـاریه‌ گرفته شد و برای‌ استفاده‌ در مورد زوج‌ها مطابقت داده شد. همانند درمان انفرادی، برای تقویت قابلیت زوجـین در ارزیـابی و تغییر شناختارهای مشکل‌ ساز، مداخلات‌ شناختی-رفتاری مربوط به زوج‌ طراحی شد که این مداخلات باعث کسب مهارتهای ارتباطی‌ و حـل‌ مـشکل‌ نـیز می‌گردند(داتیلیو و بیرشک، a1385).

...

2-1.                 مروری بر پژوهش های انجام شده در داخل و خارج کشور 

2-4-1.       پژوهش های داخلی 

پیرفلک، سودانی، شفیع آبادی (1393) پژوهشی با هدف بررسی اثر بخشی زوج درمانی گروهی شناختی-رفتاری بر کاهش دلزدگی زناشویی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان ایذه انجام دادند. روش پژوهش نیمه تجربی و از طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری بوده است. جامعه پژوهش شامل کلیه زوجینی که به دلیل مشکلات زناشویی به یکی از 8 مرکز مشاوره شهرستان ایذه مراجعه کرده بودند که از میان آنها تعداد 30 زوج که در آزمون دلزدگی یک انحراف معیار پایین تر از میانگین کسب نموده بودند، انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و گواه جایابی شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه زوج درمانی گروهی شناختی-رفتاری به صورت یک جلسه 90 دقیقه ای در هر هفته شرکت داده شدند اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت ننمودند. بعد از یک هفته از پایان مداخله از هر دو گروه آزمایش و کنترل، پس آزمون به عمل آمد و پس از گذشت یک ماه نیز آزمون پیگیری اجرا گردید. نتایج پژوهش نشان داد که روشCBCT می توان برای کاهش دلزدگی زناشویی زوجین و مولفه های آن و در نهایت استحکام خانواده استفاده کرد.

 

دانلود مبانی نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع CBT به شیوه داتلیو






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
مبانی نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع CBT به شیوه داتلیو ,

تاريخ : 10 مهر 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : pop | بازدید : <-PostHit->
فصل دوم پایان نامه درباره اختلال در روابط زناشویی

فصل دوم پایان نامه درباره اختلال در روابط زناشویی

دانلود فصل دوم پایان نامه درباره اختلال در روابط زناشویی

فصل دوم پایان نامه درباره اختلال در روابط زناشویی
مبانی نظری پژوهش
پیشینه پژوهش
فصل دوم پایان نامه
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل doc
حجم فایل 71 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 32

فصل دوم پایان نامه درباره اختلال در روابط زناشویی

در 32 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع اختلال در روابط زناشویی

 

اختلال عملکرد جنسی

2-2-1.      مفهوم اختلال عملکرد جنسی

طبق DSM-IV-TR، تـعریف اختلال عملکرد جـنسی عبارت است‌ از تخریب یک یـا بـیش از یـک مرحله از چرخه‌ی پاسخ‌های جنسی‌ و همچنین وجود درد همراه با آمیزش‌ که موجب‌ پریشانی‌ محسوس‌ و بروز‌ مشکلات بین فردی برای فرد می‌گردد. در این زمینه، برای فراوانی یـا شدت مـشکل، هماهنگی‌ وجـود‌ ندارد و تشخیص بر پایه‌ی قضاوت بالینی‌ انجام می‌گیرد. بدکارکردی بـه طـور گسترده به عنوان عدم توانایی کامل‌ از‌ لذت‌ بردن در مقاربت جنسی تعریف‌ شده است. به طور اختصاصی، بدکارکردی‌های جنسی اختلالهایی هستند که‌ بـا‌ یـک‌ پاسـخ جنسی‌ کامل تداخل می‌کند. این اختلالها مشکلاتی را برای لذت بردن فرد یا داشـتن مقاربت‌ جنسی‌ ایجاد می‌کند‌ و به ندرت بدکارکردی جنسی سلامت فیزیکی را به مخاطره می‌اندازد. اما می‌تواند خسارات و صدمات‌ روانشناختی، افسردگی، اضطراب‌ و احساسهای ضعف و بـی‌کفایتی سـنگینی را ایـجاد کند. نژاد، فرهنگ، مذهب و پیشینه‌ی اجتماعی‌ بیمار باید در‌ فرایند‌ تشخیص‌ باید مورد توجه قرار داد، زیرا هـریک مـی‌توانند تأثیر مهمی بر میل و یا انتظارات جنسی‌ او‌ داشته باشند(انجمن روانپزشکی آمریکا،2000؛ ترجمه نیک خو و آوادیس یانس،1381).

اختلال عملکرد جنسی بر حسب اختلال در فرآیندهایی که مشخصه چرخه واکنش جنسی هستند یا بر حسب درد مرتبط با آمیزش جنسی مشخص می شود. چرخه واکنش جنسی می تواند به مراحل زیر تقسیم شود (انجمن روانپزشکی آمریکا،2000؛ ترجمه نیک خو و آوادیس یانس،1381).

  1. میل: این مرحله شامل خیال پردازی های مربوط به فعالیت جنسی و علاقه به داشتن فعالیت جنسی است.
  2. انگیختگی: این مرحله شامل احساس ذهنی لذت جنسی و تغییرات فیزیولوژیایی همراه آن است. تغییرات عمده در مردان شامل تورم و نعوظ آلت تناسلی است. تغییرات عمده در زنان شامل احتقان وردیدی در لگن، لیز شدن و انبساط مهبل، و متورم شدن اندامهای تناسلی بیرونی هستند.
  3. اوج لذت جنسی: این مرحله شامل رسیدن به اوج لذت جنسی، همراه با فرونشانی تنش جنسی و انقباض موزون عضلات میان دوراهی و اندامهای تناسلی است/ در مرد، احساس اجتناب ناپذیری انزالف که به دنبال آن دفع منی صورت می گیرد، روی می دهد. در زن انقباض های ثلث خارجی دیواره مهبل روی می دهد. در هر دو جنس، انقباض موزون اسفنکتر مقعدی به وجود می آید.
  4. فرونشینی: این مرحله شامل حس آرامش عضلانی و آسایش کامل است. در جریان این مرحله، مردان از لحاظ فیزیولوژیایی برای نعوظ و اوج لذت جنسی دوباره،به مدت یک دوره زمانی متغیر ناگداز هستند. بر عکس زنان ممکن است تقریبا بلافاصله قادر به پاسخدهی دوباره تحریک باشند(انجمن روانپزشکی آمریکا،2000، ترجمه نیک خو و آوادیس یانس،1381).

اختلال عملکرد جنسی با مراحل انگیختگی و ارگاسم و همین طور، با میل جنسی کلی فرد ارتباط دارند (جدول 2-1 را ببینید). برخی از  افراد مبتلا به اختلال عملکرد جنسی، میل جنسی کمی دارند یا هیچ میلی ندارند؛ برخی دیگر، در مرحله خاصی از انگیختگی جنسی تاخیر دارند یا اصلا برانگیخته نمی شوند. بعضی ها شدیدا برانگیخته می شوند، اما قادر نیستند رهایی جنسی ارگاسم را تجربه کنند. برخی از افراد خیلی سریع مراحل انگیختگی تا ارگاسم را طی می کنند و از این رو، احساس می کنند روابط جنسی فاقد معنی هیجانی همراه با روش آرمیده تر است. در برخی از موارد، شریک جنسی فرد از آنچه به نظر می رسد انحراف غیر قابل قبول از فعالیت جنسی مطلوب است، ناراحت می شود. با این حال، سایر اختلالات عملکرد جنسی از تجربه درد به جای لذت بردن در مدت آمیزش جنسی حاصل می شوند (هالجین و ویتبورن، 2007؛ ترجمه سید محمدی،1392).

جدول 2-1. مراحل چرخه پاسخ جنسی انسان و اختلال های مربوط(هالجین و ویتبورن، 2007؛ ترجمه سید محمدی،1392)

....

 

2-2-1.      پیشینه پژوهش در زمینه اختلال عملکرد جنسی

آذر، ایرانپور، نوحی  (1382) پژوهشی با هدف تعیین ارتباط بین اختلال عملکرد جنسی و وضعیت روانی مراجعه‌کنندگان به کلینیک روانپزشکی انجام داده اند. این بررسی از نوع مورد- شاهد می‌باشد. گروه مورد را 165 نفر از بیماران سرپایی مراجعه‌کننده به کلینیک روانپزشکی تشکیل دادند که دارای تشخیص‌های افسردگی، اضطراب، ترس مرضی، پرخاشگری و شکایت‌های جسمانی بودند (از هر اختلال 33 نفر). گروه شاهد 33 نفر از کسانی که هیچ سابقه مراجعه به روانپزشک نداشتند و داروهای عصبی مصرف نمی‌کردند و از میان همراهان و ملاقات‌کنندگان بیماران انتخاب شدند. این افراد به روش غیرتصادفی و به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها روش مصاحبه و پرسش‌نامه به کار برده شد. ابزار سنجش این بررسی شامل یک پرسش‌نامه ویژگی‌های جمعیت‌شناختی، پرسش‌نامه اختلال عملکرد جنسی و فهرست علامت‌های 90 سؤالی بوده است. نتایج به دست آمده نشان داد که بین توزیع اختلال عملکرد جنسی در گروه‌های مورد و شاهد تفاوت معنی‌دار وجود دارد.

دانلود فصل دوم پایان نامه درباره اختلال در روابط زناشویی






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
فصل دوم پایان نامه درباره اختلال در روابط زناشویی ,

تاريخ : 10 مهر 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : pop | بازدید : <-PostHit->
فصل دوم پایان نامه احساس پیوستگی

فصل دوم پایان نامه احساس پیوستگی

دانلود فصل دوم پایان نامه احساس پیوستگی

فصل دوم پایان نامه احساس پیوستگی
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل doc
حجم فایل 25 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 21

فصل دوم پایان نامه احساس پیوستگی

 

در 21 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع احساس پیوستگی

یکی از متغیرهای شخصیتی که در چند سال اخیر مورد توجه بسیاری از محققان قرار گرفته است، احساس پیوستگی[1] است، (سالیوان[2]، 1993؛ آنتونوسکی[3]، 1996 ).

 

احساس پیوستگی یک سازه شخصیتی با سه مؤلفه درک پذیری[4]، توانایی مدیریت[5] و معناداری[6] می باشد. در درک پذیری به احساس پیوستگی اشاره می شود که در آن فرد معتقد است هیچ چیز منفی یا حیرت آوری اتفاق نیفتاده و زندگی می تواند خوب و معقولانه و مطابق انتظارش پیش رود. مؤلفه توانایی مدیریت، احساس دارا بودن منابع مورد نیاز برای حل مشکل و مبارزه با استرس ها را منعکس می کند و در نهایت، احساس معناداری متضمن این است که چقدر فرد زندگی را با ارزش دانسته و تا چه اندازه این حس را به تنها به لحاظ شناختی بلکه به طور هیجانی به همراه دارد ( آنتونوسکی، 1996؛ آنتونوسکی، 1987 به نقل از واستاماکی[7]، 2009 ).

 

احساس پیوستگی سازه ای است که توسط آنتونوسکی ( 1993 ) برای نشان دادن مقابله موفقیت آمیز در برابر فشارزاهای زندگی بیان شده است که جهت گیری کلی فرد و احساس اعتماد و پویایی مداوم و فراگیر را در زندگی و دنیای پیرامون وی نشان می دهد. احساس پیوستگی باعث می شود فرد تحریکات درونی و بیرونی دریافت شده را در زندگی سازمان یافته تر، قابل پیش بینی تر و توضیح پذیرتر درک نماید. به بیان ساده تر، احساس پیوستگی به ادارک و احساسات فرد اشاره می کند که زندگی برای او قابل درک، کنترل پذیر و پر معنی است و احساس پیوستگی یک ویژگی شخصیتی است و کسی که این احساس را داشته باشد:

 

1- محرک های درونی و محیط بیرونی که در طول زندگی ساخته شده اند را قابل پیش بینی  و توضیح می داند.

 

2- معتقد است منابعی برای روبرو شدن با مطالبه های محرک ها وجود دارد.

 

3- این مطالبه ها، چالش هایی هستند که ارزش سرمایه گذاری و مبارزه دارند و بر همین اساس آنتونوسکی احساس پیوستگی را هسته اصلی پردازش اطلاعات پیچیده توسط انسان می داند که تعارضات را حل کرده و استرس را قابل تحمل می کند.

 

احساس پیوستگی، احساس قابل اعتماد، پویا، با ثبات و نافذ است ( آنتونوسکی، 1987؛ به نقل از ساوولاتین[8] 2005؛ آنتونوسکی، 1996 )و آنتونوسکی معتقد است که احساس پیوستگی یک منبع مقاومت تعمیم یافته ای است که اثرات استرس را بر سلامت تعدیل می کند؛ این تعدیل از این طریق انجام می گیرد که احساس پیوستگی روشهای سودمند و مفیدی از برخورد با عوامل استرس زا را در اختیار افراد قرار می دهد و لذا این احساس، آن افراد را قادر می سازد تا در برابر اثرات استرس های زندگی مقاومت بیشتری از خود نشان دهند (زهراکار،1387).

 

آنتونوسکی احساس پیوستگی را به عنوان جهت گیری نافذ در نظر می گیرد که منجر به شکل گیری باورهایی می شود مانند این که محرک های درونی و بیرونی که در مسیر زندگی قرار دارند، قابل پیش بینی و توضیح پذیر هستند. فرد از منابع و توانایی هایی برای مواجهه با مجموعه ای از این محرک ها برخوردار است که احساس ارزشمندی مواجهه با این محرک ها را به دنبال می آورد (آنتونوسکی، 1987 به نقل از واستناماکی، 2009). آنتونسکی همچنین معتقد است که احساس پیوستگی باعث ایجاد منبع مقاومت تعمیم یافته ای می شود که اثرات استرس بر سلامتی را تعدیل می کند. بدین صورت که، روشهای سودمند و مفیدی از برخورد با عوامل استرس زا را در اختیار فرد قرار می دهد و از این رو، فرد را قادر می سازد تا در برابر اثرات استرس های زندگی مقاومت بیشتری از خود نشان دهد (بارتلت[9]، 1998 به نقد از زهراکار، 1387).

 

 

 

[1]- sense of coherence

 

[2]- Sullivan

 

[3] - Antonovosky

 

[4] - Compkehensibility

 

[5] - mmanayeability

 

[6] - meaningfulness

 

[7]- Vastamaki

 

[8]- Savoluinen

 

[9]- Bartlet

 

 

 

کرانتر و آسترگرن[1] در مطالعات انجام شده روی احساس پیوستگی و بهزیستی شخصی نشان دادند که احساس پیوستگی بالا تمایل به کنترل بهتر و موثرتر استرس را افزایش می دهد و فرد بهزیستی شخصی بالاتری را احساس خواهد کرد و در حالی که پایین بودن احساس پیوستگی، آسیب پذیری در برابر بیماری را افزایش می دهد. به طور کلی، نمرات بالا در احساس پیوستگی، همبستگی بالا و معنی داری با فاکتورهای بهزیستی داشته است و در پیش بینی بهزیستی شخصی بین مردان و زنان، اندکی تفاوت وجود دارد. آنتونوسکی احساس پیوستگی را به عنوان آشنایی و جهت گیری جهانی تعریف می کند که حدودی را بیان می کند که فرد دارای اندیشه جامع و پایدار و احساس پویایی اعتماد، قابلیت درک و فهم، قابلیت مدیریت و هدفمند بودن تجربیات زندگی است. قابلیت درک و فهم به درجه ای اشاره می کند که افراد موقعیت هایی را درک می کنند که با آنها مواجه هستند و از لحاظ شناختی معنی دار و قابل پیش بینی هستند.

 

قابلیت مدیریت به درجه ای اشاره می کند که افراد منابع خودشان را برای برآورده کردن نیازها و درخواست های درونی و بیرونی کافی و مناسب برداشت کنند؛ و هدفمند بودن به درجه ای اشاره می کند که افراد احساس می کنند زندگی از لحاظ احساسی هدفمند و معنی دار است و اینکه حداقل برخی از مشکلات روزمره آنها چالش انگیز هستند تا اینکه مانع و بازدارنده باشند (کراوتز، دروری و فلورین[2]، 1993). بسط و گسترش ایجاد احساس پیوستگی از طریق تحقیق آنتونوسکی از بازماندگان بهبودی کمپ های اسیران جنگی در طی جنگ جهانی دوم انجام شده است، او متحیر بود که چگونه تعداد بسیار زیادی از یهودیان در مقابل همه تبعیضها زنده ماندند و بعداً‌ به طور کامل زندگی را سپری کردند و به خوبی زندگی می کنند ( سولیوان 1995 ).آنتونوسکی (1987) توجه به گرایشهای دریافت جهانی را برای مبنا قراردادن چنین استراتژی های خاص چیره شدن مطرح کرده است، او به این گرایش شخصیتی عمومی شده به عنوان احساس پیوستگی اشاره می کند. احساس پیوستگی آشنایی و جهت گیری اساسی است که فرد را قادر می سازد تا استراتژی غالب شدن را در نظر بگیرد که بهترین مداخله کلی در مورد ملاحظه قرار دادن هر مشکل خاصی می باشد (فلانری و فلانری[3] 1996). بر اساس دیدگاه آنتونوسکی احساس پیوستگی منبع درونی است که به افراد کمک می کند تا از بین موقعیت های استرس زا برآیند (کراوتز[4] 1993). همه مردم در معرض موارد استرس زا هستند و این توانایی افراد برای فایق آمدن بر این موارد استرس زا است که در بخش، سلامت فردی تعریف می شود (سولیوان[5]، 1995). همچنین آنتونوسکی به رفاه و سلامتی، چیره شدن، وضعیت خلق و خو، رضایت شغلی و روابط خانوادگی اشاره می کند (استرومپفر[6] 1995). از لحاظ تئوری منبع درونی شامل سه بخش به هم مرتبط زیر می شود که به درجه ای اشاره می کند که فرد موقعیت را درک می کند که با آن مواجه است و از لحاظ شناختی معنادار و قابل پیش بینی است؛ قابلیت مدیریت به درجه ای اشاره می کند که فرد در می یابد منابع او برای مواجه شدن با نیازهای درونی و بیرونی کافی و مناسب هستند؛ و هدفمند بودن به درجه ای اشاره می کند که افراد احساس می کنند زندگی از لحاظ احساسی معنادار است و اینکه حداقل برخی مساله های روزمره را به جای موانع به عنوان مشکلات در نظر می گیرند ( کراوتز 1995 ).

 

 

 

[1]- Krantz , Ostevgren

 

[2]- Kravetz , Drory , Florian

 

[3]- Flanery , Flanery

 

[4]- Kravetz

 

[5]- Sullivan

 

[6]-Strumpfer

دانلود فصل دوم پایان نامه احساس پیوستگی






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
فصل دوم پایان نامه احساس پیوستگی ,

تاريخ : 10 مهر 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : pop | بازدید : <-PostHit->

فصل دوم پایان نامه کنترل عواطف

فصل دوم پایان نامه کنترل عواطف

دانلود فصل دوم پایان نامه کنترل عواطف

فصل دوم پایان نامه کنترل عواطف
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل doc
حجم فایل 65 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 54

فصل دوم پایان نامه کنترل عواطف

 

در 54 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع کنترل عواطف

تعریف عواطف

 

معمولاً پاسخ مردم به این که عواطف چیست، این است که عواطف یعنی احساس محبت و علاقه و بروز آن احساس نسبت به شخص دیگر. گاهی هم می شنویم که می گویند: فلانی آدم عاطفی است. و منظورشان این است که فلانی آدم لطیف و حساس و پرمحبتی است. درمجموع وقتی صحبت از عواطف می شود بلافاصله حالت احساسی خوشایندی از جنس عشق و محبت به ذهن متبادر می شود(احمدی، 1385).

 

معمولاً هیجان[1] و عواطف نیز از نظر علوم رفتاری یکسان یا نزدیک به هم معنی شده‌‌اند. هیجان، واکنش احساسی پیچیده‌ای است مرکب از یک عده تغییرات فیزیولوژیک که در تغییرات بدنی که مقدمه ی اعمال آشکارند، ظاهر می شود. پس هیجان یاعاطفه نوعی واکنش است. یعنی نوعی رفتار و جنبه‌ی احساسی دارد یعنی ناشی از یک حس و ادراک آن است. از آنجا که احساس در انسان‌ها دارای جنبه‌های خوشایند یا ناخوشایند است. پس عواطف و هیجان‌ها که رفتارهای ناشی از احساس‌های انسان است. خود دارای جنبه‌های خوشایند و ناخوشایند می باشد. بنابراین تصور این‌که عواطف تنها دارای بار خوشایند است، درست نیست. با چند مثال از هیجان‌ها و عواطف به اثر آن‌ها در زندگی می پردازیم. حالت هایی مثل غم، شادی، خشم، عصبانیت، ترس، اضطراب، افسردگی همگی حالت های عاطفی یا هیجانی است که به نوعی عکس العمل رفتاری را نیز با خود دارد(ایمانی و مهترپور، 1390).

 

شیوه‌های بروز عواطف در افراد، گوناگون است و تحت تاثیر یادگیری و زمینه‌های زیستی و ارثی قرار می گیرد. اما آنچه قطعیت دارد این است که رفتارهای‌ عاطفی بیشتر متاثر از الگوهای محیطی است و چون این رفتارها جنبه‌ی یادگیری دارد، بنابراین می توان برنامه‌هایی برای آموزش ایجاد تعادل و هماهنگی در بروز عواطف در نظر گرفت و به این ترتیب بطور غیرمستقیم به کودکان کمک کرد تا عواطف خود را به نحو درست بروز دهند. عده‌ای فکر می کنند که تسلط بر رفتار عاطفی یعنی کوشش برای سرپوش گذاشتن برآن و بروز ندادن آن‌ها؛ که این تصور نادرست است و باید به فکر ایجاد محیط‌هایی باشیم تا در آن فرزندان ما بطور غیرمستقیم و با یادگیری از الگوهای سالم در اطراف خود بتوانند عواطف خود را به درستی و به اندازه‌ی لازم نشان دهند. اصولاً نشان دادن عواطف چه عواطف خوشایند چه عواطف ناخوشایند برای سلامتی، بقا و ارتباط سالم بین انسان‌ها ضروری است(احمدی، 1385).

 

                              

 

2-2-2- ویژگى هاى رشد عاطفى نوجوان

 

رشد عاطفى نوجوان ویژگى هاى خاصى دارد كه عبارتند از:

 

1- هیجان و عواطف تند و شدید

 

2- نوجوان از محرّك هاى هیجانى به سرعت متأثر مى شود كه دلیل آن نامتعادل شدن ترشّحات غدد داخلى و تغییر گرایش او نسبت به محیط است كه از یك سو، نمى خواهدو نمى تواند واكنش هاى كودكى را از خود نشان دهد و از سوى دیگر، هنوز نمى تواند كاملاً با وضع موجود سازش یابد و واكنش مطلوب اطرافیان را نشان دهد. از این رو، وقتى به رفتار او انتقاد مى شود سریع ناراحت و غمگین مى شود.

 

3- گاهى در تعبیر و بیان عواطف خویش دچار تردید مى شود و حتى به دلیل نگرانى از انتقاد و سرزنش مردم، آن ها را آشكار نمى كند. به این دلیل، در خود فرو مى رود، به توهّمات پناه مى برد، از مردم كناره مى گیرد و گاهى از ناسازگارى امیال با واقعیات ناامید مى شود.

 

4- واكنش هاى هیجانى و عاطفى نوجوان ناپایدار است كه دلیل این ناپایدارى در دو چیز مى باشد: الف. تغییر در ترشحات غدد درون ریز كه موجب تحریك عاطفى بیش تر او مى شود. و ب. تغییرات رشدى خاص دوران بلوغ و تردیدهاى اجتماعى كه تنش عاطفى نوجوان را افزایش مى دهد.

 

5- به دلیل آن كه نوجوان تجربه بزرگ سالان را ندارد، در نحوه اظهار پاسخ هاى هیجانى و عاطفى نمى تواند سنجیده عمل كند; مثلاً، نمى داند محبت خودراچگونه به جنس مخالف نشان دهد(فتحی آشتیانی، 1391).

 

 

 

[1] Emotion

 

 

 

 

 

2-2-11-1-2- دیدگاه های نظری خشم

 

 در واکنش به فهم علل و عوامل مؤثر در خشونت، نقش آسیبهای محیطی و شرایط تربیتی و غیره، رویکردهای هدفمند و چند بعدی جامعی، در سال های اخیر شکل گرفته اند:

 

1- دیدگاه زیستی: میزان همگامی ارثی بالاتری در خانواده های افراد خشن دیده می شود و عوامل زیستی متعددی مانند تأثیر داروها و سوء مصرف مواد، سطح هورمون ها، صدمه به مناطق خاص مغز و ناقلان عصبی به تناوب در فرآیند خشونت دخیل دانسته شده اند(خدایاری فرد، 1386).

 

2- دیدگاه فروید: پس از بروز جنگ جهانی اول، فروید وجود غریزه ای به نام تاناتوس یا نیروی مرگ را عنوان کرد که انرژی آن در جهت تخریب زندگی است. وی این نظریه را مطرح کرد که به موجب آن تاناتوس با مکانیزم های جابه جایی، نیروی خود را به سمت بیرون معطوف می کند و مبنای خشونت بر ضد دیگران واقع می شود. در واقع پرخاشگری به طور عمده از تغییر جهت غریزة خود تخریب گر مرگ به سمت دیگران ریشه می گیرد (اولسن و همکاران، 1990).

 

3- دیدگاه یادگیری اجتماعی: خشونت، رفتاری است که مثل سایر فعالیتها اکتساب و حفظ می شود. از نظر این دیدگاه خشونت فردی ریشه در عواملی چون تجربة گذشته فرد پرخاشگر، یادگیری و طیف وسیعی از عوامل مربوط به موقعیت بیرونی او دارد.  برای مثال، سربازان در زمان جنگ، به خاطر کشتن افراد دشمن، نشان لیاقت می گیرند. تجربه رفتارهای متضاد والدین، مصرف مواد در منزل، فقدان کارکردهای مناسب خانواده، مشاهده مصرف مواد توسط والدین و خشونت آتی می تواند احتمال ارتکاب کودکان به خشونت خانوادگی و نیز مصرف مواد را در بزرگسالی افزایش دهد که تداوم بین نسلی اعتیاد و خشونت را همراه با تغییرات ساختاری خانواده به دنبال دارد و در این شرایط رواج دور باطل اعتیاد و خشونت خانوادگی افزایش می یابد(خدایاری فرد، 1386).

 

4- دیدگاه اسناد: اسنادهای همسران و کودکان در مورد شرایط زندگی، به رضایت و خشونت آنها از خانواده بر می گردد. همسران افراد معتاد، احتمالاً مشکلات زناشویی و رفتارهای منفی و پرخاشگرانة شوهر یا همسر معتاد را به ویژگی های شخصیتی کلی او نسبت می دهند و این رفتارها را تعمدی، با بدخواهی و مستحق سرزنش می دانند. از عواقب اسنادهای منفی و نامناسب، کاهش رضایت خانوادگی و کیفیت سیستم حمایتی خانوادگی است. که خود رابطة مستقیمی با خشونتهای خانوادگی دارد(ابراهیم پور، 1390).

 

5- دیدگاه گرایش به خشونت: مردان یا افراد خشن گرایش بیشتری به استفاده از خشونت در زندگی خانوادگی دارند . با این حال، سطح کلی میزان پرخاشگری افراد در سیستم خانوادگی با زیر بنای اعتیاد، دقیقاً تمایل به ارتکاب خشونت را توجیه نمی کند، بلکه پرخاشگری کلی افراد معتاد با عوامل دیگری چون تجربة میزان استرس، استفادة ابزاری از خشونت و عدم وابستگی عاطفی بین طرفین ارتباط نزدیکی دارد (رمضانی، 1391).

 

6- دیدگاه فمینیستی: پدیده های تاریخی، مرد سالاری، شرایط اجتماعی و سیاسی ارکان خشونت را فراهم می سازد. تصمیم گیرهای عمده توسط معتاد، سبک تصمیم گیری مردسالارانه، زمینة ساختاری پدر سالاری اجتماعی در تعامل با هم می توانند در شرایط نابرابری ساختار بالا، نرخ خشونت را به میزان زیادی افزایش دهند(صولتی و همکاران، 1381). 

 

 هر کدام از دیدگاه های فوق، پدیده خشونت خانوادگی را براساس مبانی تئوریک خود مورد مطالعه قرار می دهند. خشونت از نظر ما یک پدیدة چند بعدی است که از تعامل بین عوامل فردی (مثل برانگیختگی فیزیولوژیک، برانگیختگی جنسی، درد و ... ) موقعیتی (مثل ناکامی، رنجاندن مستقیم، خشونت تلویزیون و ... ) و عوامل اجتماعی (مثل آلودگی هوا، سر و صدا، ازدحام و ... ) ناشی شده است و تحت تأثیر عوامل تاریخی و فردی، تعامل اعضای خانواده ودیگران، نهادها و ساختارهای اجتماعی سیاسی رسمی و غیر رسمی (فرهنگ به معنای عام) است (اولسن و همکاران، 1990).

 

دانلود فصل دوم پایان نامه کنترل عواطف






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
فصل دوم پایان نامه کنترل عواطف ,

تاريخ : 10 مهر 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : pop | بازدید : <-PostHit->
فصل دوم پایان نامه در مورد احساس تنهایی

فصل دوم پایان نامه در مورد احساس تنهایی

دانلود فصل دوم پایان نامه در مورد احساس تنهایی

فصل دوم پایان نامه در مورد احساس تنهایی
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل doc
حجم فایل 29 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 21

فصل دوم پایان نامه در مورد احساس تنهایی

 

در 21  صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع احساس تنهایی

احساس تنهایی[1]

 

   احساس تنهایی به عنوان یكی از نشانه های افسردگی و نیز به عنوان یك عامل مستقل در ایجاد آسیب های روانشناختی مورد توجه بوده است(شیبانی تذرجی، 1389، ص55). احساس تنهایی، گویای كاستی ها و كمبودهایی در برقراری پیوندهای عاطفی و اجتماعی است. به بیان دیگر، احساس تنهایی تجربه‌ای ذهنی و آزار دهنده است كه گویای كاستی‌ها و كمبودهایی در پیوندهای عاطفی و اجتماعی میان فردی است. ممكن است كسی در میان گروهی باشد اما پیوندهای اجتماعی و یا عاطفی خشنود كننده‌ای نداشته باشد و از احساس تنهایی شكایت كند. بنابراین، دور ماندن فیزیكی از دیگران به معنای تنهایی نیست؛ اگرچه تنهایی و تنها ماندن با یكدیگر رابطه دارند. چیره شدن بر احساس تنهایی بی‌آنكه تماس دائمی و منظمی با دیگران داشته باشیم كاری بسیار دشوار است. افراد دچار تنهایی، بیشتر فرصت ارتباط‌های اجتماعی را از دست می‌دهند، زیرا گرایشی به انجام این كار ندارند(دیوریو[2] ،2003؛ نجاریان،1381).

 

    از نظر تاریخی، احساس تنهایی یکی از سازه های پیچیده ی روان شناختی و مورد بحث در بین فلاسفه بوده است. در آن زمان احساس تنهایی یک مفهوم مثبت به معنای کناره گیری داوطلبانه­ی فرد از درگیری های روزمره ی زندگی برای رسیدن به هدف های بالاترمانند تفکّر، مراقبه و ارتباط با خداوند تلقی می­شد. اما امروزه در متون روان شناختی به احساس تنهایی مثبت پرداخته نمی شود. بلکه حالتی را درنظر می گیرند که در آن فرد فقدان روابط با دیگران را ادراک یا تجربه می­کند و شامل عناصر اصلی و مهمی مانند احساس نامطلوب فقدان یا از دست دادن همدم، جنبه های ناخوشایند و منفی روابط از دست رفته و از دست دادن سطح کیفی روابط با دیگری است(دی یانگ گیرولد[3]، 1998). تاریخچه­ی مطالعات احساس تنهایی بیانگر آن است که این سازه در گذشته با مشکلات دیگری مانند افسردگی، کمرویی، خشم، رفتار خودانزواطلبانه و مانند اینها مفهوم سازی شده بود(تیکه[4]، 2009). اما در تعاریف و مفهوم سازی­های جدید، احساس تنهایی یک سازه ی روان شناختی مستقل از دیگر مشکلات درنظر گرفته می شود که خطرات منحصر به فرد خود را دارد(کاسیوپو و همکاران[5]، 2006). مرور پیشینه ی پژوهشی در تعریف و مفهوم احساس تنهایی نیز نشان می­دهد که در این زمینه تفاوت های نسبتاً چشمگیری بین صاحب نظران وجود دارد. برای نمونه، برخی از پژوهشگران احساس تنهایی را یک حالت روان شناختی ناشی از نارسایی های کمّی و کیفی در روابط اجتماعی می دانند(پیلو و پرلمن[6]، 1982؛ به نقل از رحیم زاده و پوراعتماد، 1390، ص124). براساس نظریه هایی مانند ویس[7](1973) احساس تنهایی یک تجربه ی منفی شدید است که فرد از به یادآوری آن فعالانه اجتناب می کند. اگر هم مجبور به یادآوری شود، با نارضایتی زیادی این عمل را انجام می دهد و درماندگی ناشی از احساس تنهایی را کم اهمیت جلوه می دهد. وود[8](1986) این گونه استلال می­کند که احساس تنهایی یک هیجان بنیادی و یکی از قوی ترین تجربه های انسانی است. وی براین باور است که احساس تداعی شده با احساس تنهایی، عدم وجود روابط اجتماعی مناسب را  به فرد گوشزد می کند.

 

   برابر دیدگاه پپلا و پرلمن[9](1982) شناخت‌ها، عامل میانجی و واسطه در احساس تنهایی هستند. این بازنمایی از رویكرد شناختی برآن است كه تنهایی، پیامد اختلاف مشاهده شده میان چند و چون پیوندهایی است که هركس آرزوی آن را دارد. در دیدگاه پپلا و‌ پرلمن، مردم شاید دو گونه تنهایی را تجربه كنند. این دیدگاه بر اساس طبقه بندی ویس[10](1973) پدید آمده است. در این طبقه­بندی دو گونه تنهایی یعنی تنهایی عاطفی و تنهایی اجتماعی مورد شناسایی قرار گرفته است.

 

1-  تنهایی عاطفی: در پی نبود یك وابستگی مهم یا از دست دادن یك چنان پیوندی پدید می‌آید.

 

2- تنهایی اجتماعی: در پی نبود پیوستگی به یك شبكه روابط اجتماعی پدیدار می‌شود و شاید تنها با دست‌یابی به یك شبكه ارتباطی خواستنی و خشنود كننده از میان برود(ون بارسن و همكاران[11]، 2000 ؛ به نقل از عابدینی نسب و خدابخش،1383).

 

 

 

سبب شناسی احساس تنهایی

 

    پدید آمدن احساس تنهایی دارای فرایند پیچیده‌ای است و شماری از عوامل با هم، یا جدا از یكدیگر آن را آشكار می‌كنند و بر ابعادش اثر می‌گذارند. ادراك هر كس از این كه چه اندازه تعامل‌های اجتماعی دارد و آن تعامل‌ها چگونه هستند، به عنوان یك عامل درونی در شكل گیری تنهایی سهم به‌سزایی دارد . گروهی از پژوهش‌گران بر این باورند كه احساس تنهایی هنگامی بروز می‌كند كه عاملی بیرونی مانند كاستی در گستره شبكه پیوندهای اجتماعی كسی پدید آید و نیازهای مصاحبتی او كمتر خشنودش كند(راسل و همکاران[12]، 1965، به نقل از رشیدی،1380). به این ترتیب، این عوامل را می‌توان در دو دسته‌ی درونی و بیرونی مورد توجه قرار داد.

 

- عوامل درونی: یک دسته از عوامل سبب ساز احساس تنهایی درونی هستند یكی از آن عوامل درونی، خطاهای شناختی و باورهای غیرمنطقی درباره برقراری پیوندهای عاطفی یا اجتماعی است كه پی‌آمد تنهایی را به دنبال دارد. فكركردن درباره‌ی این كه «صفات شخصیتی منفی در من هست كه دیگران را از من متنفر می‌كند» یا «من هرگز نمی‌توانم دوستی پیدا كنم چون به هیچ دردی نمی‌خورم» و یا « همیشه در پیوند با دیگران خراب‌كاری می كنم» و غیره، از این دست اندیشه‌های غیر منطقی است. پایین بودن عزت نفس یا خود‌پنداره‌‌ی منفی هم یك عامل درونی به شمار می آید. شاید كاستی در یك رابطه، عزت نفس را كاهش دهد. اما عزت نفس پایین هم آدمی را از كوشش برای برقراری دوستی با دیگران باز‌خواهد داشت(حسین‌شاهی، 1379).

 

- عوامل بیرونی:  از مهم ترین عوامل بیرونی می‌توان كاستی در مهارت‌های اجتماعی را برشمرد. به نظر برخی متخصصان، شاید مهارت‌های اجتماعی ضعیف باعث اختلال در روابط شوند. شاید به این خاطر تنها باشیم كه نمی‌دانیم یا فكر می‌كنیم نمی‌دانیم چگونه با دیگرانی كه پیرامون ما هستند، رفتار كنیم. چندین بررسی در این باره، نشان می‌دهد كه نداشتن مهارت های اجتماعی افراد را دچار تنهایی می‌كند. چنین كسانی برای پیوند با دیگران زمانی طولانی و پر دردسر را سپری می‌كنند و با همه تلاش‌هایی كه می‌كنند، نمی‌توانند آغازگر تعاملی شیرین و دلچسب با دیگران باشند و دوستی صمیمانه‌ای با دیگران برقرار كنند(رشیدی،1380). در عین حال، كانگر و فارل(1980)گزارش کرده اند، افرادی كه برخوردار از مهارت‌های اجتماعی قلمداد می‌شوند، بیشتر صحبت می‌كنند، تماس چشمی برقرار می‌كنند، بیشتر لبخند می‌زنند و حركات بیانگر مناسب‌تری را به كار می‌برند تا افرادی كه مهارت‌های اجتماعی ندارند(حسین‌شاهی، 1379). از نظر همه گیر شناسی، برابر گزارش ساپینگتون، به نقل از حسین‌شاهی، 1379) برآوردهای مربوط به كسانی كه در دوره‌ای از زندگی خود احساس تنهایی داشته‌اند، از 10 تا 67 درصد نوسان دارد. پیش‌بینی‌های جمعیت شناختی در آمریكا در سال 1991 نیز نشان می‌داد كه در سال 2000 هر ماه 29 تا 70 میلیون آمریكایی، احساس تنهایی خواهند كرد(ارنست و كاسیوپو، 1999، به نقل از هاپز و همكاران، 2001). این گزارش نشان می دهد كه با گذشت هر سال، روند رو به افزایشی در شكایت از این احساس در افراد پدیدار شده است.

 

 

 

احساس تنهایی در بیماری‌های نوروتیك

 

    احساس تنهایی می‌تواند پیش‌آیند یا پس‌آیند یكی از بیماری‌های نوروتیك باشد. عوامل روان‌شناختی ویژه‌ای در پدید آمدن بیماری‌های روانی دست دارند(نجاریان و همكاران،1381). این عوامل اگرچه هر یك به تنهایی عمل نمی‌كنند، اما میان آن‌ها، چگونگی پیوندهای میان فردی در پدیداری بیماری‌های روانی توجه ویژه‌ای را می‌طلبد:

 

1- ناتوانی در سازگاری با خواسته‌های پیرامون

 

2- ناتوانی در روبرو شدن با هیجان‌ها و احساس­های شدید و نمایان كردن آن‌ها، آنگونه كه هستند.

 

3- ناتوانی در شكل دادن پیوندهای میان فردی پاداش دهنده یا پایدار، به ویژه پیوندهای مهرآمیز.

 

   ناسازگاری كه در بیماری‌های روانی دیده می‌شوند به خوبی اهمیت پیوندهای عاطفی یا اجتماعی میان فردی ناكارآمد را در پدیداری یا نمایان شدن بیماری‌های روانی نشان می‌دهد. رویكرد روان‌پویشی، افسردگی را با مفهوم از دست دادن یا ترس از گسستن پیوندهای تبیین می‌كند. زیگموند فروید، گرایش بیماران افسرده به برگرداندن هر گونه خشم و نفرتی به درون خودشان را به دلیل از دست دادن کسی یا چیزی مطرح می‌كند. افسردگی زمانی روی می‌دهد كه بیمار در می‌یابد فرد یا آرمانی كه او برایش زندگی می‌كرده، هرگز چنان نبوده كه بتواند انتظارات او را برآورد(رفیعی و رضاعی، 1378).

 

    دیدگاه‌های زیادی همگی به كاستی‌ پدید‌ آمده در پیوندهای میان فردی می‌پردازند. به هر حال كسی كه الگوی ذهنی یا یك نمونه‌ی آرمانی برای برقراری پیوند است، جای خود را در ساخت شناختی و عاطفی انسان از دست می‌دهد. یا به این دلیل كه او آن چه را كه چشم‌داشت انسان بوده به جا نیاورده است یا این كه پیوندها(در بنیاد) بر پایه‌ی سست و نادرستی ساخته شده است. گسستن این پیوندهای ویژه یا پدید آمدن كاستی در آن، افسردگی را به بار می‌آورد. نشانه شناسی افسردگی احساس تنهایی را هم در بر می‌گیرد، همچنان كه از دست دادن لذت به گفتگو نشستن با دیگران، به گوشه گیری و گرایش نداشتن به مردم آمیزی در افسرده‌ها، می‌انجامد.         

 

[1] . loneliness

 

[2] . Devereux

 

[3] . De Jong Gierveled

 

[4] . Theeke

 

[5] . Cacioppo et al

 

[6] . Peplau & Perlman

 

[7] . Weiss

 

[8] . Wood

 

[9] . Pilla & Perlman

 

[10] . Weis

 

[11] .Van Baarsen et al

 

[12] . Rassel

 

دانلود فصل دوم پایان نامه در مورد احساس تنهایی






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
فصل دوم پایان نامه در مورد احساس تنهایی ,

تاريخ : 10 مهر 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : pop | بازدید : <-PostHit->
فصل دوم پایان نامه در مورد تعارضات زناشویی

فصل دوم پایان نامه در مورد تعارضات زناشویی

دانلود فصل دوم پایان نامه در مورد تعارضات زناشویی

فصل دوم پایان نامه در مورد تعارضات زناشویی
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل doc
حجم فایل 48 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 36

فصل دوم پایان نامه در مورد تعارضات زناشویی

 

در 36  صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع تعارضات زناشویی

 

تعارضات زناشویی

 

خانواده به عنوان یک نظام تعریف می‏شود و طبق این تعریف رفتار اعضای یک خانواده تابعی از رفتار سایر اعضای خانواده است و خانواده نیز مانند هر سیستمی متمایل به تعادل است. لذا رفتار اعضای آن در مجموع به‌گونه‏ای است که تعادل سیستم حفظ شود (باغبان و مرادی، 1382).

 

ازدواج با تشکیل خانواده به قدمت تاریخ و حتی ما قبل تاریخ است و مشکلات زناشویی از همان ابتدا وجود داشته است. اما دلایل پیچیده ماندن مشکلات زناشویی آن است که ما هنوز بعد از گذشت قرن‌ها خانواده را نمی‏شناسیم. ازدواج به دلایل زیادی دچار تعارض می‏شود. از جمله مشکلات شناخته شده در این زمینه می‏توان مسائل اقتصادی، روابط جنسی، روابط خویشاوندی، دوستان، فرزندان، نحوه صرف اوقات فراغت، خیانت، به پایان رسیدن عشق متقابل، مشکلات عاطفی، سوءاستفاده جسمانی، ازدواج در سنین پایین، درگیری‌های شغلی و غیره را نام برد (ثنایی، 1378).

 

تعارض در روابط زناشویی زمانی به وجود می‏آید که زوج‌ها در زمینه همکاری و نیز تصمیم‏های مشترک درجات متفاوتی از استقلال و همبستگی داشته باشند. درک تعارضات و کمک به همسران در یادگیری و حل این مشکلات بسیار مهم است. برخی از تعارضات و ناسازگاری‌ها ممکن است در هر رابطه‏ای طبیعی باشد (ثنایی، 1378).

 

اما امکان تعارض در هر انسانی وجود دارد. بعضی از زوج‌ها تعارضات بیشتری نسبت به بقیه دارند و بعضی قادرند با تعارضات به طور سازنده‏ای برخورد نمایند. زوج‌هایی که نسبت به دیگران بسته‏تر هستند امکان بیشتری برای جلب رضایت در روابط خود دارند. بنابراین امکان تعارض بیشتری نیز دارند. تعارض می‏تواند عشق و حتی یک ازدواج خوب را تخریب کند. از طرف دیگر می‏تواند تنش‏ها را تسکین دهد و هر دو نفر را بهتر از قبل در کنار هم قرار دهد. این امر بستگی به شرایط کلی، نوع تعارض، روشی که بر آن تکیه می‏شود و نتیجه نهایی دارد. ناسازگاری‌های درون خانواده سبب می‏شود تا روابط اعضای خانواده به هم بخورد و از هم بگسلد و وحدت میان اعضای خانواده به خطر بیفتد و در نهایت منجر به فروپاشی آن گردد. تعارضات زناشویی دو منشأ دارد، عدم تعادل ساختار خانواده و عدم پایبندی هر یک از زوج‌ها به هنجارها و تخلف از آن‌ها (هاشمی، 1376).

 

وقتی دو نفر در کنار هم قرار می‌گیرند مسلماً اختلاف سلیقه و درگیری به وجود می‌آید. این کاملاً طبیعی است و نیاز به تغییر و تکامل را نشان می‌دهد. اگر به این امر آگاه باشید می‌توانید از قبل برای اختلافات برنامه‌ریزی کنید و برای آن آماده باشید. بعد از آن برای رسیدن به توافقاتی که می‌خواهید استفاده کنید. به یاد داشته باشید خیلی آسان تر است که برای اختلاف آمادگی داشته باشید تا این‌که کاملاً در آن غرق شده باشید و بعد بخواهید از آن استفاده کنید. اختلاف قسمتی طبیعی از هر رابطه‌ای است و بیشتر اوقات نشانه تمام شدن عمر رابطه نیست. باید به اختلافات زناشویی خوشامد گفت چون نشانه‌ای برای تلاش برای رابطه‌ای بهتر و تکامل یافته تر و راهی برای فهم متقابل عمیق تر است (بارکر، 1990).

 

پرهیز از اختلاف در زندگی زناشویی این واقعیت را تغییر نمی دهد که مساله‌ای در زندگی زناشویی وجود دارد که باید به آن رسیدگی شود. اختلافات که بالا می‌گیرد دلیل بر این است که زن و شوهر باید وقت بیشتری با هم بگذرانند. در غیر این صورت فاصله بیشتری بین آن‌ها ایجاد می‌شود و بیشتر از هم دور می‌شوند. اختلاف باعث از نو پیدا شدن ارزش‌های مهم می‌شود و کمک می‌کند زن و شوهر برای یک هدف مشترک دوباره با هم متحد بشوند. هنگامی که در زندگی زناشویی اختلافی پیش می‌آید طرفین ممکن است دریابند وقت آن رسیده که نقش‌های کنونی خود را کنار بگذارند و نیز انتظارهایی را که از طرف مقابل دارند تغییر بدهند. اختلاف معمولاً نشان دهنده این است که زن و شوهر روش‌های قدیمی با هم بودن را پشت سر گذاشته اند و باید پیوسته برای رابطه خود دوباره برنامه‌ریزی و آن را احیا کنند. گوش کردن، صحبت کردن، برقراری ارتباط، حل مساله، تصمیم گیری مشترک. . . این‌ها لازمه ارتباط بین زن و شوهر هستند. رابطه بدون مهارت‌های ارتباطی و اختصاص زمان مفید برای صحبت درباره مسائل مشترک خیلی زود به دردسر می‌افتد و منجر به شکست می‌شود (بارکر، 1990).

 

تعارض، اغلب دلیل مراجعه همسران برای درمان است زوج‌ها ممکن است بدان دلیل به درمان‌گر مراجعه می‌کنند که نمی‌توانند با هم باشند و یا این که آن‌ها از زندگی ناراضی یا افسرده‌اند، اغلب برای رفتارهای همدیگر، انگیزه‌های منفی فرض می‌کنند. یکی از ویژگی‌های بارز چنین همسرانی آن است که وقتی طرف مقابل‌شان چنین رفتاری را نشان می‌دهد، آن‌ها شروع به ذهن خوانی می‌کنند و وقتی درمان‌گر با چنین زوج‌هایی صحبت می‌کند، روشن می‌شود که زوج‌ها میزانی از تعارض را تجربه می‌کنند. تعارض مقداری از انرژی رابطه‌شان را می‌گیرد. در این موقع ممکن است لازم باشد زوج‌ها یاد بگیرند تا مشکلات شان را در بیرون با یکدیگر وارسی کنند به جای اینکه ذهن همدیگر را بخوانند (سودانی، 1385).

 

 بروز تعارض در روابط انسان‌ها با یکدیگر امری رایج و اجتناب ناپذیر است. تعارض پدیده ای است که به موازات عشق در ارتباط زناشویی به وجود می‌آید و امری غیرقابل اجتناب است. تعارض زمانی پیش می‌آید که اعمال یك فرد با اعمال فرد دیگر تداخل پیدا می‌کند، همچنان که دو فرد به یکدیگر نزدیك ترمی شوند نیروی تعارض افزایش می‌یابد. تعارض بین اعضای خانواده به وحدت و یکپارچگی آن ضربه می‌زند. شدت تعارض موجب بروز نفاق و پرخاشگری و ستیزه جویی و سرانجام اضمحلال و زوال خانواده می‌گردد. کانون خانواده‌ای که بر اثر تعارض و نفاق و جدال بین زن و شوهر آشفته است آثار مخربی در حیات کودکی فرزندان و خانواده به جای می‌گذارد که در سال‌های آتی به صورت عصیان و سرکشی از مقررات اجتماعی بروز می‌کند (کیوچینگ، 1996).

 

نظریه‌های مرتبط با تعارضات زناشویی

 

نظریه روان پویشی و ارتباط شئ:

 

دیدگاه کلاسیک روان‌پویشی که منبعث از الگوی روان‌کاوی فروید است، مشکلات زناشویی را پیامدهای مشکلات درون روانی همسران می‌داند (بارکر، 1990). یکی از دیدگاه‌های معاصر روان‌پویشی، نظریه روابط فردی است. برطبق این دیدگاه اشخاصی که در ازدواج به یکدیگر می‌پیوندند، هر کدام میراث روانی یکتا و جداگانه‌ای را وارد آن رابطه می‌کنند. هر کدام دارای تاریخچه‌ای شخصی، یک شخصیت بی همتا و مجموعه‌ای از افراد درونی کرده و مخفی هستند که آن‌ها را در تمامی تبادلاتی که متعاقباً با یکدیگر خواهند داشت دخالت می‌دهند. روابط زناشویی مسئله دار و ناآرام تحت تأثیر درون فکنی‌های آسیب زا یعنی اثرات یا خاطرات مربوط به والدین یا سایر اشخاص قرار دارد. این درون فکنده‌ها حاصل روابطی هستند که هر همسر در گذشته با اعضای نسل قبلی داشته و اینک در درون او لانه کرده است (گلدنبرگ[1] و گلدنبرگ[2]، 1382).

 

یکی از نظریه پردازان این رویکرد، جیمز فرامو[3]، معتقد است که معمولاً مشکلات خانوادگی ریشه در نظام خانوادگی گسترده دارد. ماهیت و کیفیت رابطه زناشویی به خانواده پدری زن و شوهر و خصوصاً به این‌که تا چه حد تعارضات خانواده‌های آن‌ها حل شده باشد بستگی دارد (بارکر، 1990).

 

[1] Goldenberg, A.

 

[2] goldenberg, H.

 

[3] Jimze Framo

 

دانلود فصل دوم پایان نامه در مورد تعارضات زناشویی






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
فصل دوم پایان نامه در مورد تعارضات زناشویی,

تاريخ : 10 مهر 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : pop | بازدید : <-PostHit->
فصل دوم پایان نامه با موضوع خود، خودپنداره، خود آرمانی

فصل دوم پایان نامه با موضوع خود، خودپنداره، خود آرمانی

دانلود فصل دوم پایان نامه با موضوع خود، خودپنداره، خود آرمانی

فصل دوم پایان نامه با موضوع خود، خودپنداره، خود آرمانی
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل doc
حجم فایل 42 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 31

فصل دوم پایان نامه با موضوع خود، خودپنداره، خود آرمانی

 

در 31  صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع خود، خودپنداره، خود آرمانی

 

 

خود، خودپنداره، خود آرمانی[1]

 

جرسیلد[2]پدیده خود را چنین تعریف می‌کند: خود، مجموعه‌ای از افکار و عواطف است که سبب آگاهی فرد از موجودیت خود می‌شود. بدین معنی که او می‌فهمد کیست و چیست. خود، دنیای درونی شخص است و شامل تمام ادراکات، عواطف، ارزش‌ها و طرز تفکر او است. پندار یا تصوری که فرد از خود دارد مسلماً برای او اهمیت حیاتی داشته، و سعی دارد که این تصویر را نگه دارد (بیابانگرد، 1390).

 

خود پنداره: پاپیکا[3] خودپنداره را به‌عنوان یک ساختار پیچیده و اغلب شناختی از تعمیمات شخص به خود که شامل ویژگی‌ها، توانایی‌ها، دانش، ارزش‌ها، نگرش‌ها، نقش‌ها و دیگر موضوعاتی که افراد خود را تعریف کرده و پیوسته داده‌های خود را در آن یکپارچه می‌کنند، می‌داند (جوکلاوا و اولریکایوا، 2011).

 

خود ایده‌آل یا آرمانی مجموعه ویژگی‌های شخصی و شخصیتی است که ما دوست داریم واجد آن‌ها باشیم. این تمایل ممکن است هدفی فردی و ذهنی باشد که ما در تخیل خود می‌خواهیم به آن دست‌یابیم و یا تصویری است که میل داریم از خود به دیگران نشان دهیم. خود ایده‌آل ممکن است بسیار دور از واقعیت و دور از دسترس باشد. تحقیقات نشان داده است که در افراد به هنجار به‌خصوص افراد نوروتیک، کشمکش میان خود و خود ایده‌آل بسیار بیشتر از افراد عادی است (بیابانگرد، 1390).

 

اهمیت مفهوم خود و خودپنداره

 

خود پنداره در طول تاریخ بشر از دیدگاه فلاسفه، دانشمندان و نیز افراد عادی، موردتوجه قرارگرفته است (حسن‌زاده و همکاران ، 1384). خودپنداره، برای متخصصان بهداشت روانی از اهمیت خاصی برخوردار است. زیرا پندار فرد از شخصیت خود تا اندازه زیادی تصور او را راجع به محیطش تعیین می‌کند، و این عامل نوع رفتارهای او را طرح‌ریزی می‌نماید. اگر تصور از خود، مثبت و نسبتاً متعادل باشد، شخص دارای سلامت روانی است و اگر پنداره فرد منفی و نامتعادل باشد، او ازلحاظ روانی ناسالم شناخته می‌شود (بیابانگرد، 1390).

 

به باور اندیشمندان، قسمت عمده ویژگی‌های شخصیتی، منش و خصوصیات رفتاری هر فرد به تصویری که از خود در ذهن دارد، یعنی انگاره وی، بستگی دارد (ستوده، 1390).

 

شاید مهم‌ترین فرض از نظریه‌های جدید «خود» این باشد که انگیزه تمام رفتارها حفاظت و ارتقای خودِ ادراک شده است. تجارب برحسب ارتباطشان با خود درکمی‌شوند و رفتارها نیز از این درک‌ها سرچشمه می‌گیرد. در این صورت، می‌توان نتیجه گرفت که تنها یک نوع انگیزش وجود دارد و آن‌هم انگیزه شخصی درون است که هر انسان در تمام زمان‌ها و مکان‌ها هنگام دست زدن به هر عمل دارد. (پرکی، 1970؛ ترجمه میرکمالی، 1378).

 

بنا به عقیده کمبز[4] و اسنیگ[5] خودقالب اساسی مراجعات شخصی و هسته مرکزی ادراک است که بقیه منطقه ادراک نیز در اطراف آن سازمان می‌یابد. در این مفهوم، خود پدیده‌ای است که هم محصول تجربیات گذشته و هم سازنده تجربیات جدیدی است که توانایی‌اش را دارد. این بدان معناست که هر چیزی بر مبنای مراجعات فرد به خود و از مجرای خود درکمی‌شود. دنیا ازنظر فرد، همان چیزی است که او می‌فهمد و از آن آگاهی دارد. به‌عبارت‌دیگر، جهان و مفاهیم را به همان طریقیکه خودمان می‌بینیم، مورد ارزشیابی قرار می‌دهیم . (پرکی، 1970؛ ترجمه میرکمالی، 1378).

 

 

 

[1].ideal self

 

[2].Jersild

 

[3].Papica. J

 

[4].Combs

 

[5].Snygg

 

 

 

کوپر اسمیت[1]:

 

وی «خویشتن پنداری» را عامل مهمی در ایجاد نوع رفتار می‌داند و عقیده دارد: افرادیکه خویشن‌پنداری مثبت دارند، رفتارشان اجتماع‌پسندتر از افرادی است که خویشتن‌پنداری آنان منفی است. ازنظر او خویشتن پنداری عبارت از عقیده و پنداری است که فرد درباره خود دارد. این عقیده و پندار به تمام جوانب خود، یعنی جنبه‌های جسمانی، اجتماعی، عقلانی و روانی فرد مربوط می‌شود. تصور انسان درباره هر یک از عوامل مزبور، رفتار معین و مشخصی به وجود می‌آورد (تقی زاده، 1379).

 

 به عقیده کوپر اسمیت، خویشتن پنداری براثر تعامل بین عوامل ذیل حاصل می‌شود:

 

الف. پندار والدین درباره فرد

 

ب. تصور و پندار دوستان و هم‌بازی‌ها در مورد فرد

 

ج. تصور و پندار معلمان در مورد فرد

 

د. تصور و پندار فرد درباره خود

 

 تصور و پندار درباره خصوصیات جسمانی، عقلانی و روانی بخشی از تکوین خویشتن پنداره فرد را تشکیل می‌دهد. کوپر اسمیت در تحقیقات خود، به این نتیجه رسید که وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی در خودپنداره مؤثر است. اما مهم‌تر از آن چگونگی ارتباط طفل با والدین خویش است، زیرا مشاهده‌شدهکه حتیکودکانیکه از وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی خوبی برخوردار نبوده‌اند، ولی در محیط خانوادگی‌شان گرمی و محبت و استدلال حکم‌فرما بوده است، دارای خودپنداره قوی بوده‌اند (تقی زاده، 1379).

 

 

 

پیشینه پژوهشی درباره خود پنداره‌ی تحصیلی

 

پژوهش‌های داخلی

 

غفاری و ارفع بلوچی (1390) رابطه انگیزش پیشرفت و خودپنداره تحصیلی با اضطراب امتحان در دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهد را بررسی کرده‌اند. این مطالعه که بر روی 308 نفر انجام گرفت نشان داد که ترکیب متغیرهای انگیزش پیشرفت و خودپنداره تحصیلی می‌توانند به‌خوبی اضطراب امتحان را پیش پینی کنند. همچنین در این پژوهش بین دو گروه از دانش‌آموزان دختر و پسر تفاوت آماری معنی‌داری در خود پنداره تحصیلی، انگیزش پیشرفت و اضطراب امتحان وجود نداشت.

 

میکائیلی و همکاران (1391) در پژوهشی ارتباط خودپنداره و فرسودگی تحصیلی با عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان دختر را بامطالعه 400 نفر دانش‌آموز پایه سوم و چهارم دبیرستان شهر اردبیل، بررسی کردند. نتایج نشان داد که بین خود پنداره تحصیلی، فرسودگی تحصیلی و زیر مقیاس‌های آن، با عملکرد تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بی‌علاقگی تحصیلی و خودپنداره تحصیلی به‌عنوان قوی‌ترین پیش‌بینی کننده‌های عملکرد تحصیلی بودند.

 

فانی و خلیفه (1388) در مطالعه خود به بررسی رابطه ادراک از رفتار معلم با خودپنداره تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان راهنمایی شهر شیراز پرداخت. این مطالعه در بین 473 دانش‌آموز با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انجام گرفت. نتایج نشان داد که بین ادراک از رفتار معلم و خود پنداره تحصیلی و عملکرد تحصیلی به‌طورکلی، رابطه معنادار وجود دارد.

 

بشرپور، عیسی زادگان، زاهد و احمدیان (1392) در مطالعه خود با عنوان: «مقایسه خود پنداره تحصیلی و اشتیاق به مدرسه در دانش‌آموزان مبتلا به ناتوانی یادگیری و عادی» با روش علی –مقایسه‌ای بر روی 45 دانش‌آموز دارای ناتوانی یادگیری و 45 دانش‌آموز عادی که به شیوه تصادفی انتخاب‌شده بودند، به این نتیجه رسیدند که: میانگین نمرات گروه دارای ناتوانی‌های یادگیری در نمره کلی خود پنداره تحصیلی به‌طور معناداری پایین‌تر از گروه عادی است.

 

کرمی، کرمی و هاشمی (1392) اثربخشی آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر خلاقیت، انگیزه پیشرفت و خودپنداره تحصیلی را بررسی کردند. این پژوهش به روش آزمایشی، از نوع پیش‌آزمون–پس‌آزمون با گروه کنترل انجام گرفت. روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای، بود و تعداد 60 نفر دانش‌آموز در دو گروه 30 نفره جایگزین شدند و برای گروه آزمایش آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی طی 8 جلسه انجام گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مهارت‌های شناختی و فراشناختی بر خلاقیت، انگیزه پیشرفت و خودپنداره تحصیلی مؤثر است.

 

خجسته مهر، عباس پور، کرایی و کوچکی (1391) تأثیر برنامه موفقیت تحصیلی بر عملکرد و خود پنداره تحصیلی، نگرش نسبت به مدرسه، یادگیری شیوه موفقیت در مدرسه و سازگاری اجتماعی دانش‌آموزان را بررسی کردند. نمونه موردمطالعه 52 دانش‌آموز پایه دوم راهنمایی شهر اهواز بودند که به روش تصادفی چندمرحله‌ای انتخاب شدند و به دو گروه آزمایش (26 نفر) و کنترل (26 نفر) تقسیم شدند. طرح پژوهش از نوع آزمایشی با پیش‌آزمون- پس‌آزمون بود. نتایج تحلیل کوواریانس یک‌راهه نشان داد که اثربخشی برنامه موفقیت در مدرسه، بر بهبود خودپنداره تحصیلی مورد تأیید نیست.

 

محمدی (1390) به بررسی تأثیر آموزش خودگردان بر حل مسئله و خودپنداره تحصیلی دانش‌آموزان حساب نارسا دوره راهنمایی شهرستان خرامه پرداخت. این تحقیق از نوع آزمایشی با گروه کنترل و آزمایش بود که 27 پسر و 23 دختر حساب نارسا به‌طور تصادفی در گروه‌های آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش از 12 جلسه آموزش خودگردان بهره‌مند شدند؛ درحالی‌که گروه کنترل به روش سنتی آموزش دیدند. نتایج نشان داد که پس از آموزش تفاوت معناداری بین گروه آزمایش و کنترل وجود دارد و گروه آزمایش در خودپنداره تحصیلی نسبت به گروه کنترل برتری نشان می‌داد.

 

 

 

[1].Coopersmith

 

دانلود فصل دوم پایان نامه با موضوع خود، خودپنداره، خود آرمانی






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
فصل دوم پایان نامه با موضوع خود، خودپنداره، خود آرمانی ,

تاريخ : 10 مهر 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : pop | بازدید : <-PostHit->
تحقیق اهدای گامت و جنین در حقوق جزا و حقوق مدنی

تحقیق اهدای گامت و جنین در حقوق جزا و حقوق مدنی

دانلود تحقیق اهدای گامت و جنین در حقوق جزا و حقوق مدنی

تحقیق اهدای گامت و جنین در حقوق جزا و حقوق مدنی
دسته بندی حقوق
فرمت فایل doc
حجم فایل 124 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 304

تحقیق اهدای گامت و جنین در حقوق جزا و حقوق مدنی

الف) اهدای گامت و حقوق جزا

مسئله ای كه در دیدگاه حقوق جزا مطرح می باشد، این است كه آیا تلقیح مصنوعی را می‌توان به عنوان یك عمل مجرمانه تلقی نمود یا خیر؟ ماده (637) قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد: هرگاه مرد و زنی كه بین آنها علقه  زوجیت نباش، مرتكب عمل منافی عفت، غیر از زنا از قبیل تقبیل یا مضاجعه شوند، به شلاق تا نود و نه ضربه محكوم خواهند شد و اگر عمل با عنف و اكراه باشد فقط اكره كننده تعزیر می شود.» مطابق ماده فوق، هر زن و مردی كه بین آنها علقه زوجیت نباشد و مرتكب عمل منافی عفت شوند اگر با رضایت طرفین باشد تا نود و نه ضربه شلاق محكوم خواهند شد و در صورت اكره فقط مكره محكوم می شود. حال آیا می توان ادعا كرد كه تلقیح مصنوعی اسپرم مرد بیگانه به رحم زن اجنبی از مصادیق اعمال منافی عفت غیر از زنا ذكر شده است، بارزترین مصادیق اعمال منافی عفت غیر از زنا محسوب كنیم، نه مصادیق انحصاری آن. ولی با توجه به ظهور عرفی كلمه «اعمال منافی عفت» خصوصاً با ملاحظه تمثیل قانونگذار از این اعمال، می توان ادعا كرد كه مقصود از اعمال منافی عفت غیر از زنا، عبارت است از هر نوع رابطه مستقیم و غیرمشروع بین مرد و زنی كه بین آنها علقه زوجیت موجود نباشد. بنابراین، تلقیح مصنوعی مشمول عنوان اعمال منافی عفت نخواهد بود؛ زیرا در تلقیح، هیچ گونه رابطه مستقیم و بدون واسطه بین زن و مرد اجنبی وجود ندارد. اصل تفسیر مضیق مقررات جزایی نیز استدلال فوق را تأیید می نماید؛ زیرا مطابق ماده (2) قانون مجازات اسلامی:

«هر فعل یا ترك فعلی كه در قانون برای آن مجازات تأمین شده، جرم است.» و چون تلقیح مصنوعی در هیچ یك از متون قانونی به عنوان جرم ذكر نشده یا برای آن مجازات یا اقدامات تأمینی یا تربیی تعیین نگردیده است، به حكم ماده فوق و اصل تفسیر مضیق قوانین جزایی، تلقیح اسپرم مرد بیگانه به رحم زن جرم تلقی نمی شود. ولی از سوی دیگر، طبق ماده (3) آیین دادرسی مدنی، در مورد سكوت و نبودن نص خاص، باید به عرف و عادت مسلم مردم مراجعه نمود و به نظر می رسد كه عرف و عادت مسلم فعلی اكثریت مردم ایران، مقررات فقهی و دستورات اسلامی است كه جنبه استمرار داشته و الزام وجدانی پیدا كرده است و مطابق شریعت مقدس اسلام و فقه امامیه، همانطور كه قبلاً بیان شد، لقاح مصنوعی با منی مرد بیگانه ممنوع است. از این رو می توان گفت ماده (3) قانون آیین دادرسی مدنی نسبت به ماده (2) قانون مجازات اسلامی حاكم است و بدین جهت باید مطابق ماده (3) قانون آیین دادرسی مدنی و با عنایت به عرف فعلی مردم ایران، تلقیح منی مرد بیگانه به رحم زن اجنبی را جرم تلقی كرد و از نظر مجازات نیز به علت اینكه مقدار و نوع آن در قانون و شرع تعیین نشده مطابق ماده 16 قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) تعیین مقدار و نوع مجازات به نظر حاكم واگذار شده است؛ كه البته این مجازات باید كمتر از مقدار حد باشد. بنابراین، با توجه به مطالب گفته شده در حقوق جزا فقط اهدای اسپرم جرم تلی شده و اهدای تخمك و جنین جرم نیست[1].

ب) قانون مدنی و اهدای جنین

برای حل مشكل زوجین نابارور و تأمین خواسته آنان در 2/4/82 قانون نحوه اهداء جنین به زوجین نابارور به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید كه در 8/5/1382 مورد تأیید شورای نگهبان واقع شد و در روزنامه رسمی شماره 17033 مورخ 29/5/82 منتشر گردید. این قانون كه دارای 5 ماده است در مقایسه با قوانین كشورهای پیشرفته به ویژه قوانین فرانسه بسیار ابتدایی و ناقص است؛ لیكن از لحاظ اینكه مسأله انتقال جنین را تا حدی حل كرده و قواعد و ضوابط تازه ای آورده و تحولی در حقوق ایران ایجاد كرده قابل توجه است.


[1] - سید علی علوی قزوینی- تلقیح مصنوعی- انتشارات باشگاه اندیشه-86.

...

تشریفات اهداء جنین

از لحاظ شرایط صوری  تشریفات، به موجب قانون جدید، علاوه بر موافقت كتبی زوجین صاحب جنین، زن و شوهر متقاضی باید مشتركاً تقاضای كتبی خود را تنظیم و تسلیم دادگاه كنند (ماده2). قانون به صراحت از كتبی بودن درخواست سخنی نگفته ولی از كلمه «تنظیم» این امر قابل استنباط است. دادگاه صالح در این خصوص دادگاه خانواده است كه خارج از نوبت و بدون رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی به درخواست رسیدگی و تصمیم گیری می كند. «عدم تأیید صلاحیت زوجین قابل تجدیدنظر می باشد» (ماده4). از لحاظ صلاحیت نسبی در طرح نخستین به صلاحیت محاكم خانواده «محل سكونت زوجین» تصریح شده بود؛ ولی معلوم نیست به چه دلیل این قید در قانون مصوب حذف شده است. دادگاه خانواده در صورتی با انتقال جنین موافقت می كند كه وجود شرایط لازم در درخواست كنندگان را احراز كند. یكی از این شرایط كه جنبه تشریفاتی دارد ارائه گواهی معتبر پزشكی مبنی بر عدم امكان بچه دار شدن زوجین و استعداد زوجه برای دریافت جنین است. قانون از مرجع صادر كننده گواهی و كیفیت صدور آن سخنی نگفته و از این لحاظ ناقص است و شایسته است در آیین نامه اجرایی قانون این نقیصه، با بهره گیری از حقوق تطبیقی از جمله حقوق فرانسه، مرتفع گردد.

2- آثار انتقال جنین

برابر ماده3 قانون نحوه اهداء جنین «وظایف و تكالیف زوجین اهدا گیرنده جنین و طفل متولد شده از لحاظ نگهداری و تربیت و نفقه و احترام نظیر وظایف و تكالیف اولاد و پدر و مادر است». این عبارت مشابه ماده 11 «قانون حمایت از كودكان بدون سرپرست مصوب 1353 می باشد. در واقع قانون گذار جدید با اقتباس از ماده 11 قانون یاد شده، برای طفل ناشی از انتقال جنین همان حقوق و تكالیفی را قائل شده است كه قانون گذار 1353 برای طفل تحت سرپرستی در نظر گرفته است. قابل ذكر است كه در قانون حمایت از كودكان بدون سرپرست عبارت «نظیر حقوق و تكالیف اولاد و پدر و مادر» ذكر شده، در حالی كه در قانون اخیر عبارت «نظیر وظایف و تكالیف اولاد و پدر و مادر» آمده است. در عبارت مصوب مجلس شورای اسلامی «حقوق و تكالیف ...» ذكر شده بود كه طبق نظر می رسد كه وظایف و تكالیف دو كلمه مترادف هستند كه ذكر آن در قانون قابل ایراد است و بهتر بود به جای حذف «حقوق» از ذیل ماده و افزودن كلمه وظایف آن، صدر ماده به «حقوق و تكالیف» تبدیل می شد.

به هر حال از ماده 3 قانون چنین برمی آید كه توراث بین طفل حاصل از انتقال جنین و زن و شوهر پذیرنده وجود ندارد و این قاعده با نظر فقهای اسلامی و شورای نگهبان منطبق است. توضیح آنكه در ماده 3 مصوب مجلس شورای اسلامی چنین آمده بود: «رعایت حقوق و تكالیف حاكم بر روابط فرزند و پدر و مادر بر زوجین گیرنده جنین الزامی است»؛ ولی شورای نگهبان آن را نپذیرفت، با این استدلال كه «اگر مقصود از مفاد ماده 3 ترتیب كلیه آثاری است كه برای فرزند واقعی می باشد، خلاف شرع است و اگر مقصود دیگری است مشخص شود تا اظهار نظر گردد». از این عبارت به وضوح بر می آید كه شورای نگهبان حق توارث بین طفل و زوجین پذیرنده قائل نیست؛ زیرا چنانكه گفتیم، فقها طفل را به صاحبان اسپرم و تخمك ملحق می كند و فقط بین آنان توارث قائلند. بنابراین، در حقوق ایران، برخلاف حقوق فرانسه، بین طفل و زن و شوهر پذیرنده توارث وجود ندارد. اما در مورد منع نكاح بین طفل و زوجین پذیرنده و اقربای نزدیك آنان از ظاهر قانون كه آثار قرابت ناشی از انتقال جنین را احصا كرده برمی آید كه منع نكاح وجود ندارد، در حالی كه چنین طفلی به منزله پذیرندگان است و عرف و مصلحت طفل و خانواده و جامعه اقتضا می كند كه این قرابت مانند قرابت نسبی یا رضاعی مانع نكاح و سبب محرمیت باشد. برخی از فقهای معاصر هم گفته اند كه زنی كه جنین را در رحم خود پرورش داده مادر یا در حكم مادر است و شوهر زن، اگر طفل دختر باشد، ربیبه او به شمار می آید كه از محارم است. بنابراین جا داشت كه قانون گذار به منع نكاح تصریح می كرد. ...

...

دانلود تحقیق اهدای گامت و جنین در حقوق جزا و حقوق مدنی






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
تحقیق اهدای گامت و جنین در حقوق جزا و حقوق مدنی ,

تاريخ : 10 مهر 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : pop | بازدید : <-PostHit->
نقش ضمیرناخودآگاه درنقاشی كودكان و سبك سوررآلیسم

نقش ضمیرناخودآگاه درنقاشی كودكان و سبك سوررآلیسم

دانلود نقش ضمیرناخودآگاه درنقاشی كودكان و سبك سوررآلیسم

نقش ضمیرناخودآگاه درنقاشی
كودكان و سبك سوررآلیسم
دسته بندی هنر و گرافیک
فرمت فایل doc
حجم فایل 0 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 424

نقش ضمیرناخودآگاه درنقاشی

كودكان و سبك سوررآلیسم

فهرست

 

عنوان

صفحه

چكیده................................

پیشگفتار.............................

مقدمه................................ 1

فصل اول: ضمیرناخودآگاه چیست...........

بخش اول...............................

ضمیر ناخود آگاه چیست؟................. 9 

آشنایی با دو نیمكره.................. 12

بخش دوم...............................

فروید و ضمیر ناخودآگاه................ 21

نظریه‌هایی در مورد ناخودآگاه.......... 30

فصل دوم : آفرینش هنری كودكان ........

بخش اول ..............................

تاریخچة مطالعة نقاشی كودكان........... 41

طبقه‌بندی مراحل رشد نقاشی در كودكان... 42

الف – خط‌خطی كردن ( از تولد تا دو سالگی ) 43     

ب – از دوسالگی تا پنج سالگی ( ماندالا) 45    

ج – پنج تا هشت سالگی (شفاف‌بینی‌ )...... 48

د- هشت تا سیزده سالگی (واقع‌گرایی بصری)   49 

مراحل رشد از دیدگاه پیاژه ........... 51

مراحل رشد از دیدگاه فروید............ 58

بخش دوم...............................

نقاشی چیست؟.......................... 66

الف – خط ............................ 67

ب - فضا.............................. 68

ج – رنگ.............................. 69

د – تصویر ........................... 69

هـ – سنبلها و نمادها.................. 70

نظریهای ادراكی تصاویر................ 72

الف – نظریه‌های پرسپكتیو ـ فرافكنی..... 72

ب - نظریه‌های بوم شناختی گیبسون........ 74

ج - نظریة ساختمان‌گرایان دربارة ادراك تصویر  76 

د - نظریة گشتالت ادراك تصویری........ 79

بخش سوم...............................

فرآیندهای پیچیده نقاشی و تأثیرات آن بر نقاشی كودكان  84 

الف – زبان گرافیكی در نقاشی كودكان... 85    

 - شكلهای ساده....................... 85

 - رجهان الگو و حركت................. 88

 - تركیب‌بندی شكلهای و خطوط........... 89

- تعیین محل............................ 90

- ترتیب و توالی....................... 91

 - برنامه‌ریزی........................ 92

- طرح................................ 93

ب – تأثیر موقعیت نسبی نقاشی............ 95

ج – تأثیر سرمشقهای بصری و مكانی....... 96

فصل سوم..............................

افكار فروید و كاربردهای ضمیر ناخودآگاه در شكل‌گیری سبك سوررآلیسم

بخش اول...............................

هنر نوین............................. 109

سرآغاز............................... 109

الف – مفهوم، شناخت، تصویر............ 110

ب – سبك، شكل، محتوا................... 113

بخش دوم...............................

دادا بستری برای سوررآلیسم............. 118

الف – باروك تا دادا.................. 119

ب – داداایسم......................... 125

 - آ‎غاز كار.......................... 125

- مانیفست‌ و بیانیه‌ها................. 129

- نتیجه و پایان كار داداایسم......... 131

بخش سوم...............................

فروید و مراتب سوررآلیسم.............. 136

 الف – اتوماتیسم پدیده خود انگیختگی.. 136

ب – ضمیر ناخودآگاه.................... 142

- تخیل................................ 144

- رؤیا............................... 147

- نماد................................ 151

ج – از ارسطو تا هگل.................. 154

 د -نظریه‌های هنری فروید.............. 159

تصعید یا برتر نمودن................... 161

 

بخش چهارم................................

سوررآلیسم...............................

الف- آغاز كار........................... 165

ب- بحثی در باب سوررآلیسم................. 166

فصل چهارم: .............................

مقایسه نقش ضمیر ناخودآگاه در آثار هنری كودك و هنرمندان سوررآلیسم...............................

بخش اول...............................

روش تحلیلی ساختار نقاشی كودكان........ 169

سرآغاز............................... 169

بررسی ویژگی‌های ساختاری و محتوای نقاشی در كودكان  171

الف – تحلیل فضای نقاشی كودكان......... 171

ب – خطوط ترسیمی...................... 175

ج –رنگ و تخیلات........................ 177

 - نماد رنگها......................... 184   

  جنبه های تحلیلی ساختار نقاشی كودكان. 190

الف – نمادگرایی‌ كلی و اجزای نمادین در نقاشی كودكان 191

- خانه – درخت – آدمك.................. 191

بررسی سمبولیك ( اعضای آدمك ).......... 204

الف – سر ............................ 204

ب – صورت............................. 204

ج – تنه.............................. 207

د – اعضا............................. 208

هـ – خورشید و ماه.................... 211

 و – حیوانات......................... 213

نقاشی و ناسازگاری.................... 215

- عقب افتادگی ذهنی................... 217

تفسیر نقاشی كودكان................... 218

سایه زدن............................ 218   

هنر و درك هنری كودكان............... 229

بخش دوم..............................

تحلیل آثار نقاشی سوررآلیسم........... 232

سر آغاز ............................ 232

تحلیل در آثار نقاشی سوررآلیسم........ 258

اتوماتیسم در اروتیسم درسوررآل....... 260

نقش جنسیت در آثار كودكان............ 289

الف – ترسیم آدمك و مراحل تحول عاطفی... 289

- مرحله دهانی....................... 289

- مرحله مقعدی....................... 290

- مرحله احلیلی...................... 291

- مرحله اد‌یپی ـ تناسلی.............. 292

 ب – اولین ترسیمهای كودك از اختلاف جنسیت   293    

ج – رمزگرایی جنسی در نقاشی........... 294

د – نمادهای جنسی در آثار نقاشی كودكان. 296

نتیجه گیری........................... 309

منابع و مآخذ   315

...

مقدمه :

انسان بدوی چون «دم» یا «روان» خود را شناخت، بر او نام همزاد داد و در تصویر بركه‌ها با او ملاقات و در سایه هایش او را همراه نمود و موجودات دیگر را نیز به خود قیاس سپس بر این باور شد كه جادو علمی است قابل اطمینان و او را از گزند حوادث مصون و بر غلبه با دشمنان یاری می دهد . او با جادو ، رقصها ، شكلهای نقاشی شده بسیار ساده و انتزاعی و باورهایی راسخ ، بر مراسم جادویی تأكید می ورزید و این اعمال را تنها داروی امراض و بركت ریزش باران و غلبه بر رقیب و شكار می دانست . ولی هر چه از عمر بشر گذشت ، برخورد او  با عالم خارج بیشتر ، و آزمایشهای او مكررتر شد . حوزه دید و دریافت او وسعت گرفت و مفاهیم كهنه بی اعتبار گشت . بشر بیش از بیش به جدایی بی جان و جاندار و انسان و حیوان پی برد . جان را به حیوانات و گیاهان مختص ساخت و خود را واجد چیزی پنداشت برتر و فاخرتر از جان سائقه خودبینی بر آن شد كه «روان» یا «روح» آدمی كاملا" از جسم مستقل است و بر خلاف «جان حیوانی» با مردن تن، نمی میرد . او در جریان قرون ، مفهوم «روح» را گسترد و حالات «درونی»  خود  را كه نمی توانست به عضو معینی نسبت دهد ، نشأت روح مرموز خود دانست. [1] «افلاطون مانند سقراط «روح» را جوهری فعال خواند كه در انسان سه جلوه دارد:

عقلی و شوقی و شهوی . جلوه عقلی برترین جلوه هاست . باید بدان گرائید و كوشید تا همواره بر دو جلوه دیگر چیرگی ورزد[2]».

«از یكسو ارسطو وحدت و هماهنگی موجود میان فعالیت های ارگانیسم را «روح» نامید، روح ارسطویی به سه وجه ظاهر می شود : یكی بصورت روح گیاهی كه كارش تغذیه و تولید مثل است ، دیگری روح حیوانی كه احساس و  تخیل را می سازند ، دیگری روح عقلی كه باقی و خالد است2».

از سوی دیگر ، طبیبان یونانی وجود روح را مورد تردید قرار دادند و بدن را موجه «حالات روانی» تلقی كردند . در قرن پنجم (قبل از مسیح) ، الكسئون از تشریح بدن انسان و تأمل در چگونگی امر «دیدن» پی برد كه «مغز» انسان مبدأ اصلی حالات روحی است . ولی مغز به خودی خود كار نمی‌كند ، بلكه به وسیله «حواس» از عالم خارج مایع می‌گیرد.

با انحطاط یونانیان و برقراری رومیان بازار هواداران روح مجددا" گرم شد . دانشوران یهودی كه در اسكندریه علمدار حكمت شدند ، معتقدات یهود را با فلسفه یونانی آمیختند و بیش از بیش میان جسم و جان تفاوت گذاشتند . پس از آن مسیحیت اعلام داشت كه تفاوت ایندو از زمین تا آسمان است .

رنسانس اروپا ، دنیای كهنه را با تمام مفاهیم و معتقداتش لرزانید با حضور رنسانس علم و ادبیات از اسارت دین آزاد شد .  بشر با چشمان باز به تماشای عالم پرداخت به خود و آینده امیدوار گشت . و بر خلاف قرون وسطی از فكر آخرالزمان و قیام قیامت انصراف جست «اهل علم در دو میدان وسیع، بكار پرداختند . گروهی به حل و فصل مشكلات اجتماعی انسان ، و گروهی بشناخت قوای طبیعی برخاستند . مساعی این هر دو دسته بضعف دین و قدرت علوم منجمله روانشناسی انجامید[3]».

«فرانسیس بیكن باب مشاهده و تجربه را گشود . رسانید كه از گوشه گرفتن و خیال بافتن و كائنات را با مفاهیم مجهولی چون «روح» و «خدا» توجیه كردن، بجایی نتوان رسید . باید بتهای فردی و سنت های اجتماعی را در هم شكست و با شكیبایی در حوزه واقعیات بمشاهده و تجربه پرداخت . زیرا به قول «گالیله» : «حتی با هزار دلیل هم نمی توان یك حقیقت تجربی را باطل كرد[4]».

با این همه روح از عرصه روانشناسی بیرون نرفت دكارت و پیروانش اگر چه نسبت به معارف گذشتگان شك نمودند و با احتیاط بحلاجی تفكرات قبل پرداختند ، اما همچنان متأثر سنتها باقی ماندند و از یك سو تضاد بین جسم و روح را مورد تاكید قرار دادند و از سوی دیگر حركات حیوانات را تحت تأثیر عوامل مبهمی بنام «نفوس حیوانی» پنداشتند.

دوره روشن فكری از اواخر سده هفدهم آغاز گشت و در هر كشوری به رنگی در آمد: در انگلیس با مردمی اهل آزمایش و عمل ، به صورت دبستان «تجربی» در آلمان و فرانسه با اهلیتی كه نظر بر عمل چیرگی داشت، دو دبستان «عقلی» و «طبیعی» اهمیت یافت .


1-  فروید، زیگوند، آینده یك پندار ، هاشمی رضی ، چاپ دوم ، انتشارات آسیا، تهران (1357) ص 154تا 143.

1-آریان پور . امیرحسین، فرویدیسم چاپ دوم انتشارات امیركبیر. تهران (1357) ص 20و19.

2- آریان پور، همان منبع ، ص 22.

1-     آریان پور.امیرحسین.فرویدیسیم .ص 22.

       [4]- آریان پور. امیرحسین . همان منبع، ص 23.

...

دانلود نقش ضمیرناخودآگاه درنقاشی كودكان و سبك سوررآلیسم






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
نقش ضمیرناخودآگاه درنقاشی كودكان و سبك سوررآلیسم ,